و همجنسبازي خود را دور و پاك ميدارند. خداوند آن قوم زشت بگرداند! بهترين خوبيها را به منزلة بدترين بديها قرار داده بودند. آنها به نافرماني پيامرشان اكتفا نكردند، و به جايي رسيدند كه او را بيرون كنند و بلا در گرو نحوهي سخن گفتن است. پس آنها گفتند: أخرجهم من قريتكم إنهم أناس يتطهرون آنان را بيرون كنيد، چرا كه مردماني پاكدامن و دور از ناپاكيها هستند. و مفهوم اين سخن چنين است: و شما مردماني آلوده هستيد و كار زشتتان اقتضا ميكند كه عذاب خدا بر آبادي و شهرتان نازل شود و هر كس از آن بيرون رود نجات مييابد.
بنابراين خداوند متعال فرمود: فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِينَ او و خانوادهاش را نجات داديم، مگر زنش را كه خواستيم جزو باقي ماندگان باشد. ماجرا به اين صورت بود كه وقتي فرشتگان به صورت مهمان به نزد لوط آمدند، و قومش از آمدن آنها با خبر شدند، به سوي آنها آمدند، و قومش از آمدن آنها باخبر شدند، به سوي آنها آمدند و خواستند كه با آنان كار زشت انجام دهند. لوط در را به روي آنها بست، و بسيار بر او دشوار آمد، سپس ملائكه او را از اهميت وضعيت خبر داده و گفتند: ما آمدهايم تا تو را از ميان آنان نجات دهيم، و گفتند: ما ميخواهيم اين قوم را هلاك كنيم، و زمان نابودياشان صبح است. و لوط را دستور دادند تا به هنگام شب حركت كند، به جز زنش كه عذاب قومش او را نيز فرا گرفت. پس لوط به همراه خانوادهاش شبانه از شهر بيرون رفت، و آنان نجات پيدا كردند. و به هنگام صبح عذاب خدا قومش را فرا گرفت، خداوند خانههايشان را زيرورو كرد، و آنان را سنگباران نمود؛ سنگهايي كه نزد خداوند نشانهگذاري شده بودند.
بنابراين در اينجا گفت: وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِينَ و بر آنان باران سنگ بارانديم و باران بيم داده شدگان چه بد باراني است، و عذابشان چه بد عذابي است! و چون آنها بيم داده شدند، اما باز نيامدند، پس خداوند عذاب سخت خود را بر آنان فرود آورد.
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى بگو: ستايش و مدح و تعريف است، چرا كه صفتهاي او كامل است و خوبيها و بخشودگيها و عدالت، و حكمت او در كيفر دادن تكذيب كنندگان و ستمگران زيبا و به جاست. نيز بر بندگان خدا سلام و درود بفرست؛ بندگاني كه خداوند آنان را در ميان جهانيان برگزيده است، و آنها پيامبران و برگزيدگان پروردگار جهانياناند. بر آنها سلام بگو تا يادشان گرامي داشته و جايگاه و ارزش آنها خاطرنشان شود، چون آنان از هر شر و آلودگي سالم بوده، و پروردگارشان را از هر نقص و عيبي بدور دانستهاند.
آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ اين استفهامي است كه جوابش معلوم است. يعني آيا خداوند بزرگ كه صفتهايش كامل و الطافش بيكران ميباشد، بهتر است يا بتهايي كه به همراه خدا پرستش ميكنيد؟! حال آنكه اين بتها از هر جهت ناقصاند و فايده و زياني به كسي نميرسانند، و به اندازة ذرهاي نميتوانند به خودشان و به عبادت كنندگان خود سود و زيان برسانند پس خدا بهتر است از چيزهايي كه شريك وي ميسازند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:250.txt">آيه 64-60</a><a class="text" href="w:text:251.txt">آيه 66-65</a><a class="text" href="w:text:252.txt">آيه 70-67</a><a class="text" href="w:text:253.txt">آيه 75-71</a><a class="text" href="w:text:254.txt">آيه 77-76</a><a class="text" href="w:text:255.txt">آيه 78</a><a class="text" href="w:text:256.txt">آيه 81-79</a><a class="text" href="w:text:257.txt">آيه 82</a><a class="text" href="w:text:258.txt">آيه 85-83</a><a class="text" href="w:text:259.txt">آيه 86</a><a class="text" href="w:text:260.txt">آيه 90-87</a><a class="text" href="w:text:261.txt">آيه 93-91</a></body></html>وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا و کسي از شما نيست مگر اينکه وارد آن [دوزخ] مي شود .اين امر، حتمي و فرماني قطعي است. بر پروردگارتان.
ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوا وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا سپس پرهيزگاران را نجات مي دهيم و ستمگران را به زانو افتاده در آن رها مي سازيم. 
اين خطاب به همۀ خلائق و مردمان است؛ به نيکوکار و بدکار، مومن و کافر. خداوند همه را خطاب مي نمايد که همۀ آنان وارد جهنم مي شوند، اين حکمي است قطعي که خداوند آن را انجام مي دهد و بندگانش را به آن وعده داده است، پس بايد اجرا شود و راهي براي به وقوع نه پيوستن آن وجود ندارد. 
اما در معني وارد شدن اختلاف شده است، گفته شده که ورود به معني حاضر شدن جهنم در برابر همۀ خلائق و مردمان است، تا هر يک پريشان و هراسان شود، سپس خداوند پرهيزگاران را نجات مي هد. و گفته شده ورود يعني عبور و گذر بر صراط که روي جهنم است، پس مردم بر حسب اعمال خود از آن عبور مي کنند، بعضي در يک چشم به هم زدن از آن عبور مي نمايد، و بعضي چون باد از آن مي گذرند، و بعضي چون اسب هاي تيزرو مي گذرند، و بعضي چون شتران تيزرو از آن عبور مي نمايند، و برخي مي دوند و از آن عبور مي نمايند، و برخي راه مي روند، و برخي مي خزند، و برخي ربوده مي شوند، و در جهنم مي افتند، و هر يک به اندازۀ پرهيزگاري اش از آن عبور مي کند. 
بنابراين فرمود: (ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوا) سپس کساني را نجات مي دهيم که با انجام آنچه بدان فرمان يافته اند ، و با پرهيز از آنچه از ارتکاب آن نهي شده اند تقواي الهي را رعايت کرده اند. (وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا ) و کساني که با کفر ورزيدن و ارتکاب گناهان ستم کرده اند، در حالي که به زانو افتاده در جهنم رها مي کنيم، و به سبب ستمگري و کفرشان هميشه در جهنم مي مانند و عذاب بر آنها واقع مي شود، و راه چاره اي ندارند.أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَّا كَانَ لَكُمْ أَن تُنبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ [آيا طاغوتها قدرتمندترين] يا خداوندي كه آسمانها و زمين را آفريده، و از آسمان آبي برايتان فرو فرستاده است، پس با آن باغهاي زيبا رويانديم كه شما نميتوانستيد درختانش را بروبانيد. آيا معبودي با خدا هست؟ در حقيقت آنها گروهي كجرو هستند.
أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ [آيا بتها بهترند] يا خداوندي كه زمين را قرارگاه گردانده، و در ميان آن رودخانهها پديد آورده، و برايش كوههاي پابرجا و استوار آفريده است؟ آيا همراه با خداوند معبودي هست؟ بلكه بيشترشا نميدانند.
أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ [آيا بتها بهترند] يا خداوندي كه به فرياد درمانده ميرسد هر گاه او را به كمك بخواهند، و سختيها را دور ميكند، شما را ج