نده هاست به سوي خدا بر مي گردد، و خداوند آن را به ارث مي برد، و او بهترين وارثان است. پس بخل ورزيدن به چيزي که هميشه با تو همراه نيست، و بالاخره آن را از دست خواهي داد، و به دست کسي ديگر مي افتد، معني ندارد.
سپس سبب جزائي را بيان کرد و فرمود: « وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» و خداوند از کارهايتان آگاه است. آگاهي خداوند مستلزم آن است که بر کارهاي خوب پاداش خوب بدهد، و بر کارهاي بد سزا دهد. و کسي که ذرّه اي ايمان داشته باشد از انفاق و بخشيدن که موجب پاداش الهي ا ست، دريغ نمي ورزد، و به بخل که سبب عذاب اوست راضي نخواهد بود.لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء سَنَكْتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتْلَهُمُ الأَنبِيَاء بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ؛ هر آينه  خدا شنيد سخن  آن  کسان  را که  مي  گفتند : خدا بينواست  و ما، توانگريم   گفتارشان  را و نيز اينکه  پيامبران  را به  ناحق  مي  کشتند ،  خواهيم  نوشت  ، و گوييم  : بچشيد عذاب  آتش  سوزان  را.
ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيدِ ؛ اين  پاداش  اعمالي  است  که  پيشاپيش  به  جاي  آورده  ايد و گرنه  خداوند  به بندگانش  ستم  روا نمي  دارد.
خداوند از سخنان اين سرکشان خبر مي دهد ، کساني که زشت ترين و بدترين سخن را گفتند. پس خبر داد آنچه را گفتند خدا شنيد، و آن را خواهد نوشت، و کار زشت آنها را که کشتن پيامبران  خيرخواه است، ثبت و ضبط کرده و به سبب اين کارها سخت کيفرشان خواهد داد. و در جواب سخنشان، که مي گفتند: فقير و ما بي نياز و توانگريم، به آنها گفته مي شود: « ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ» بچشيد عذاب آتش سوزان را که بدن را مي سوزاند و به دلها سرايت مي کند. و عذابشان ناشي از ستم خدا بر آنها نيست، زيرا خداوند « لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيدِ» بر بندگان ستم نمي کند و او از اين کار مبرا است، بلکه « ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ» اين کيفر به سبب زشتي هايي است که از پيش فرستاده ايد و اين کارها شما را سزاوار عذاب گرداند، و از پاداش محروم کرد. مفسرين گفته اند اين آيه در مورد گروهي از يهوديان نازل شد که اين چنين گفتند، واز جمله آنان « فنحاص بن عازوراء» از سران علماي يهود در مدينه بود. او وقتي اين سخن الهي را شنيد: « من ذَا الَّذِي يقرِضُ اللَّهَ قَرضَاَ حَسَنَا» کيست که به خداوند قرض نيکو دهد، « وَأَقرِضُوا اللَّهَ قَرضَاَ حَسَنَاَ» و به خداوند قرض الحسنه بدهيد. با تکبر و گستاخي گفت: خداوند فقير است و ما توانگريم. پس خداوند از يهوديان سخن گفت و فرمود؛ کار زشتي که انجام مي دهند چيز تازه اي نيست، بلکه در گذشته زشتي هاي ديگري مانند اين را مرتکب شده اند، و آن « وَقَتْلَهُمُ الأَنبِيَاء بِغَيْرِ حَقٍّ» کشتن پيامبران است که کار بسيار بدي است، اما با وجود اين بر انجام آن جرات کردند، و آنها پيامبران را از روي ناداني و گمراهي نکشتند، بلکه به سبب سرکشي و عناد، آنها را به قتل رساندند.الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىَ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ، کساني  گفتند : ما را با خدا عهدي  است  که  به  هيچ  پيامبري  ايمان  نياوريم ،، مگر براي  ما قربانيي  بياورد که  آتش  آن  را بخورد  بگو : پيش  از من   پيامبراني  با معجزه  ها و آنچه  که  اکنون  مي  خواهيد آمده  اند ، اگر راست   مي گوييد ، چرا آنها را کشتيد ?
فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ جَآؤُوا بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَابِ الْمُنِيرِ ؛ اگر تو را تکذيب  کردند ، پيامبراني  را هم  که  پيش  از تو با معجزه  ها  ونوشته  ها و کتاب  روشنگر آمده  بودند تکذيب  کرده  اند.
خداوند از حالت کساني که به وي دروغ نسبت مي دهند خبر مي دهد، آنهايي که مي گويند: « إِنَّ اللّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا» بدون شک خداوند ما را سفارش نموده « أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىَ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ» که به هيچ پيامبري ايمان نياوريم مگر اينکه او قربانيي بياورد که آتش آن را بخورد، پس، هم به خدا دروغ نسبت دادند، و هم نشانه و معجزه پيامبران را در همين چيز منحصر کردند.
و اين دروغ آشکاري است که مي گويند: ما به هيچ پيامبري ايمان نمي آوريم مگر اينکه قربانيي بياورد که آتش آن را بخورد. آنها مي گفتند: هرگاه پيامبري اين نشانه را نياوَرَد به وي ايمان نمي آوريم، و با اين کار از پروردگارمان اطاعت مي کنيم و به پيمان او وفادار مي مانيم. اما مسلّم است که آنها دروغگو بودند چرا که خداوند چنين تعهدي را از آنان نگرفته بود. هر پيامبري که از سوي خداوند فرستاده شده باشد بانشانه ها و دلايلي تاييد شده و انسانهاي زيادي به وي ايمان آورده اند، و خداوند نشانه پيامبران را فقط در آنچه آنها مي گفتند منحصر نکرده است. با اين وجود آنها دروغي بر زبان آوردند که خود به آن پايبند نبودند، و سخن باطلي را بر زبان آوردند، که خود به آن عمل نکردند. بنابراين ، خداوند پيامبرش را دستور داد که به آنها بگويد: « قُلْ قَدْ جَاءكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ» بگو: پيامبراني پيش از من با نشانه هاي روشني که بر صداقت آنها دلالت مي کرد پيش شما آمدند، « وَبِالَّذِي قُلْتُمْ» و نيز آنچه را شما گفتيد، با خود آوردند، و قربانيي آوردند که آتش آن را خورد، « فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» پس چرا آنها را کشتيد اگر در اين ادعايتان راستگو هستيد؟ پس دروغ و عناد و تناقض آنها آشکار است.
سپس پيامبرش (ص) را دلجويي داد و فرمود: « فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ» کفر ورزيدند، و تکذيب پيامبران خدا عادت و شيوه کفار است، و آنها بدين خاطر پيامبران را تکذيب نمي کنند که آنچه آورده اند  براي آنها قانع کننده نبوده و دليل شان روشن نيست، بلکه « جَآؤُوا بِالْبَيِّنَاتِ» پيامبران با دلايل عقلي و نقلي روشن پيش آنها آمدند، « وَالزُّبُر» و با کتابهاي نازل شده از آسمان که جز پيامبران کسي نمي تواند آن را بياورد. «  وَالْكِتَابِ الْمُنِير» و با ک تابي که احکام شرعي را روشن مي نمايد و محاسن و زيبايي هاي عقلي احکام را بيان مي نمايد، و نيز اخبار راست و صحيح را براي آنها بازگو مي کند.
 و چون کافران عادتشان اينگونه بوده است که به پيامبران ايمان نياورند، کار آنها ترا غمگين نسازد، و به آنها توجه نکن.كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَما الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ مَتَا