َا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ» و اما کساني که فاسق شدند جايگاهشان آتش است که هر نوع عذاب و بدبختي در آن وجود دارد و يک لحظه عذاب از آنها دور نمي شود. « كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا» هر زمان که بخواهند از آن بدر آيند بدانجا بازگردانده مي شوند و سختي عذاب بر آنها شدت مي گيرد. « وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ » و به آنها گفته مي شود بچشيد عذاب آتشي که آن را دروغ مي پنداشتيد. پس جايگاه و محل زندگي آنها در اين آتش خواهد بود. اما عذابي که قبل از آن است و مقدمه اي براي آن مي باشد عذاب برزخ است و آن را در اين آيه بيان مي دارد:وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛ و عذاب  دنيا را پيش  از آن  عذاب  بزرگ  تر به  ايشان  بچشانيم  ، باشد  که باز، گردند.
و به يقين نمونه اي از عذاب نزديک تر را به عذاب برزخ است به فاسقان تکذيب کننده مي چشانيم؛ قسمتي از آن عذاب را پيش از آن که بميرند به آنها مي چشانيم، عذابي  مانند اذّيت  و کشته شدن. همان طور که مشرکين در جنگ بدر به چنين عذابي گرفتار شدند. همچنين به هنگام مرگ نيز گوشه اي از اين عذاب را به آنان مي چشانيم، همانگونه که خداوند متعال در اين زمينه مي فرمايد:« وَلَو تَرَي إِذِا الظَّلِمُونَ فِي غَمَرَتِ المَوتِ وَالمَلَئِکَةُ بَاسطُوا أَيدِيهم أَخرِجُوآ أَنفُسَکُم ُ اليومَ تُّجزونَ عَذَابَ الهُونِ » اگر ستمکاران را در آن وقت که در گرداب هاي مرگ فرو رفته اند مي ديدي، امري بس هولناک را مشاهده مي کردي، و مي ديدي که فرشتگان دست هايشان را به طرف آنان دراز کرده اند و به آنان مي گويند:« جان هايتان را بيرون کنيد؛ امروز به عذاب خوار کننده اي کيفر مي يابيد.»
سپس عذاب نزديک تر را پيش از عذاب آخرت و در برزخ برايشان کامل مي گرداند. و اين آيه از جمله دلايل اثبات عذاب قبر است و دلالت آن آشکار مي باشد زيرا خدا مي فرمايد:« وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى» و قطعا پاره اي از عذاب نزديک تر و کم تر را در اين جهان به آنها مي چشانيم؛ و اين دلالت مي نمايد که قبل از عذاب بزرگ تر که جهنم است عذابي نزديک تر و کم تر وجود دارد. و از آنجا که عذاب دنيا گاهي با مرگ همراه نيست خداوند خبر داد که اين عذاب را به آنها مي چشاند شايد به سوي او بازگردند و از گناهانشان توبه نمايند . خداوند متعال مي فرمايد:« ظَهَرَ الفَسَادُ فِي البّرِّ وَالبَحرِ بِمَا کَسَبَت أَيدِي النَّاسِ لِيذيقَهُم بَعضَ الَّذِي عَمِلُوا» فساد در خشکي و دريا به سبب آنچه مردم کرده اند آشکار گرديده است تا سزاي برخي از آنچه را که  کرده اند به آنها بچشاند، شايد بازگردند.وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ؛ کيست  ستمکارتر از آن  کسي  که  او را به  آيات  پروردگارش  پند دهند ولي  اعراض  کند ? ما از مجرمان  انتقام  مي  گيريم.
هيچ کس ستمکارتر و متجاوزتر از آن کس نيست که به آيات پروردگارش پند داده شود؛ آياتي که از جانب پروردگارش به نزد او آمده است، خداوندي که مي خواهد او را تربيت نمايد و نعمت خويش را به وسيله پيامبرانش بر او کامل گرداند، آياتي که او را به منافع ديني و دنيوي فرمان مي دهد و از زيان هاي ديني و دنيوي نهي مي کند که بايد در مقابل آن تسليم شود و به آن ايمان بياورد و از آن ها اطاعت کند و شکر آن ها را بگذارد . اما اين ستمگر به آن ها ايمان نمي آورد و از آن ها پيروي نمي کند بلکه روي مي گرداند و آن ها را پشت سر مي اندازد. پس چنين فردي از بزرگ ترين مجرمان است؛ آنهايي که سزاوار سخت ترين عذاب مي باشند. بنابراين فرمود:« إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ» بدون شک ما از گناهکاران انتقام مي گيريم.وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُن فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ؛ هر آينه  به  موسي  کتاب  داديم  از ديدار او در ترديد مباش   و آن  را  راهنماي  بني  اسرائيل  قرار داديم.
وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ؛ از ميان  آن  قوم  پيشواياني  پديد آورديم  که  چون  صبوري  پيشه  کردند و به ، آيات  ما يقين  داشتند ، به  فرمان  ما به  هدايت  مردم  پرداختند.
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ؛ هر آينه  پروردگار تو در روز قيامت  در آنچه  اختلاف  مي  کردند ميانشان   داوري  خواهد کرد.
وقتي خداوند آياتش را بيان کرد که بندگانش را با آن پند داده است و آن قرآن است که خداوند آن را بر محمد (ص) نازل فرموده است ، بيان نمود و تذکر داد که قرآن کتاب تازه اي نيست که پيش از آن چنين کتابي نيامده باشد و کسي که قرآن را آورده است اولين پيامبر نيست، بلکه « وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ» به موسي کتاب تورات را داديم که قرآن را تصديق مي کند و قرآن نيز آن را تصديق و تاييد مي نمايد، و حقي که هر دو بيان مي دارند مطابق با يکديگر است و دليل و حجت هر دو ثابت و استوار است. « فَلَا تَكُن فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَائِهِ» پس در اين که موسي تورات را با نهايت رضايت و خشنودي دريافت  کرده است شک نداشته باش چون دلايل حق به روشني و پي در پي آمده اند و جايي براي شک باقي نمانده است. « وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ» و کتابي را که به موسي داديم مايه هدايت ديني اسراييل گردانيديم که در اصول و فروع دين خود به وسيله آن راهياب مي گردند و قوانين آن براي زماني که بني اسراييل در آن بودند مناسب بود، اما خداوند اين قرآن را مايه هدايت همه مردم قرار داده است چون قرآن تا روز قيامت مردم را در امور ديني و دنيوي شان هدايت مي کند،زيرا قرآن کامل و بلند مرتبه است:« وَإِنَّهُ فِي أُمِ الکِتَبِ لَدَينَا لَعَلَّي حَکِيمُ» و همانا که آن قرآن در کتاب اصلي لوح المحفوظ پيش ما بسيار رفيع و با حکمت است.
« وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» و از ميان بني اسراييل پيشواياني پديدار کرديم که به شريعت و راه هاي هدايت آگاه و عالم بودند؛ خودشان هدايت يافته بودند و بدين وسيله ديگران را نيز هدايت مي کردند. پس کتابي که به سوي آنها فرستاده شد مايه هدايت است. و کساني که به آن ايمان آوردند دو گروه هستند: يک گروه پيشواياني هستند که به فرمان ما هدايت و راهنمايي مي کنند، و گروه ديگر پيروان و راه يافتگاني هستند که به وسيله پيشوايان هدايت شده اند. گروه اول مقامشان بعد از مقام نبوت و پيامبران بالاترين مقام است. و اين مقام صديقان است ، و آنها « لَمَّا صَبَرُوا» آنگاه که بر ياد گرفتن و ياد دادن، و دعوت کردن به سوي خدا و تحمل اذيت و آزار در را