نگند، پس اگر براي دين نيز بجنگند بايد براي دفاع از فرزندان و خانواده ها و وطن خود بجنگند.« وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ» و خداوند به آنچه پنهان مي کنند داناتر است، پس خداوند آن را براي بندگان مومن خويش آشکار نموده و منافقان را بر آن مجازات مي نمايد.
سپس خداوند متعال فرمود: « الَّذِينَ قَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُواْ لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا» منافقان هم به جهاد نرفتند، و هم اعتراض نموده و تقدير و قضاي الهي را تکذيب کردند و به برادرانشان گفتند : اگر آنها از ما اطاعت مي کردند کشته نمي شدند. خداوند در رد آنها فرمود: « قُلْ فَادْرَؤُوا» بگو: پس دور نماييد و دفع کنيد، « عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» مرگ را از خود اگر راست مي گوييد که اگر آنها از شما اطاعت مي کردند کشته نمي شدند، چرا که نمي توانند مرگ را از خود دور کنند. و اين آيات دليلي است بر اينکه گاهي در مومن عادت کفر آميز وجود دارد و گاهي عادت  ايماني، و گاهي نيز يکي از اين دو خصلت ها در وي قويتر است.وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ، کساني  را که  در راه  خدا کشته  شده  اند مرده  مپندار ، بلکه  زنده  اند و  نزدپروردگارشان  به  ايشان  روزي  مي  دهند.
فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ، از فضيلتي  که  خدا نصيبشان  کرده  است  شادمانند  و به  آنها که  در پي   شان هستند و هنوز به  آنها نپيوسته  اند بشارت  مي  دهند که  بيمي  بر آنها  نيست و اندوهگين  نشوند.
يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ ، آنان  را مژده  نعمت  و فضل  خدا مي  دهند و خدا پاداش  مؤمنان  را تباه ، نمي کند.
در اين آيات فضيلت و کرامت شهيدان، و بخشش و احساني که خداوند به آنها ارزاني نموده، بيان شده و در ضمن از مومنان به خاطر کشته شدگانشان دلجويي و تسليت بعمل آمده است، و بر جنگ در راه خدا و دفاع از خود و فدا کردن جانشان تشويق شده اند: « وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ» و کساني را که در راه خدا کشته شده اند، يعني در جهاد با دشمنان ، به قصد اعتلاي دين خدا کشته شده اند، « أَموَتَا» مرده نپينداري، يعني نبايد تصور کنيد که اينها مُردند و رفتند و ناپديد شدند و لذت دنيا و بهره مند شدن از رزق و برق آن را از دست دادند، زيرا کساني که از جنگ مي ترسند، و ميلي به شهادت شدن ندارند، دائما در پي آنند که دنيا را از دست ندهند. 
« بَل» بلکه آنان به بزرگترين پاداش دست يافته اند، پاداشي که انسانهاي آزاده براي نيل به آن با يکديگر به رقابت مي پردازند. 
پس آنها « أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ» در بهشت پيش پروردگارشان زنده هستند. و کلمه « عَندَ رَبِهِم» بيانگر آن است که مقام آنها بالاست و به پروردگارشان نزديک اند. « يرزَقُونَ» و از انواع نعمت ها برخوردارند، نعماتي که صفت و حالت آنها را کسي نمي داند، مگر خداوندي که نعمت ها را ارزاني داشته است.
با وجود اين « فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِه» به آنچه خداوند از فضل و بخشش خود به آنها داده است شادمان هستند. و يا آن نعمتها چشمهانشان روش شده است، و شادمان و خوشحال هستند، چون آن نعمتها زيبا و فراوان و بسيار لذيذ و گوارا هستند، و چيزي که اين لذايذ را مکّدر سازد، دامان آنان را نمي گيرد . پس خداوند نعمت بدني و مادّي را با روزي دادن خداوند به آنان ارزاني نمود، و نعمت قلبي و روحي را با شاد شدنشان به فضل و بخشش خدا به آنان بخشيد. پس نعمت و شادي مادي و معنوي به طور کامل به آنها داده شده است. « وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ» و يکديگر را به رسيدن برادراني که در پي آنانند و هنوز به آنها نپيوسته اند مژده داده و بشارت مي دهند که آنها همان چيزي را خواهند يافت که ايشان يافته اند. مژده مي دهند که « أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ» خطر از آنها و از برادرانشان دور شده است، و اين يک امر شادي آفرين و مسرّت بخش است. « يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ» و به مناسبت اينکه از بزرگترين نعمت و فضل و احسان پروردگار برخوردار شده اند به يکديگر تبريک مي گويند. « وَأَنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ» و بي گمان خداوند پاداش مومنان را ضايع نمي کند، بلکه آن را پرورش مي دهد، و از فضل خويش چنان بر آن مي افزايد که با کوشش خود به آن اندازه دست نمي يابند. از مفاد اين آيات وجود نعمت هاي برزخ ثابت مي شود و اينکه شهيدان در بالاترين مکان در نزد پروردگارشان به سر مي برند، و ارواح اهل خير با يکديگر روبرو مي شوند و به ديدار يکديگر مي شتابند، و به يکديگر مژده مي دهند.وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ، و به یادآر آنگاه که پروردگارت به فرشتگان فرمود: « من در زمین جانشینی می گمارم»، فرشتگان گفتند:« آیا در آن کسی را می گماری که در آن فساد می کند و خون ها را می ریزد، در حالی که ما ستایش و پاکی تو را بیان می داریم؟!» گفت:« من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید.»
وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَـؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ، فرشتگان گفتند: « منزهی تو، ما می دانیم جز آنچه به ما آموخته ای، همانا تو دانا و حکیمی».
قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ، خداوند فرمود: « ای آدم! آنها را از نام های این چیزها خبر ده.» و چون آن نام های اشیاء را برای آنان برشمرد، خداوند فرمود: « آیا به شما نگفتم که من غیب آسمان ها و زمین را می دانم و آنچه را آشکار می سازید و آنچه را پنهان می دارید، می دانم؟»
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ، و به یادآر آنگاه که به فرشتگاه گفتیم: « برای آدم سجده کنید، پس همه فرشتگان سجده کردند به جز ابلیس که سر باز زد و تکبر ورزید و از کافران شد.»
«َإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً» این بیان فضیلت و بزرگواری آدم- علیه السلام- «ابوالبشر» اس