2.txt">آيه 125</a><a class="text" href="w:text:923.txt">آيه 128-126</a></body></html>وَاللّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الْرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُواْ بِرَآدِّي رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاء أَفَبِنِعْمَةِ اللّهِ يَجْحَدُونَ و خداوند برخي از شما را بر برخي ديگر در روزي برتري داده است، آنان که برتري داده شده اند حاضر نيستند که روزي خود را به بردگان خود بدهند و ايشان را با خود در دارايي مساوي گردانند، آيا نعمت خدا رانکار مي کنند؟ 
اين از دلايل يگانگي پروردگار، و به دليلي بر زشتي شرکت ورزيدن به خداست. خداوند متعال مي فرمايد: همۀ شما مخلوق او هستيد و به شما روزي مي دهد، اما خداوند (فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الْرِّزْقِ) برخي از شما را بر برخي ديگر از نظر روزي برتري داده است، بنابراين برخي شما را آزادگاني قرار داد که داراي مال و ثروت هستند و برخي ديگر را بردگاني قرار داد که مالک چيزي از دنيا نمي باشند. پس آقايان که خداوند آنها را بر بردگانشان در رزق و روزي برتري داده است حاضر نيستند. (بِرَآدِّي رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ) ثروت و دارايي خود را به بردگان خود بدهند و آنها را شريک قدرت و ثروت خود بسازند و اين کار را ناممکن مي دانند. نيز کساني را که شما شريک خدا قرار مي دهيد، بردگان هستند و به اندازۀ ذره اي مالک چيزي نيستند؛ پس چگونه شما آنها را شريک خدا قرار مي دهيد؟ آيا شريک قراردادن آنها براي خدا بزرگترين ستم و انکار نعمت الهي نيست؟ بنابراين فرمود: (أَفَبِنِعْمَةِ اللّهِ يَجْحَدُونَ (آيا نعمت خدا را انکار مي کنند؟ پس اگر به نعمت خد اقرار مي کردند و آن را به خداوند نسبت مي دادند هيچ کس را با او شريک نمي ساختند.وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ خداوند از جنس خودتان براي شما همسراني قرار داد و از همسرانتان براي شما فرزندان و نوادگان آفريد و از پاکيزه ها به شما روزي داد، آيا به باطل ايمان مي آورند و به نعمت خداوند ناسپاسي مي کنند. 
خداوند متعال از منت بزرگش بر بندگان خود خبر مي دهد که براي آنها همسراني قرار داد تا در کنارشان بياسايند و آرام بيگرند، و  از همسرانشان براي آنان فرزنداني آفريد که به آنان دل خوش کنند و فرزندانشان به آنها خدمت نمايند، و کارهايشان را انجام دهند و در زير سايۀ آنان بيارامند. و خوردني ها و نوشيندني هاي پاکيزه و نعمتهاي فراوان ديگري را به آنها بخشيده است، به طوري که بندگان نمي توانند آن همه نعمت را بشمارند. 
(أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ ) آيا به باطلي ايمان مي آورند که هيچ اصل و اساسي ندارد و نابود شده و از بين مي رود و بهره اي چز نابودي ندارد؛ نمي آفريند و روزي مي دهد و هيچ کاري را انجام نمي دهد؟ و اين شامل همۀ چيزهايي است که به جاي خداوند پرستش مي شود. بنابراين همۀ معبوداتي که به جاي خدا پرستش مي شوند باطل اند. پس چگونه مشرکين آنها را به جاي خداوند مي پرستند. 
(وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ ) و به نعمت خداوند ناسپاسي مي کنند. و آن را انکار مي نمايند، و نعمت  الهي را در راستاي نافرماني خدا و کفر ورزيدن به او به کار مي گيرند؟ آيا اين بزرگترين ستم و بزرگترين فساد و بي خردي نيست؟وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ شَيْئًا وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ و به جاي خداوند چيزهايي را پرستش مي کنند که مالک کمترين رزقي در آسمانها و زمين براي آنان نيستند و نمي توانند (کاري را انجام دهند)
فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ پس براي خدا شبيه و نظير قرار مي دهد، بي گمان خداوند مي داند و شما نمي دانيد. 
ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ خداوند بردۀ مملوکي را به عنوان مثال ذکر مي کند که بر (انجام) هيچ چيز توانا نيست، و نيز کسي را مثل مي زند که از سوي خويش به او روزي پاکيزه و حلالي داده است، پس او در پنهان و آشکار از آن مي بخشد، آيا اين دو برابرند؟ ستايش خدا را سزاست، بلکه بيشتر آنان نمي دانند. 
وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و خداوند دو مرد را مثل مي زند که يکي از آنان گنگ است و بر انجام چيزي توانايي ندارد،  واو سربار خواجۀ خويش بوده و هر جا او را بفرستد خيري به بار نمي آورد. آيا او برابر با کسي است که به عدل و داد فرمان مي دهد و در راه راست قرار دارد؟
خداوند متعال از جهالت و ستمشان خبر مي دهد که به جاي او معبوداني را مي پرستند و آنها را شريک خدا قرار مي دهند در حالي که آن معبودان باطل در آسمانها و زمين اختيار روزي دادن را ندارند، و آنها باران و رزقي را فرو نمي فرستند، و هيچ چيزي از گياهان زمين را نمي رويانند به اندازۀ ذره اي در آسمانها و زمين مالک چيزي نيستند، و اختياري ندارند و نمي توانند اين کارها را بکنند، زيرا کسي که چيزي در اختيار ندارد، بعضي اوقات قدرت و توانايي دارد که هر کس با او ارتباط برقرار نمايد به او فايده برساند، اما اينها نه چيزي در اختيار دارند و نه قدرتي دارند. 
اين است صفت معبودان  آنها. پس چگونه آنها چنين معبودان باطلي را در رديف خدا قرار داده و آنها را مالک آسمانها و زمين که تمام فرمانروايي از آن اوست و ستايش کاملاً از آن اوست و تمام قدرت از آن اوست تشبيه کرده اند؟
بنابراين فرمود: (َفلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ) براي خداوند مثلها نزنيد و براي او تشبيه و نظير قرار مدهيد، مثلهايي که بيانگر تساوي او و آفريده هايش باشد. (إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ)همانا خداوند مي داند و شما نمي دانيد. 
پس بر ماست که بدون علم و آگاهي چيزي دربارۀ خدا نگوييم، و مثالهايي را که خداوند دانا بيان نموده است مد نظر قرار بدهيم. بنابراين خدا دو مثال براي خود و براي کساني که به جاي او پرستش مي شوند بيان کرده است؛ يکي بردۀ مملوکي که اختيار خودش را ندارد و داراي هيچ مال و ثروتي در دنيا نيست، و دومي که آزاد و ثروتمند است و خداوند از جانب خويش به او روزي فراوان بخشيده است. اين فرد، نيکوکار است و از آن مال آشکارا و پنهان مي بخشد. آيا اين فرد با آن بر