دادند.« إِنَّهُ حِكِيمٌ» خداوند در اين که به آنان مهلت داده، و آنها را بر گمراه شدن توانايي داده ، با حکم است. « عَلِيمُُ» و به حال آنان آگاه است؛، هيچ چيزي بر او پوشيده نيست و خداوند به آنان و به دروغي که به او نسبت داده واز جانب خود آن را مي سازند آگاه است، با اين  حال از آنها در مي گذرد و به آنان روزي مي دهد. 
سپس زيانکاري و بي خردي آنها را بيان نموده و مي فرمايد:« قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ» همانا کساني که فرزندانشان را از روي سفاهت و ناداني کشتند، دين و فرزندان و عقل خويش را از دست داده، و در سفاهت و بي خردي و سرگشتگي و گمراهي دست و پا مي زنند.
« وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ» و آنچه را خدا برايشان روزي داده است حرام کردند. يعني آنچه را که خداوند رحمتي براي آنها قرار داده، و آن را روزي آنها گردانده است، بر خود حرام کردند؛ پس آنها کرامت و بخشش پروردگارشان را رد نمودند . به اين هم اکتفا نکردند، بلکه آن را حرام توصيف نمودند، در حالي که از حلال ترين حلالها بود. و همه اينها، « افْتِرَاء عَلَى اللّهِ» دروغ بستن بر خداست، و هر مخالف و ناسپاسي اين دروغها را مي بافد. « قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ» به راستي که بسي گمراه گشتند و در هيچ کدام از کارهايشان راهيان نشدند.وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ؛ و اوست  که  باغهايي  آفريد نيازمند به  داربست  و بي  نياز از داربست  ،، ودرخت  خرما و کشتزار ، با طعمهاي  گوناگون  ، و زيتون  و انار ، همانند ،  درعين  حال  ناهمانند  چون  ثمره  آوردند از آنها بخوريد و در روز درو حق   آن را نيز بپردازيد و اسراف  مکنيد که  خدا اسرافکاران  را دوست  ندارد.
وقتي خداوند تصرف مشرکين را در بسياري از امور حلال از قبيل کشتزارها و چهارپايان ذکر نمود، نعمت هايي را که به آنها ارزاني داشته بود برشمرد، و وظيفه آنها را در مورد کشتزارها و حيوانات بيان داشت، و فرمود:« وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ» و او خدايي است که باغهايي را آفريده است که درختان گوناگون و گياهان مختلفي در آن وجود دارد.
« مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ» براي برخي از اين باغها پايه درست شده، و درختانشان بر آن پايه ها به هر سو شکوفه داده و پخش مي شوند، و اين پايه ها درختان را در بلند شدن از زمين کمک مي  نمايند. و برخي پايه ندارند و بر ساقه خود سبز مي شوند، يا بر روي زمين پهن مي گردند. و اين يادآور فراواني منافع اين باغها است، و خداوند بندگان را آموخته است که چگونه آن درختان را بالا ببرند و آن را رشد بدهند.
« وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ» و خداوند متعال درخت خرما و کشتزار را آفريده، که ميوه هاي آن مختلف است. همه از يک خاک سر برآورده، و با يک آب آبياري مي شوند، اما خداوند متعال برخي را در خوردن بر برخي ديگر تفضيل داده است. سپس خداوند درخت خرما و کشتزار را با انواع مختلي که دارد به طور ويژه بيان کرد، زيرا منافع آنها فراوان است، و روزي و خوراک بيشتر مردم از اين دو نوع تهيه مي شود.
« وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا» و خداوند متعال درخت زيتون و انار را پديد آورده که درختشان با يکديگر همگون است، « وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ» و در ميوه و طعم با يکديگر متفاوتند. در اينجا شايد اين سوال به ذهن برسد که خداوند اين باغها و آنچه را که بر آن عطف شده است براي چه چيزي آفريده است؟ پس خداوند خبر داد که آن را به خاطر تامين منافع بندگان پديد آورده است، بنابراين فرمود:« كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ» از ميوه و محصول نخل و کشتزار بخوريد، « إِذَا أَثْمَرَ» وقتي که محصول داد، « وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ» و حق کشتزار را که ذکات است، و در شريعت داراي نصاب هاي معين است، در روز درو کردن آن بپردازيد. خداوند آنها را دستور داد تا زکات آن را روز درو کردن کشتزار به منزله سپري شدن سال است. زيرا در زمان درو مستمندان بدان چشم مي دوزند. نيز هنگام درو کردن ، دادن زکات براي صاحب کشتزار آسان است ،و کسي که در صدد دادن زکات است، در آن هنگام به خوبي  مي داند چکار کند. نيز کسي که از پرداختن آن امتناع مي کند براي مردم معلوم و آشکار مي گردد. 
« وَلاَ تُسْرِفُواْ» و اسراف نکنيد، اين نهي شامل اسراف و زياده روي در خوردن مي شود. و اسراف يعني از حد معمول تجاوز کردن، و اينکه صاحب کشتزار نبايد طوري آن را بخورد که به زکات زيان وارد نمايد، و اسراف و زياده روي روي در بيرون کردن زکاتِ کشتزار به  اين صورت است که بيشتر از اندازه اي که بر او واجب است به عنوان زکات بپردازد، و با پرداخت بيش از حد، به خود و خانواده و طلبکارانش زيان وارد کند. پس همه اينها اسراف است و خداوند از آن  نهي کرده و آن را نمي پسندد ، بلکه خداوند از آن متنفر است و آدمي به خاطر آن مورد نفرت او قرار مي گيرد و  اين آيه دليلي است بر واجب بودن زکات در حبوبات و ميوه ها از قبيل خرما و انگور، و اين که لازم نيست يکسال بر آن بگذرد، بلکه سالِ آن هنگام درو شدن آن در کشتزارها، و چيدن خرماي نخل است. و اگر چند سال اين محصولات پيش بنده بماند زکات در آن تکرار نمي شود، و مادامي که براي تجارت نباشد، چرا که خداوند جز به هنگام درو کردن و چيدن آن به بيرون کردن زکات دستور نداده است. و اگر حبوبات و  ميوه قبل از درو شدن يا چيدن به آفتي دچار شود بدون اينکه صاحب  کشتزار يا ميوه کوتاهي کرده باشد، ضامن آن نمي شود. و خوردن از خرما و کشتزار قبل از بيرون  کردن زکات آن جايز است. و اين زکات محسوب نمي شود، بلکه زکات از مالي بيرون کرده مي شود که پس از خوردن باقي مي ماند.
و پيامبر (ص) محاسب و تخمين زننده اي را براي محصولات مردم مي فرستاد تا مقدار محصولاتشان را تخمين بزند، و او را دستور مي داد تا يک سوم يا يک چهارم را براي صاحبان آن  به منظور خوردن و غيره در نظر بگيرد تا خودشان و ديگران از آن بخورند.وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ؛ و نيز ، چارپاياني  که  بار مي  برند يا در خور بار برداشتن  نيستند  از  هرچه  خدا به  شما روزي  داده  است  بخوريد و از شيطان  پيروي  مکنيد که  او  دشمن آشکار شماست.
ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ؛ هشت  لنگه  