هودیان بر حق نیستند»، در حالیکه آنها کتاب را می خوانند، همچنین کسانی که نمی دانند سخنی مانند سخن آنها گفتند، پس خداوند روز قیامت میان آنها در آنچه اختلاف می کردند داوری می کند.
هواپرستی و حسد و کینه، اهل کتاب را به جایی رساند که برخی، برخی دیگر را گمراه بپندارند و یکدیگر را کافر قلمداد کنند. همان طور که بی سوادانی از مشرکان عرب و غیره چنین بودند و همدیگر را گمراه به حساب می آوردند و خداوند در روز قیامت میان آنان عادلانه حکم می نماید . پس تنها کسانی راه می یابند که تمام پیامبران را تصدیق نمایند، و از دستورات پروردگار اطاعت کنند و از منهیات او بپرهیزند، و به جز این دسته همگی هلاک شوندگانند.وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْلَمُونَ؛ و هر گاه  يکي  از مشرکان  به  تو پناه  آورد ، پناهش  ده  تا کلام  خدا را  بشنود ، سپس  به  مکاني  امنش  برسان  ، زيرا اينان  مردمي  نادانند.
آنچه که پيشتر در آيه « فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ» پس وقتي که ماههاي حرام به پايان رسيد، مشرکان را هرکجا يافتيد، بکشيد و بگيريد و محاصره کنيد و در هر کمين گاهي به  کمين آنان بنشينيد، گذشت يک دستور کلي براي همه حالات و در مورد هر شخصي از مشرکين بود. 
اما در اينجا خداوند متعال بيان مي کند که اگر مصلحت اکتفا نمود، جايز بلکه واجب است برخي از آنان نزديک گردانده شوند. « وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ » و اگر يکي از مشرکان از تو خواست که به او پناه بدهيد و او را از ضرر و زيان مصون داري تا کلام خدا را بشنود و در اسلام تامل کند. « فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ» پس او را پناه بده تا کلام خداوند را بشنود. سپس اگر مسلمان شد که چه بهتر، وگرنه او را به محلي برسان که در آن از امنيت برخوردار گردد، چرا که کافران گروهي نادان هستند و ممکن است که استمرار آنها بر کفر به خاطر جهلشان باشد، و  هنگامي که جهل و ناداني آنان دور شود اسلام را برگزيدن، بنابراين  خداوند پيامبرش را دستور داد و  امتش نيز در  اجراي احکام با او برابرند که هرکس خواست کلام خدا را بشنود بايد او را پناه بدهند. و اين دليلي صريح بر صحت مذهب اهل سنت و جماعت است که مي گويند: قرآن کلام خدا است و مخلوق نمي باشد، چون خداوند آن را گفته است و به خود نسبت داده است، به مانند نسبت دادن صفت به موصوفش. و نيز دليلي بر باطل بودن مذهب معتزله و کساني است که از آنها پيروي  کرده و مي گويند: قرآن مخلوق است. و چه بسيار است دلايلي که بر باطل بودن اين گفته دلالت مي نمايد، اما در اينجا مجالي براي بيان آن نيست.كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِندَ اللّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُواْ لَكُمْ فَاسْتَقِيمُواْ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ؛ چگونه  مشرکان  را با خدا و پيامبر او پيماني  باشد ? مگر آنهايي  که  نزد، مسجدالحرام  با ايشان  پيمان  بستيد  اگر بر سر پيمانشان  ايستادند ، بر سر پيمانتان  بايستيد  خدا پرهيزگاران  را دوست  دارد.
اين بيان حکمتي است که ايجاب مي نمايد تا خدا و پيامبرش از مشرکين بيزار باشند، پس فرمود:« كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِندَ اللّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ» چگونه مشرکان نزد خدا و پيامبرش عهد و پيماني داشته باشند؟ آيا فريضه ايمان را انجام دادند يا از اذيت و آزار پيامبر خدا و مومنان دست کشيده اند؟ مگر آنان به جنگ با حق نپرداختند و باطل را ياري ننمودند؟! 
مگر آنان فساد را در زمين به راه نيانداختند؟! آري همه ي اين کارها را کردند. پس سزاوار است که خداوند از آنها اعلام برائت و بيزاري نمايد و نزد خدا و پيامبرش عهد و پيماني نداشته باشند. « إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ» مگر مشرکيني که با آنان در کنار مسجدالحرام پيمان بسته ايد. پس پيمان آنها به خصوص در آن مکانِ محترم داراي حرمت است و بايد رعايت شود. «  فَمَا اسْتَقَامُواْ لَكُمْ فَاسْتَقِيمُواْ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ» پس تا زماني که در برابر عهد و پيماني که با شما بسته اند راست و وفادار باشند شما نيز نسبت بديشان راست و وفادار باشيد . همانا خداوند پرهيزگاران را دوست مي دارد.كَيْفَ وَإِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لاَ يَرْقُبُواْ فِيكُمْ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً يُرْضُونَكُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ؛ چگونه  پيماني  باشد که  اگر بر شما پيروز شوند به  هيچ  عهد و سوگند و، خويشاوندي  وفا نکنند ? به  زبان  خشنودتان  مي  سازند و در دل  سر مي  پيچند و بيشترين  عصيانگرانند.
اشْتَرَوْاْ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ آيات  خدا را به  بهاي  اندک  فروختند و از راه  خدا اعراض  کردند و  بدکاري کردند.
لاَ يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ؛ عهد و سوگند و خويشاوندي  هيچ  مؤمني  را رعايت  نمي  کنند و مردمي   تجاوزکارند.
فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ؛ پس  اگر توبه  کردند و نماز به  جاي  آوردند و زکات  دادند ، برادران   ديني شما هستند  ما آيات  خدا را براي  مردمي  که  از دانايي  برخوردارند  تفصيل  مي  دهيم.
«کَيفَ» چگونه مشرکان نزد خدا عهد و پيماني نداشته باشند! « وَإِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ» حال آنکه اگر بر شما سلطه يابند و غالب شوند، به شما رحم نمي کنند، « لاَ يَرْقُبُواْ فِيكُمْ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً» و هيچ حق خويشاوندي و پيماني را درباره شما رعايت نمي کنند، و از خدا نمي ترسند و بدترين عذاب را به شما مي رسانند. پس آنان اگر پيروز شوند اين گونه با شما برخورد خواهند کرد. بنابراين رفتاري که به هنگام ترس از شما در پيش مي گيرند شما را فريب ندهد، زيرا آنان « يُرْضُونَكُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ» شما را با زبانهايشان خشنود مي کنند، اما دلهايشان محبت و گرايشي نسبت به شما ندارد، بلکه آنان دشمنان حقيقي اندو به راستي از شما نفرت دارند« وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ» و بيشتر آنان فاسقند؛ نه دين دارند و نه جوانمردي. « اشْتَرَوْاْ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً» بهره ناچيز و فرومايه دنيا را بر ايمان آوردن به خدا و پيامبرش، و فرمان بردن از آيات خدا ترجيح دادند، « فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُواْ يَعْ