نُوا» بي گمان خداوند از مومنان دفاع مي کند.وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلآ أَنفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ؛ آنان  را که  به  جاي  الله  به  خدايي  مي  خوانيد ، نه  شما را مي  توانند ياري کنند و نه  خود را.
وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَسْمَعُواْ وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ؛ و اگر آنها را به  راه  هدايت  بخواني  نمي  شنوند و مي  بيني  که  به  تو مي   نگرند ولي  گويي  که  نمي  بينند.
اين آيه بيانگر آن است بت هايي که آنان مي پرستند شايسته عبادت و پرستش نيستند، چون توانايي آن را ندارند که آنها را عبادت کنند يا به ياري کساني بشتابند که آنها را عبادت مي  کنند، و قوه عقل و پاسخ دادن را ندارند. پس اگر اين بتان را به سوي هدايت فرا بخواني هدايت نمي شوند، و اينها اجسامي مرده و بي روح  هستند. پس آنها را مي بيني که به سوي تو نگاه مي کنند ولي در حقيقت نمي بينند، چون آنها اين بتان را به صورت انسان و ديگر چيزها در آورده و براي آنها چشم و اعضا درست کرده اند. 
پس وقتي اين بتان را ببيني فکر مي کني که زنده هستند، اما اگر دقت کني خواهي دانست که اينها جماد و بي جان هستند، و حرکت نمي کنند، و زندگي و حيات ندارند، پس مشرکين بر چه اساسي اين بتان را معبوداني در کنار خدا قرار داده اند؟! و روي چه مصلحت و سودي به عبادت اين بتان پرداخته، و با انجام انواع عبادت به آنان نزديکي مي جويند؟ پس بدانيد اگر مشرکين و خدايانشان جمع بشوند، و بخواهند عليه کسي که آفريننده آسمانها و زمين او را به دوستي گرفته است، و بندگان صالح  خويش را ياور و سرپرست است، نقشه بکشند، و به او زياني برسانند، نخواهند توانست به اندازه ذره اي به او بدي و زيان برسانند، چون آنها و بتانشان کاملا ناتوان و درمانده اند، و خداوند کاملا قادر و  توانمند است. و کسي نيز که به خداوند پناه ببرد، و بر  او توکل نمايد، قدرتمند است . و گفته شده که در فرموده خداوند:« وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ» ضمير به مشرکاني بر مي گردد که پيامبر (ص) را تکذيب مي کردند. بنابراين معني آيه چنين خواهد بود: تو اي رسول خدا! آنها را مي پنداري که به سويت نگاه مي کنند، نگاهي عبرت آموز که صادق و کاذب به وسيله آن مشخص مي شود، اما آنها حقيقت تو را نمي بينند، و آنچه را از زيبايي و کمال و صداقت که در وجود تو مي باشد، مشاهده نمي کنند.خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ؛ عفو را پيشه  کن  و به  نيکي  فرمان  ده  و از جاهلان  اعراض  کن.
اين آيه اخلاق و رفتار خوب و آنچه که شايسته است طبق آن با مردم رفتار شود،را در برگرفته است.پس شايسته است که مسلمان با مردم آسان گيري کند، يعني اخلاق و اعمالي را از آنان بپذيرد که انجام دادن آن نزدشان سهل و آسان است. و در تعامل با آنان روشي ساده و آسان در پيش بگيرد. پس مردم را  به آنچه که طبيعتشان با آن سازگار نيست مکلف نکند، بلکه در مقابل هر رفتار و گفتار خوبي آنان را سپاس گويد. و هنگامي که کوتاهي و تقصيري از آنان سر زد، از کوتاهي و تقصير  آنها چشم پوشي نمايد، و بر کودکان به خاطر سن و سال کمشان تکبر نورزد، و در مقابل کسي که فقير و يا عقلش ناقص است، به خاطر همه به مهرباني رفتار نمايد، و با همه به مقتضاي حالشان برخورد کند، آنگاه آغوش مردم براي او باز مي شود. « وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ» و به سخن خوب و کار زيبا و اخلاق و رفتار نيک به دور و نزديک فرمان بده. پس آنچه از تو به مردم مي رسد يا بايد تعليم علم باشد، يا تحريک و تشويق کردن بر انجام کار خوب از قبيل برقرار ساختن پيوند خويشاوندي، نيکي به پدر و مادر ، اصلاح بين مردم و نصيحت مفيد نظر درست، همکاري بر کار نيک و پرهيزگاري، بازداشتن از کار زشت، و راهنمايي کردن به تحصيل منافع ديني و دنيوي.
و از آنجا که حتما جاهلان به اذيت و آزار شما اقدام مي کنند خداوند دستور داده است که با چشم پوشي و روي گرداني با آنان برخورد شود، و با کسي که از شما روي گردانده است، به سبب جهالتش با وي برخورد جاهلانه نکنيد.
پس هرکس با سخن و کارش تو را مورد ا ذيت قرار داد، تو به او اذيت و آزار مرسان، و هرکس تو را محروم کرد،  او را محروم مگردانف و پيوند و رابطه خويشاوندي را با وي برقرار بدار، و هرکس بر تو ستم کرد، تو در مورد او عدالت را رعايت کن. و روشي که شايسته است  انسان مسلمان با شياطين انس و جن در پيش گيرد اين است که خداوند متعال مي فرمايد: وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ و اگر از جانب شيطان وسوسه اي به تو رسد، پس به خدا پناه ببرد، همان او شنواي داناست.
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ؛ کساني  که  پرهيزگاري  مي  کنند چون  از شيطان  وسوسه  اي  به  آنها برسد ، خدا  را ياد مي  کنند ، زيرا مردمي  صاحب  بصيرتند.
وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لاَ يُقْصِرُونَ؛ و برادرانشان  ايشان  را به  ضلالت  مي  کشند و از عمل  خويش  باز نمي  ايستند.
هر وقت و در هر حالي که شيطان تو را وسوسه کرد، « يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ» و احساس کردي که شيطان در دل تو وسوسه کرده، و تو را از کار خير باز مي دارد، يا بر انجام کار بد تحريک مي کند، و ترا به آن کمک مي نمايد، « فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ» پس به خدا پناه ببر، و به ريسمان خدا چنگ بزن و خون را در حمايت او قرار بده، « إِنَّهُ سَمِيعٌ» چرا که او آنچه را مي گويي، مي شنود، « عَلِيمُ» و به نيت و ناتواني و پناه بردن تو به او آگاه و داناست، و تو را از فتنه شيطان حمايت خواهد کرد، و تو را از وسوسه او محافظت مي نمايد. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« قُل أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» تا آخر سوره. و از آنجا که به ناچار انسان دچار غفلت مي شود، و شيطان همواره مراقب اوست، و منتظر غفلت وي مي باشد تا به او ضربه بزند،خداوند پرهيزگاران را از گمراهان جدا کرده و مي فرمايد: پرهيزگار هرگاه احساس گناه کند، و وسوسه اي از شيطان به او برسد، و مرتکب کار حرامي شود، و يا کار واجبي را ترک نمايد، به ياد مي آورد که از چه راهي به اينجا کشانده شده و شيطان از چه راهي بر او وارد شده است. و آنچه را که خداوند بر او واجب نموده و آنچه را که لوازم ايمان است به ياد مي آرود، پس بصيرت خويش را به دست آورده و از خداوند متعال طلب آمرزش مي نمايد، و آنچه را که از دست داده است با  توبه قطعي و نيکي هاي زياد جبران مي کند. پس چنين کسي شيطان را ناکام و حسرت زده بر مي گرداند، در حالي که تمامي آنچه را که شيطان در دل او وجود آورده و به آن دست يافته بود به هم زده و خراب مي کند.
اما برادران شيطان و دوستانش وقتي که مرتکب گناه شوند، همواره شيطان آنها را در گناه پيش مي برد، به گونه اي که پس از ارتکاب يک گ