<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">تفسیر راستین (مريم - الناس)</a></body></html>يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا اي يحيي! کتاب را با قوت بگير، و به او در کودکي حکمت داديم. 
وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا و از فضل خود به او مهر و محبت فراوان داديم، و برکت و پاکي نصيبش کرديم، و پرهيزگار بود. 
وَبَرًّا بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّا و نسبت به پدر و مادرش نيکوکار بود، و گردنکش و نافرمان نبود. 
وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا و سلام بر او روزي که به دنيا آمد و روزي که مي ميرد و روزي که زنده برانگيخته مي شود. 
سخن گذشته بر تولد يحيي و دوران جواني و پرورش يافتنش دلالت مي نمايد. وقتي يحيي به حالتي رسيد که مي توانست خطاب و سخن را بفهمد خداوند او را فرمان د اد تا کتاب را با جديت و جهد بگيرد. يعني در حفظ کردن کلماتش و فهميدن معاني اش و عمل کردن به اوامر و نواهي آن بکوشد. حفظ کردن و فهميدن و عمل کردن به امر و نهي، از مصاديق گرفتن با قوت است. يحيي فرمان پروردگارش را اطاعت کرد و به کتاب روي آورد و آن را حفظ کرد و در آن تدبير نمود. و خداوند هوشياري و ذکاوتي به او داد که در ديگران يافت نمي شود. بنابراين فرمود: (وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا)يعني ما در دوران کودکي شناخت احکام خدا و حکم کردن را به او داديم. 
(وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا) و نيز ازجانب خويش به او مهرباني و رحمت داديم که کارهايش به وسيلۀ آن آسان گرديد، واحوالش بهبود يافت و رفتارش با آن ثبات يافت. 
(وَزَكَاةً) و به او پاکي داديم، يعني او را از آفت ها و گناهان پاک نموديم، پس دلش تنها شد و عقلش رشد کرد و اين متضمن آن است که صفت هاي زشت و اخلاق نادرست از وي دور گردد و اخلاق نيکو و صفت هاي پسنديده در وي ريشه بدواند . بنابراين فرمود: (وَكَانَ تَقِيًّا) و پرهيزگار بود، يعني آنچه را که به آن فرمان داده مي شود انجام مي داد، و از آنچه نهي مي شد دوري مي کرد، و هر کس مومن و پرهيزگار باشد دوست خدانود خواهد بود و اهل بهشت مي باشد، و بهشتي را که به پرهيزگاران وعده داده شده، و پاداشي که خداوند براي پرهيزگاري قرار داده است به دست خواهد آورد. 
(وَبَرًّا بِوَالِدَيْهِ) و نيز او نسبت به پدر و مادرش نيک رفتار و نيکوکار بود، يعني از فرمان پدر و مادر سرپيچي  نکرده و با آنها بدي نمي کرد، بلکه در سخن و رفتار با آنها به نيکي رفتار مي نمود. (وَلَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّا ) و از عبادت پروردگارش سرباز نمي زود و گردنکشي نمي کرد و خودش را از بندگان خدا و از پدر و مادرش بالاتر نمي پنداشت، و تکبر نمي ورزيد، پس او هم حق خدا را به جاي مي آورد و هم حق بندگان خدا را، بنابراين او در همۀ احوالش از سلامت و عافيتي که خداوند بهرۀ او نموده بود برخوردار بود؛ هم در آغا و هم در سرانجام کارها از سلامتي بهره مند بود. بنابراين فرمود: (وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا) و سلام بر او روزي که به دنيا آمد و روزي که مي ميرد و روزي که زنده برانگيخته مي شود. و اين بدان معني است که ايشان در اين حالات سه گانه از شر و عقاب در امان است. يعني او از اهل بهشت مي باشد. درود و سلام خدا بر او و بر پدرش و بر همۀ پيامبران باد، و خداوند ما را از آن پيروان آنها بگرداند. و او بخشنده و بزرگوار است.يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ روزي که آسمان را همچون [صفحۀ] نماه ها در هم مي پيچيم، همانگونه که نخستين [بار] آفرينش را آغاز کرديم [ديگر بار] آن را تکرار مي کنيم. و عده اي لازم بر ماست، بي گمان ما انجام دهندۀ [آن] مي باشيم.
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ و به راستي در کتاب هاي نازل شده نوشته ايم پس از آنکه در لوح المحفوظ نوشته شد که همانا زمين، بندگان صالح و شايستۀ من آن را به ارث مي برند. 
خداوند متعال خبر مي دهد که در روز قيامت آسمانها را با اين همه بزرگي و گستردگي، مانند طومار و نامه ها در هم مي پيچد، پس ستارگان پراکنده مي شوند و خورشيد و ماه درهم پيچيده مي شود و از مدارشان خارج مي شوند. 
(كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ) همانگونه که نخستين بار، سهل و ساده آفرينش را آغاز کرديم، آن را از نو باز مي گردانيم. اين وعده ايست بر ما، چرا که قدرت الهي بي نهايت است و هيچ کاري برايش ناممکن نيست. 
يعني آفرينش دوبارۀ مردم از سوي ما همچون نخستين بار است که آنها را آفريديم، پس همانطور که نخستين بار آنها را آفريديم، در حالي که وجود نداشتند، پس از مرگشان نيز دوباره آنها را مي آفرينيم.
(وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ) منظور از زبور کتابهاي نازل شده چون تورات و امثال آن است. (مِن بَعْدِ الذِّكْرِ ) يعني بعد از آنکه آن را در لوح محفوظ نوشتيم که همۀ تقديرات الهي در آن نوشته شده است، در کتابهاي نازل شده بر پيامبران نوشتيم که (أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ ) بندگان شايستۀ من وارث سرزمين بهشت مي شوند؛ کساني که به آنچه خداوند دستور داده است عمل کرده و از آنچه نهي کرده است پرهيز نموده اند. پس خداوند آنها را وارث بهشت مي گردنند. مانند گفتۀ اهل بهشت که مي گويند: (الحمدالله الذي صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوا من الجنه حيث نشاء) سپاس خداوندي را که وعده اي که به ما داده بود راست گرداند و ما را وارث زمين نمود و در هر مکان از بهشت که بخواهيم جاي مي گيريم.
و احتمال دارد که منظور جانشين شدن و به دست گرفتن قدرت در زمين باشد، و اينکه خداوند صالحان را در زمين قدرت مي دهد و آنان را حاکم مي گرداند. مانند فرموده خداوند: (وعدالله الذين ءآمنوا منکم و عملوا الصلحت ليستخلفنهم في الارض کما استخلف الذين من قبلهم) خداوند به کساني از شما که ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده داده است که آنها را در زمين جانشين خواهد کرد، همچنانکه کساني را که پيش از ايشان بوده اند در زمين جانشين کرد.إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغًا لِّقَوْمٍ عَابِدِينَ بي گمان در اين ، ابلاغي [کافي] براي عبادتگذاران است. 
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ و تو را جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم. 
قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ بگو: «جز اين نيست که به من وحي مي شود که خداي شما خداي يگانه است، پس آيا شما مسلمان هستيد؟»
فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنتُكُمْ عَلَى سَوَاء وَإِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ أَم بَعِيدٌ مَّا تُوعَدُونَ پس اگر پشت کردند [وروي گ