دازه ذره اي ستم نمي بيند. 
(وَمَن كَانَ فِي هَـذِهِ أَعْمَى) و هر کس در اين دنيا از ديدن حق کور باشد، و آن را نپذيرد و از آن پيروي نکند و راه گمراهي را در پيش گيرد، (فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى ) پس او در آخرت از حرکت در راه بهشت بازمانده و کور خواهد شد. همانطور که در دنيا آن را در پيش نگرفته است (وَأَضَلُّ سَبِيلاً ) و گمراه تر است ، زيرا جزا از نوع عمل است و آدمي هر طور رفتار نمايد به همان صورت سزا و جزا مي بيند. 
و اين آيه دليلي است بر اي که هر امتي به دين و کتابش فراخوانده مي شود که آيا به آن عمل کرده است يا نه؟ و دليلي است بر اين که مردم بر اساس شريعت پيامبري که ب هپيروي از او  امر نشده اند مورد بازخواست قرار نمي گيرند، و خداوند هيچ کس را عذاب نمي دهد مگر اينکه حجت بر او اقامه شود و او با حجت  به مخالفت بر خيزد. و نيز در اين آيه مي فرمايد: نامۀ اعمال اهل خير و نيکوکاران به دست راستشان داده مي شود و شادي بزرگي به آنها دست مي دهد. و برعکس ، بدکاران از بس که اندوهگين و ناراحت اند، نمي توانند نامۀ اعمالشان را بخوانند.وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً و نزديک بود که تورا از آنچه به سويت وحي کرده ايم منصرف گردانند تا غير ان را به دروغ به مان سبت بدهي و آنگاه تو را به دوستي گيرند. 
وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً و اگر ما تو را استوار و پا برجا نمي داشتيم نزديک بود اندکي به آنان گرايش يابي. 
إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا آنگاه عذاب دنيا و عذاب آخرت را چندين برابر به تو مي چشانيم و براي خود در برابر ما ياري نمي يافتي
وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً و به راستي نزديک بود که تو را از آن سرزمين بلغزانند تا تو را از ان بيرون کنند  دراين صورت بعد از تو جز مدت کوتاهي نمي ماندند. 
 سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً اين سنت خدا در مورد به هلاکت رساندن مردماني است که پيامبرشان را از ميانشان بيرون مي کنند، و در روش و شيوۀ ما تغيير و تبديلي نخواهي ديد. 
خداوند متعال منت خويش را بر پيامبرش محمد عليه السلام بيان مي دارد که او را از دشمناني که براي ضربه زدن به وي و منصرف گرداندنش از هر راهي وارد شدند، حفاظت نمود. پس فرمود: (وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ) و دست به انجام کاري زدند که از عاقبت وخيم آن غافل بودند، آنان توطئه کردند تا يغر از آنچه بر تو نازل نموده ايم به خدا نسبت دهي، و آنگاه آنچه را ک ميل و خواست آنهاست به ميان آوري و آنچه را که خداوند بر تو نازل نموده است رها کني. (وَإِذًا) و اگر آنچه را که دوست دارند، انجام دهي (لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً ) آنگاه تو را دوست خود قرار مي دهند و از همۀ دوستانشان نزد آنها عزيزتر خواهي بود، چرا که خداوند خوبيهاي اخلاقي و آداب نيکو را به تو عنايت نموده که باعث مي شود دور و نزديک و دوست و دشمن تو را دوست بدارند. 
اما بدان که آنها با تو دشمني نکرده و طرح دشمني را با تو نريخته اند، مگر به خاطر حقي که آورده اي، و آنها با شخص خودت  دشمني ندارند، همانطور که خداوند متعال فرموده است: (قد نعلم انه ليحزنک الذي يقولون فانهم لا يکذبونک ولکن الظلمين بايت لله يجحدون) قطعاً ما مي دانيم که آنچه آنها مي گويند تو را اندوهگين مي سازد، آنان تورا تکذيب نمي کنند، بلکه ستمگران آيات خدا را انکار مي نمايند. 
(وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ ) و با وجود اين، اگر ما تو را بر حق استوار و پابرجا نمي داشتيم، ونعمت عدم اجابت فراخواني آنها را بر تو نمي داديم، (لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً ) از بس که براي هدايت آنان راه حل هاي فراوني ارائه مي کردي، و از بس که دوست داشتني آنها هدايت شوند، نزديک بود به آنان گرايش پيد کني. 
اما اگر به سوي آنان گرايش يابي و خواستۀ آنها را بر آورده سازي، (لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ) تو را به عذابي چند برابر، در دنيا و آخرت گرفتار مي سازيم، و اين به خاطر کمال نعمتي است که خداوند به تو داده، و نيز به خاطر کمال معرفتي است که شما از آن برخوردار مي باشيد. 
(ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا) سپس براي خود در برابر ما ياري نمي يافتي که تو را از عذاب خدا نجات دهد، اما خداوند تو را از اسباب شر مصون و در امان نگاه داشت، و تو را پابرجا و استوار نمود، و بر راه راست هدايت کرد، و به هيچ صورت به سوي آنان گرايش نيافتي. و به هيچ صورت به سوي آنان گرايش نيافتي. پس خداوند بزرگترين بخشش و نعمت خويش را به تمام و کمال به تو داده است. 
(وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا) و به راستي نزديک بود تو را از آن سرزمين برکنند تا تو را از ان بيرون نمايند. يعني به خاطر نفرتي که از جايگاه تو در ميان خود داشتند نزديک بود تو را از آن سرزمين بيرون کنند و از آن آواره ات نمايند و اگر چنين مي کردند بعد از تو جز مدت کوتاهي باقي نمي ماندند، و عذاب خدا آنها را فرا مي گرفت. همانطور که سنت و شيوۀ الهي در ميان همۀ ملت ها اين گونه بوده و هرگز تغيير نمي يابد. و هر امتي که پيامبرش را تکذيب نموده و او را از سرزمين خود بيرون کرده اند خداوند فوراً آنها را به عذاب گرفتار کرده است. 
وقتي کفار مکه عليه پيامبر اسلام توطئه کردند و او را بيرون نمودند، مدت کوتاهي نگذشت که خداوند عذاب خويش را در جنگ بدر بر آنها نازل نمود و سردارانشان کشته شدند و قدرت آنان از هم پاشيد. 
اين آيات مبين آنند که بنده به شدت به خداوند نيازمند است تا او را استوار و پابرجا بدارد، و بايد همواره از خداوند بخواهد که او را بر ايمان استوار گرداند، و به هر راهي که انسان را پابر جايي مي رساند متوسل شود، زيرا پيامبر عليه السلام در حالي که کاملترين بنده بود، خداوند به او فرمود: (وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً ) و اگر ما تو را پا برجا و استوار نمي داشتيم نزديک بود اندکي به سوي آنان گرايش پيدا کني. پس ديگران چگونه خواهند بود؟
و خداوند در اينجا نعمت خويش را بر پيامبرش يادآور مي شود، و اينکه او را از شر مصون داشته است. اين دلالت مي نمايد که خداوند دوست بدارد بندگانش به هنگام وجود اسباب شر و بدي بيشتر نعمات او را به يادآورند و با اين کار خود را از شر مصون دارند، و همواره بر ايمان پابرجاو استوار باشند. 
نيز آيه به اين مطلب اشاره مي نمايد که بر حسب بلندي مقام بنده و نعمت هايي