بود گشته و احوالشان از هم پاشیده شده و در می یابند که دروغگو بوده اند. و کارهایی که انجام می دادند مایه حسرت و پشیمانی آنان شده و برای همیشه در جهنم خواهند ماند و هرگز از آن بیرون ماند و هرگز از آن بیرون نمی آیند.آیا زیانی بزرگتر از این وجود دارد؟!
 این بدان سبب است که آنها از باطل پیروی کردند و به چیزی امید بستند که امیدی در آن نیست، و به جایی چنگ زدند که متمسک خوبی نبود، پس اعمال آنها باطل گردید. و چون اعمالشان باطل گردید انگشت حسرت به دهان گرفتند و بسیار متضرر شدند. به خلاف کسانی که به خداوند ، پادشاه حق و آشکار دل بستند و اعمال خود را خالصانه برای او انجام دادند و  به نفع و سود او امید بستند، پس به راستی چنین کسانی حق را در جای خود قرار دادند . بنابراین اعمال آنان حق و صحیح و استوار است و نتیجه اعمال خود را کسب نموده و پاداش خویش را نزد پروردگارشان بدون هیچ کم و کاستی دریافت می دارند.
خداوند متعال فرموده است: « الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبیِل اللهِ أَضَلَّ أعمَلَهُم ، وَالَّذِینَ ءَامَنوُا وَعَمِلُوالصَّلِحَت وَءَامَنُوا بِمَا نُزّلَ عَلَی مُحَمَّدِ وَهُوَ الحَقُّ مِن رَبِّهم کَفَّرَ عَنهُم سَیِئاَتِهُم وَأَصلَحَ بَالَهُم ، ذِلِکَ بِأَنَّ الَّذِینَ کَفُروا اتَّبَعوُا الَبطِلَ وَ أَنَّ الَّذِینَ ءَأَمَنُوا اتَّبَعُوا الحَقَّ مِن رَّبِّهِم کَذَلِکَ یَضرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمثَلَهُم» آن کسانی که کفر ورزیدند و مردم را از راه خدا  باز داشتند، خدا اعمال آنها را نابود خواهد کرد. و آنان به که ایمان آوردند و کردار شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد فرو فرستاده شده ایمان آورند، که آن حق و از جانب پروردگارشان می باشد، خداوند گناهانشان را محو می سازد و حالشان اصلاح می نماید . این بدان جهت است کسانی که کفر ورزیدند از باطل پیروی کردند و کسانی که ایمان آوردند از همان حق که از جانب پروردگارشان است پیروی کردند. این چنین خداوند برای مردم مثالهایشان را بیان می دارد. 
و در این هنگام پیروان آروز می کنند به دنیا بازگردانده شوند، تا به خدا شریک نورزند و خالصانه خدا را بپرستند و از پیروی شدگان بیزاری بجویند. اما این بسیار بعید است ، چرا که فرصت از دست رفته است و اکنون مهلت و فرصتی وجود ندارد. اما با این وجود آنها دروغ می گویند، و اگر به دنیا باز گردانده شوند دوباره به آنچه از آن نهی شده اند روی می آورند: « کَلّا إِنَّها کَلِمَةُ هُوَ قَائِلُهَا » نه، چنین نیست، بلکه این سخنی است که آنها گوینده آن هستند و آرزویی است که از روی خشم و نفرت از پیروی شدگان که از آنان و گناهشان بیزاری جسته اند آرزو می کنند . و شیطان که در راس پیروی شدگان است وقتی کار به پایان می رسد، می گوید: « إنَ اللهَ وَعَدَکُم وَعدَ الحَقِّ وَوَعدتُّکُم فَأَخلَقنُکم وَمَا کَانَ لِِیَ عَلَیکُم مِنّ سُلطَن إِلَّا أَن دَعَوتُکم  فَاستَجبتُم لِی فَلاََ تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنُفسَکُم» همانا خداوند به شما وعده راستین و حق داد و من هم به شما وعده دادم اما خلاف وعده کردم، و من قدرتی بر شما نداشتم جز اینکه شما را فرا خواندم و شما اجابت کردید. پس من را سرزنش نکنید بلکه خودتان را سرزنش کنید.إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ به راستي ابراهيم پيشوايي مطيع و علاقه مند به توحيد بود و از مشرکان نبود. 
شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ سپاسگزار نعمتهاي وي (= خدا) بود، او را برگزيد و به راه راست هدايتش کرد. 
وَآتَيْنَاهُ فِي الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ و در دنيا به اندکي داديم و در آخرت هم از زمرۀ شايستگاه خواهد بود. 
ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ سپس به سوي تو وحي کرديم که از آيين ابراهيم حق گرا پيروي کن (زيرا) وي از مشکرکان نبود. 
خداوند متعال از آنچه به ابراهيم ارزاني نموده و از فضايل و مناقب عالي و کاملي به وي اختصاص داده بود خبر داده و مي فرمايد(إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً( به راستي ابراهيم پيشوايي بودکه همۀ خصلت هاي خوب را داشت و هدايتگر بود (قَانِتًا لِلّهِ )مطيع و بر طاعت پروردگارش مداوم بود و دين و عبادت را خالصانه براي خدا انجام مي داد، (حَنِيفًا) از سر محبت و توبه و بندگي روي آورنده به خدا بود و از غير او روي گردان بود. (وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) و در گفتار و کردار و تمام حالاتش از مشرکان بيزار بود، چون ابراهيم امام و پيشواي موحدان و يکتاپرستان است. (شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ ) او سپاس گزار نعمتهاي خدا بود، يعني خداوند در دنيا به او خوبي و نيکي داده  و او شکر آن را به جاي آورد. پس در نتيجه برخورداري از اين عادتهاي زيبا و عالي (اجْتَبَاهُ ) پروردگارش او را برگزيد و دوست و خليل خود قرار داد، و ايشان را از برگزيدگان خلق خدا و از منتخبان و از بهترين بدنگان مقربش گرداند. 
(وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ) و او را در علم و عمل به راه راست هدايت نمود، پس او حق را شناخت و هر چيزي ترجيح داد. (وَآتَيْنَاهُ فِي الْدُّنْيَا حَسَنَةً ) و در دنيا با او نيکي کرديم. روزي زياد و همسر زيبا و فرزندان صالح و شايسته و اخلاق پسنديده از جملۀ نيکي هايي بود که به او داديم. (و انه في الاخره لمن الصلحين) و بي گمان در آخرت هم از زمرۀ صالحان خواهد بود؛ کساني که داراي مقام هاي عالي، و مقرب خداوند متعال هستند و از بزرگترين فضيلتهاي ابراهيم اين است که خداوند به کاملترين انسان و سرور انسانيت (حضرت محمد عليه السلام) و حي نمود که از آيين ابراهيم پيروي نمايد و او و امتش ايشان را پيشواي خود قرار دهند.إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (گراميداشت ) روز شنبه بر کساني واجب گرديد که دربارۀ آن اختلاف ورزيدند، و بي گمان پروردگارت روز قيامت ميان آن دربارۀ آنچه در آن اختلاف مي ورزيدند داوري خواهد کرد. 
خداوند متعال مي فرمايد: (إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ(   بزرگداشت شنبه بر کساني واجب گشت که دربارۀ آن اختلاف ورزيدند، آنگها که در مورد جمعه گمراه شدند. و آنها يهوديان بودند. پس اختلاف ورزيدن آنان سبب شد تا بزرگرداشت روز شنبه بر آنها واجب شود، وگرنه در حقيقت روز جمع برتر و با فضيلت تر است، و جمعه روزي است که خداوند اين امت را به بزرگداشت آن رهنمون کرده است. 
(وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ) و بي گمان پروردگارت روز قيامت ميان آن دربارۀ آنچه در آن اختلاف مي ورز