َلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ؛ آگاه  ساز به  اين  کتاب  ، کساني  را که  از گرد آمدن  بر آستان   پروردگارشان هراسناکند ، که  ايشان  را جز او هيچ  ياوري  و شفيعي  نيست   باشد که  پرهيزگاري  پيشه  کنند.
وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ ؛ کساني  را که  هر بامداد و شبانگاه  پروردگار خويش  را مي  خوانند و خواستارخشنودي  او هستند ، طرد مکن   نه  چيزي  از حساب  آنها بر عهده   توست  و نه چيزي  از حساب  تو بر عهده  ايشان   اگر آنها را طرد کني  ، در  زمره  ستمکاران  درآيي.
وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَـؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ؛ همچنين  بعضي  را به  بعضي  آزموديم   تا بگويند : آيا از ميان  ما اينان ، بودند که  خدا به  آنها نعمت  داد ? آيا خدا به  سپاسگزاران  داناتر نيست  ?
وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ چون  ايمان  آوردگان  به  آيات  ما نزد تو آمدند ، بگو : سلام  بر شما ، خدا  بر خويش  مقرر کرده  که  شما را رحمت  کند ، زيرا هر کس  از شما که  از روي   ناداني  کاري  بد کند ، آنگاه  توبه  کند و نيکوکار شود ، بداند که  خدا  آمرزنده  و مهربان  است.
وَكَذَلِكَ نفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ؛ و اين  چنين  آيات  را به  تفصيل  بيان  مي  کنيم  ، تا راه  و رسم  مجرمان ، آشکارگردد.
اين قرآن بيم دهنده همه مردم است اما کساني از آن بهره مي برند، « الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ» که مي ترسند در نزد پروردگارشان گرد آورده شوند، پس آنان به منتقل شدن از اين دنيا به دنياي آخرت يقين دارند، بنابر اين آنچه را که به آنان فايده مي رساند با خود بر مي گيرند، و آنچه را که به آنان زيان مي رساند رها مي کنند.
« لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ» آنان جز خدا، « وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ» هيچ ياور و شفاعت کننده اي ندارند. کسي را ندارند که ياورشان باشد، و آنچه را که مي خواهند براي آنان فراهم نمايد، و امر ناگوار را از آنان دور کند. و کسي را ندارند که براي آنها شفاعت نمايد، چون مردم اختياري ندارند و کاري از دستشان ساخته نيست. « لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» باشد که با پيروي از دستورات خدا و پرهيز از منهيات او، پرهيزگار شوند، زيرا بيم دادن موجب پرهيزگاري و يکي از اسباب آن است.
« وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ» و اهل عبادت و اخلاص را به خاطر همنشيني با ديگران از خود مران؛ آنهايي که همواره پروردگارشان را از طريقِ انجام دادن عبادت هايي در قالب ذکر و نماز و غيره، و از طريق فراخواندن و حاجت طلبيدن از او در بامدادان و شامگاهان فرا مي  خوانند و با اين عمل خود رضايت و خشنودي او را طلب مي کنند و اين کارها را خالصانه براي او  انجام مي دهند. پس اينان سزاوار رانده شدن و روي گرداندن نيستند، بلکه با آنان دوستي کن، و به خود نزديک نما، چون ايشان برگزيدگان مردم هستند، گرچه فقيرند، اما در حقيقت ايشان با عزّت و بزرگوار هستند هرچند که نزد مردم خوار و فقير باشند. « مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ» از حساب آنان چيزي بر تو نيست، و از حساب تو نيز چيزي بر آنان نيست . هريک حسابش جدا است و کار نيک  و بدش براي او است.
« فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ» اگر آنان را طرد کني از ستمکاران خواهي بود. پيامبر (ص) به شدت اين دستور را اطاعت نمود، و از آن فرمان برد، بنابراين هرگاه مومنان فقير مي نشستند با آنان مي نشست، و با آنان به خوبي رفتار مي نمود، و با آنها نرمي مي کرد، و اخلاقش با آنها نيکو بود، و آنان را به خود نزديک مي کرد، حتي بيشتر همنشينان او (ص) از اين گروه بودند . سبب نزول اين آيات اين بود که مردماني از قريش و از افراد خشن و گستاخ عرب به پيامبر (ص) گفتند: اگر مي خواهي ما ايمان بياوريم و از تو پيروي کنيم، فلان و فلان را که فقير و بينوا هستند طرد کن، زيرا خجالت مي کشيم اعراب ما را در حالي ببينند که با اين فقرا همنشين هستيم. و از آنجا که پيامبر خيلي دوست داشت آنها مسلمان شوند و از او پيروي کنند به قلبش خطور کرد که چنين کند ، بنابراين خداوند با اين آيات او را مورد سرزنش قرار داد.
« وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَـؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا» اين آزمايش خدا براي بندگانش است، که برخي را ثروتمند و برخي را فقير، و برخي را شرافتمند و برخي را کم ارزش قرار داده است. پس وقتي که خداوند ايمان را به فقير و کم ارزش ارزاني دارد، اين آزمايشي است براي توانگر و شرافتمند، بنابراين اگر توانگر در پي حق و پيروي کردن از آن باشد،  ايمان مي آورد و تسليم مي شود، و مشارکت  کساني که از نظر ثروت و شرافت در سطح پايين تري قرار دارند او را از ايمان آوردن و مسلمان شدن باز نمي دارد. و اگر صادقانه به دنبال حق نباشد مشارکت افرادي که از نظر ثروت و شرافت در سطح پايين تري قرار دارند مانع تبعيت او از حق خواهد شد. پس با تحقير کساني که آنان را از خود پايين تر مي ديدند، گفتند:« أَهَـؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا» آيا از ميان ما خدا بر اينها منّت نهاده است؟ پس اين مطلب آنان را از اتّباع حق باز داشت، به خاطر اينکه خرد و فهم نداشتند. پس خداوند در جواب گفتار آنان که متضمن اعتراض بر خداوند به خاطر هدايت آن گروه و عدم هدايت آنان بود، فرمود:« أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ» آيا خداوند سپاسگزاران را بهتر نمي شناسد؛ کساني که قدر نعمتهاي خدا را دانسته و به آن اعتراف مي کنند، و به پاس نعمت هايي که از آن برخوردارند کارهاي شايسته انجام مي دهند؟! بنابراين خداوند فضل و کرم خود را به آنان داد، و آنان را که شاکر نيستند محروم کرد، به درستي که خداوند حکيم است و فضل خود را به کسي عطا نمي کند که شايسته آن نباشد، همچنين فضل خود را به اين معترضان که داراي چنين اوصافي هستند، نمي دهد. به خلاف فقرا و ديگراني که خداوند منت ايمان را بر آنان نهاد، چرا که  آنا شکرگزارند. و هنگامي که خداوند پيامبرش را از طرد کردن مومنانِ خدا ترس و پرهيزگار نهي کرد، ايشان را دستور داد که با تحريم و احترام و بزرگداشت با آنان روبرو شود و فرمود:« وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَ