مي زند که ايمن و آسوده بودند و از هر طرف روزيشان به گونۀ فراوان به سويشان سرازير مي شد، اما کفران نعمت خدا کردند و خداوند به خاطر کاري که انجام دادند لباس گرسنگي و هراس را به تن آنان کرد و طعم گرسنگي را بديشان چشانيد. 
وَلَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ و به راستي پيامبري از خودشان به سوي آنان آمد و او را دروغگو انگاشتند و آنگاه در حالي که ستمکار بودند عذاب ايشان را فرا گرفت. 
اين شهر، مکه معظمه بود که در امن و امان به سر مي برد؛ هيچ کس در آن مورد حمله قرار نمي گرفت و جاهلان به آن احترام مي گذاشتند تا جايي که اگر کسي قاتل پدر و برادرش را در مکه مي ديد علي رغم اينکه شد غيرت و تعصب جاهلانه اي که در وي بود به او حمله ور نمي شد، پس آنها در مکه از امنيت کامل و روزي فراوان برخوردار بودند طوري که چنين امنيت و روزي فراوان در جايي ديگر يافت نمي شد. مکه شهري بود ک هکشتزار و درختي در آن وجود نداشت اما خداوند روزي را از هر طرف به سوي ساکنانش سرازير نمود. پس پيامبري از خود اهل مکه پيش آنان آمد که به امانتداري و راستگويي او واقف بودند، سپس آنها را به سوي بهترين کارها فرا خواند و از کارهاي بد بازداشت اما آنها او را تکذيب کرند و نعمت خدا را ناسپاسي نمودند. بنابراين خداوند آنها را به عکس آنچه که در آن به سر مي بردند گرفتار نمود و آنها را دچار ناامني و هراس و فقر و تنگدستي کرد و اين به خاطر عملکرد و ناسپاسي و کفر آنها بود: (و ما ظلمهم الله ولکن انفسهم يظلمون) و خداوند بر آنها ستم نکرد، بلکه آنها خودشان بر خود ستم مي کردند.فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ و از روزي حلال و پاکيزه اي بخوريد که خداوند به شما داده است. و شکر نعمت خدا را به جاي آ وريد اگر او را مي پرستيد. 
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ خداوند فقط مردار و خون و گوشت خوک و آنچه نام غير خدا (به هنگام ذبح) بر آن گفته شده باشد بر شما حرام نموده است، ولي کسي که مجبور شود، در صورتي که علاقمند نبوده و متجاوز نباشد (بر وي ايرادي نيست ) همانا خداوند آمرزندۀ مهربان است. 
وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ و براي آنچه که زبانتان به دروغ بيان مي کند مي گوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خداوند دروغ ببنديد، همانا کساني که بر خدا دروغ مي بندد رستگار نمي گردند. 
مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ کالاي اندکي است و عذابي دردناک دارند. 
وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ  و ما بر يهوديان چيزهايي را حرام کرديم که قبلاً براي تو حکايت نموديم، و ما به آنان ستم نکرديم بلکه خودشان به خويشتن ستم مي کردند. 
خداوند بندگانش را دستور مي دهد تا از چهارپايان و دانها و ميوه ها و چيزهاي ديگري که ب آنها داده است بخورند، (حَلالاً طَيِّبًا) و در حالي که اين روزها داراي اين دو صفت اند: حلال و پاکيزه . يعني حرام نبوده و آن را به زور از ديگران نگرفته باشند. پس، از آنچه که خداوند برايتان آفريده است بدون اسراف و تجاوز است،اده کنيد. (وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ) و شکر نعمت خدا را به جاي آ وريد، و با اعتراف به نعمت هايش و با به کارگيري آنها در مسير طاعت خدا، شکر آن را به جاي آوريد. (إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ)اگر عبادت و پرستش را خالصانه و فقط براي او انجام مي دهيد. پس سپاس او را به جاي آوريد، و نعمت هايش را فراموش نکنيد. 
(إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ ) خداوند تها چيزهاي مضر را براي شما حرام نموده است تا شما را از آن دور بدارد. اين اشياي مضر مانند (الْمَيْتَةَ ) مردار، و آن شامل هر چيزي است که به صورت غير شرعي ذبح شده باشد. اما در اين ميان ملخ و ماهي مستثني هستند . (وَالْدَّمَ ) و خون جاري، اما آنچه در رگها و گوشت باقي مي ماند زياني ندارد. (وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ ) و گوشت خوک به خاطر آلودگي اش حرام است، و اين شامل گوشت و چربي و تمام اجزاي آن مي باشد. (وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ(  و هر آنچه که به نام ذبخ نام غير خدا  بر آن برده شده باشد، مانند حيواني که براي بتها و قبرها و امثال آن ذبح مي شود، زيرا هدف از اين ذبيحه شرک ورزيدن است. (فَمَنِ اضْطُرَّ )پس هر کس مجبور گردد تا از چيزي از اين موارد حرام بخورد، به اين صورت شود، يا بترسد که اگر نخورد هلاک گردد، بر او ايرادي نيست، (غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ(  اما به شرطي که علاقه مند نبوده و متجاوز نباشد. يعني به شرطي که خوردن حرام در حالتي که مجبور نيست قصد نکند و از حلال به حرام تجاوز ننمايد، يا اينکه از اندازه اي نياز بيشتر نخورد. اينها چيزهايي هستند که خداوند حرام نموده است. 
(وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ ) و با نسبت دادن دروغ به خداوند از جانب خود چيزي را حرام يا حلال نکنيد. (لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ ) تا بر خداوند دروغ ببنديد، بدون شک کساني که بر خدا دروغ مي بندد نه در دنيا رستگار مي شوند و نه در آخرت، و حتماً خداوند آنها را رسوا خواهد کرد گرچه در دنيا بهره مند شوند، زيرا دنيا. (مَتَاعٌ قَلِيلٌ ) کالاي اندک است و سرنوشت و سرا نجام آنها به سوي جهنم است. (وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ) و آنان عذابي دردناکي دارند. پس خداوند جز چيزهاي آلوده را بر ماحرام نکرده است، و اين فضل اوست تا از هر آلودگي مصون بمانيم.
خداوند به سبب کفر و ستم يهوديان چيزهاي پاکي را که برايشان حلال بود بر آنان حرام نمود، آن گونه که در سورۀ انعام آمده است: (وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا کل ذي ظفر و من البقر و الغنم حرمنا عليهم شحومهما الا ما حملت ظهورهما او الحوايا او ما اختلط بعظم ذلک جزينهم ببغيهم و انا لصدقون) و هرحيوان ناخن داري را بر يهوديان حرام کرديم. و از گاو و گوسفند پيه ها و چربي هاي آنها را بر آنان حرام نموديم، مگر پيه ها و چربي هايي که بر پشت آنها قرار دارد، يا پيه اي که با آنچه در داخل شکم است مخلوط شده است، بدينسان نظر به سرکشي آنان مجازاتشان کرديم و بي گمان ما راستگوييم. ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَ