لَـئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ ؛ و واگذار آن  کساني  را که  دين  خويش  بازيچه  و لهو گرفته  اند و زندگاني ، دنيا فريبشان  داد  و به  قرآن  به  يادشان  بياور که  بر کيفر اعمال  خويش   در جهنم  محبوس  خواهند ماند  جز خدا دادرس  و شفيعي  ندارند  و اگر  براي  رهايي  خويش  هر گونه  فديه  دهند پذيرفته  نخواهد شد  اينان  به   عقوبت  اعمال  خود در جهنم  محبوسند و به  کيفر آنکه  کافر شده  اند برايشان   شرابي  از آب  جوشان  و عذابي  دردآور مهيا شده  است.
آنچه از بندگان خواسته شده اين است که دين را خالصانه براي خدا  انجام دهند، به اين صورت که تنها او را بپرستند، و تمام توان خود را براي جلب خشنودي و رضايت  او مبذول دارند. و اين کار مستلزم آن است که قلب را متوجه خدا نمود، و به طور جدي در اين مسير گام برداشتف و مخلصانه براي رضاي خدا به پيش رفت و ريا و شهوت طلبي را کنار گذاشت. اين است دين حقيقي. 
اما هرکس ادعا ک ند که او بر حق است و از دين و پرهيزگاري برخوردار است. در حالي که دينش را به بازيچه و سرگرمي گرفته است؛ به گونه اي که ، و قلب او از محبت خدا و شناخت او  غافل شده، و به هر آنچه که به وي زيان مي رساند روي آورده و در باطل خويش فرو رفته است و با جسم و بدن خود در آن به سرگرمي مي پردازد، زيرا هرگاه کار و تلاشش براي غير خدا انجام گيرد، بازيچه و سرگرمي است. خداوند دستور داده است که چنين فردي را ترک کنيم و از  او بپرهيزيم و فريب وي را نخوريم ، و مراقب کارهايش باشيم و نبايد موانع و مشکلات او، ما را از آنچه که آدمي را به خدا  نزديک مي گرداند، باز دارد. « وَذَكِّرْ بِهِ» و به وسيله اين قرآن آنچه را که بر بندگان فايده مي رساند اندرز بده، آنان را به خواندن قرآن و تبعيت ِاز آن دستور بده، و به صورت مشروح برايشان بيان کن، و آن را برايشان نيکو جلوه بده و اوصاف و ويژگيهاي زيباي آن را برايشان بيان کن، و از آنچه که به ضرر بندگان است نهي کن، و آن را به صورت مبسوط برايشان بيان نما و صفت هاي زشتِ منهيات را براي آنان بيان کن به گونه اي که انسان به ترک آن رغبت پيدا کند. و همه  اين مطالب بدان خاطر است تا کسي به سبب آنچه انجام داده است هلاک نشود. يعني قبل از اينکه بنده مرتکب گناه شود، و بر خداوندي که خفايا را مي داند جرات کند، و به اين کار نادرست و زشت ادامه دهد، وي را پند و اندرز بده، تا باز آيد و از کارش دست بکشد. 
« لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ» قبل از اينکه گناهانش او را احاطه نمايد، آن گاه هيچ  کس به او سودي نمي رساند، و هيچ خويشاوند و دوستي جز خدا او را ياري و سرپرستي نکرده و هيچ شفاعت کننده اي براي او شفاعت نمي کند.« وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ» واگر هرگونه فديه اي بپردازد گرچه پُرِ زمين طلا باشد ، « لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا» از او پذيرفته نمي شود و فايده اي براي وي نخواهد داشت. « أُوْلَـئِكَ» ايشان که داراي صفات مذکورند، « الَّذِينَ أُبْسِلُواْ» کساني اند که هلاک شده و از خير نااميد گشته اند، و اين « بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ» به سبب کارهايي است که انجام داده اند . براي آنان شرابي است که بي نهايت داغ و گرم است و چهره هايشان را مي سوزاند و روده هايشان را تکّه تکّه مي کند. « وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ » و به سبب  کفري که مي ورزيدند براي آنان عذابي دردناک است.قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ  ؛ بگو : آيا سواي  الله  کسي  را بخوانيم  که  نه  ما را سود مي  دهد و نه  زيان ، مي  رساند ? و آيا پس  از آنکه  خدا ما را هدايت  کرده  است  ، همانند آن   کس که  شيطان  گمراهش  ساخته  و حيران  بر روي  زمين  رهايش  کرده  ، از دين   بازگرديم  ? او را ياراني  است  که  به  هدايت  ندايش  مي  دهند که  نزد ما  بازگردد بگو : هدايتي  که  از سوي  خدا باشد ، هدايت  واقعي  است   و به   ما فرمان رسيده  که  در برابر پروردگار جهانيان  تسليم  شويم.
وَأَنْ أَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ؛ و نماز بخوانيد و از او بترسيد  اوست  آنکه  همگان  نزدش  محشور مي  شويد.
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ؛ و اوست  آنکه  آسمانها و زمين  را بيافريد  و روزي  که  بگويد : موجود شو  ،پس  موجود مي  شود  گفتار او حق  است   و در آن  روز که  در صور بدمند  فرمانروايي  از آن  اوست   نهان  و آشکار را مي  داند و او حکيم  و آگاه   است.
«قُل» اي پيامبر! به کساني که خدا شرک مي ورزند و غيرِ او را به فرياد مي خوانند، و شما را به دينشان دعوت مي کنند، و اوصاف معبودانشان را براي تو بيان مي کنند، اوصافي که  عاقل با آگاهي يافتن از آن باز مي آيد، زيرا هرگاه انسان خردمند به طور سطحي در مذهب مشرکان نظر اندازد به باطل بودن آن يقين حاصل مي نمايد، و براي بطلان آن نيازي به اقامه دليل آن ندارد، پس به چنين کساني بگو:« أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا» آيا غير از خدا کسي را بخوانيم که سود و زياني به ما نمي رساند؟ اين صفت شامل تمامي کساني است که غير خدا را مي پرستند، چون آنچه جز خدا پرستش مي شود، سود و زياني نمي رساند، و کاري در دست او نيست، بلکه همه کارها در دست خداست.
« وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ» و آيا بعد از اينکه خداوند ما را هدايت  کرد به گمراهي بازگرديم؟ و از هدايت و رشد به انحراف برگرديم؟ و از راهي که انسان را به باغهاي بهشت مي رساند به راهي برگرديم که آدمي را به عذاب دردناک جهنم مي رساند؟! پس اين حالتي است که انسانِ خردمند آن را نمي پسندد. و کسي که داراي اين حالت  است، « كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ» بسان کسي است که شياطين او را گمراه نموده و از راه و برنامه و هدفش منحرف کرده  است. « حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى» سرگشته و حيران است؛ دوستاني دارد که او را به سوي هدايت فرا مي خوانند، اما شيطان ها او را به زشتي و انحراف دعوت مي کنند، و او ميان اين دو دعوتگر حيران مانده است. و همه مردم چنين حالتي را دارند جز  کساني که خداوند آنها را در امان قرار داده است، به درستي که آنان کشش ها و انگيزه هايي متعارض در خود مي يابند؛ کشش و جاذبه هاي شيط