ا در اين سخن دروغ مي گفتند، بنابراين خداوند اين نسبت را رد کرد و فرمود:« قُلْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء» بگو: قطعا خداوند به کار زشت و فحشا دستور نمي دهد. يعني شايسته کمال و حکمت او نيست که بندگانش را دستور دهد تا کارهاي زشت را انجام دهند. خداوند به کار زشتي که مشرکان انجام مي دهند و به کار زشتي که ديگران مي کنند، دستور نداده است.
« أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ » آيا چيزي به خدا نسبت مي دهيد که نمي دانيد؟! و چه تهمتي بزرگتر از اين است؟!
سپس آنچه را که بدان دستور مي دهد بيان کرد و فرمود:« قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ» بگو: پروردگارم به عدالت و دادگري در عبادات و معاملات فرمان داده است نه به ظلم و ستم.« وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ» و در هر مسجدي روي به خدا  کنيد و در تکميل کردن عبادت ها کوشش نماييد، به خصوص «نماز» و آن را به طور ظاهري و باطني برپا داشته و از هر نقص و کمبودي که آن را فاسد مي کند پاک داريد.
« وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ»  و در حالي که مخلصانه او را مي پرستيد وي را بخوانيد. يعني هدفتان از عبادت فقط خداي يگانه باشد که شريکي ندارد. و دعا شامل دعاي خواستن و دعاي عبادت مي شود، يعني در دعايتان هدفي جز بندکي کردن براي خدا و طلب رضاي او نداشته باشيد. « كَمَا بَدَأَكُمْ» همان طور که نخستين بار شما را آفريده است. « تَعُودُونَ» براي رستاخيز بر مي گرديد، و بدانيد کسي که توانايي آفريدن آغازين شما را داشته است، مي تواند دوباره شما را بيافريند، و تکرار آفرينش از آفرينش نخستين آسان تر است.
« فَرِيقًا» دسته اي از شما را، « هَدي» خداوند هدايت کرده است. يعني آنها را براي هدايت توفيق داده ، و اسباب هدايت را برايشان فراهم کرده و موانع آن را برايشان برداشته است. « وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلاَلَةُ» و عده اي به خاطر آنچه براي خود به وجود آورده و اسباب گمراهي را به کار گرفته اند، گمراه شدن بر آنان واجب شده است.
« إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ اللّهِ» چون آنان شياطين را به دوستي گرفتند نه خدا را . « وَمّن يتَّخِذ الشَّيطَنَ وَلِيا مِّن دُونِ اللهِ فَقَد خَسِرَ خُسرَانَا مُّبِينَا» و هرکس به جاي خدا شيطان را به دوستي بگيرد دچار زيان و خسارت آشکاري شده است.
پس وقتي که از دايره دوستي خداوند بخشنده بيرون آمدند، و دوستي شيطان را ترجيح دادند، رسوايي کامل نصيب آنان گرديد، و به خودشان سپرده شدند، پس سخت ترين زيان متوجه آنان گرديد. « وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ» و آنان چنين مي پندارند که هدايت شده اند. چون حقايق براي آنان دگرگون شده است، بنابراين باطل را حق، و حق را باطل مي پندارند.
و از اين آيات استنباط مي شود که اوامر و نواهي تابع حکمت خداوند و مصلحت بندگان است. و آن اين که ممکن نيست، خداوند به چيزي دستور دهد که عقلها آن را زشت و ناپسند بدانند، و خداوند جز به دادگري و اخلاص فرمان مي دهد. و از اين آيات استنباط مي شود که هدايت بنده به سبب فضل و منت خدا حاصل مي گردد، و گمراه شدن او بدان سبب  است که خداوند او را به حال خود رها  کرده است، و آن زماني است که بنده به سبب جهالت و ستم، شيطان را به دوستي بگيرد، و عامل گمراهي خودش بگردد. و هرکس بپندارد که او راه يافته است، در حاليکه گمراه باشد، عذري ندارد، زيرا توانايي دست يابي به هدايت را دارد، و اين پندار او از ستمي سرچشمه گرفته است که آن را انجام داده است، و آن عبارت است از ترک راهي که انسان را به هدايت مي رساند.يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ؛ اي  فرزندان  آدم  ، به  هنگام  هر عبادت  لباس  خود بپوشيد  و نيز بخوريد، وبياشاميد ولي  اسراف  مکنيد ، که  خدا اسرافکاران  را دوست  نمي  دارد.
خداوند متعال بعد از اينکه براي بني آدم لباسي آفريد که عورتشان را مي پوشاند و آن را برايشان بياراست، فرمود:« يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ» اي بني آدم! عورت خود را به هنگام نماز، فرض باشد يا نفل بپوشانيد، زيرا پوشاندن عورت زينتي براي بدن است همان گونه که ظاهر شدن عورت بدن انسان را زشت و بد ريخت مي کند. و احتمال دارد که منظور از «زينت» در اينجا فراتر از اين بوده و به معني لباس پاکيزه و خوب باشد. پس در اينجا دستور داده شده است که در نماز عورت پوشانده شود، و از لباس زيبا استفاده شده و عورت از آلودگيها و پليدي ها پاک گردد.
سپس فرمود:« وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ» و از روزيهاي پاکيزه اي که خدا به شما داده است بخوريد و بياشاميد، و « وَلاَ تُسْرِفُواْ»  در آن اسراف نکنيد. و اسراف با استفاده بيش از اندازه از نعمت صورت مي گيرد، يا با علاقه شديد به خوردني ه ايي که به بدن زيان وارد مي کند، يا با زياده روي در خوشگذراني و سفره آرايي و شيک پوشي، انجام مي شود، و يا با تجاوز از حلال به سوي حرام صورت مي گيرد، « إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ» قطعا خداوند اسراف کنندگان را دوست نمي دارد، زيرا خداوند از زياده روي متنفر است و آن را نمي پسندد. و اسراف، به بدن انسان و زندگي اش زيان وارد مي کند تا جايي که از پرداختن مخارجي که بر عهده اوست ناتوان مي ماند. پس در اين آيه کريمه به خوردن و نوشيدن دستور داده شده است، و از ترک خوردن و نوشيدن و اسراف در آن نهي شده است.قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ؛ بگو : چه  کسي  لباسهايي  را که  خدا براي  بندگانش  پديد آورده  ، و  خوردنيهاي  خوش  طعم  را حرام  کرده  است  ? بگو : اين  چيزها در اين  دنيا  براي  کساني است  که  ايمان  آورده  اند و در روز قيامت  نيز خاص  آنها باشد  آيات  خدارا براي  دانايان  اينچنين  به  تفصيل  بيان  مي  کنيم.
قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ؛ بگو : پروردگار من  زشتکاريها را چه  آشکار باشند و چه  پنهان  و نيز، گناهان و افزوني  جستن  به  ناحق  را ، حرام  کرده  است  ، و نيز حرام  است   چيزي  را شريک  خدا سازيد که  هيچ  دليلي  بر وجود آن  نازل  نشده  است  ، يا  در باره  خداچيزهايي  بگوييد که  نمي  دانيد.
خداوند متعال بر کسي که سخت گيري کرده و چيزهاي پاکي را که خدا حلال کرده است حرام مي کند، اعتراف نموده و مي فرمايد:« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ» بگو: چه کسي زي