فرستاديم و رودها را براي آنان روان ساختيم، تا کشتزارها و ميوه جات را براي آنان به بار آورد، و از آن بهره مند شوند، و از آنچه که دوست دارند بخورند و استفاده کنند. پس شکر نعمت هاي خدا را به جاي نياوردند، بلکه به شهوت و هوي پرستي روي آوردند و لذتها آنان را به خود مشغول کرد. پس پيامبران با دلايل و معجزات نزدشان آمدند، ولي معجزات را تصديق نکردند بلکه آن را رد کرده و تکذيب نمودند. « فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ» پس آنان را به سبب گناهانشان هلاک ساختيم، و بعد از آن ملت ديگري پديد آورديم. يعني خداوند آنان را به خاطر گناهانشان هلاک نمود و پس از آنها ملتي ديگر پديد آورد. پس اين سنت و شيوه الهي در مورد امتهاي پيشين و پسين است، و شما بايد از داستان کساني که خداوند اخبارشان را برايتان بيان کرده است عبرت بگيريد.وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ؛ حتي  اگر کتابي  نوشته  بر روي  کاغذ بر تو نازل  مي  کرديم  و آن  را با دست  خويش  لمس  مي  کردند ، باز هم  آن  کافران  مي  گفتند که  اين  جز جادويي   آشکارنيست.
وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُونَ؛ و گفتند : چرا فرشته  اي  بر او نازل  نشده  است  ? اگر فرشته  اي  مي   فرستاديم  که  کار به  پايان  مي  رسيد و به  آنها هيچ  مهلتي  داده  نمي  شد.
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ؛ و اگر آن  پيامبر را از ميان  فرشتگان  برمي  گزيديم  باز هم  او را به ، صورت مردي  مي  فرستاديم  و اين  خلطو اشتباه  که  پديد آورده  اند بر جاي  مي  نهاديم.
خداوند در اينجا پيامبرش را از شدت  کينه توزي و عناد کافران آگاه ساخته و خبر مي دهد که تکذيب آنها نه به خاطر نقصان چيزي است که تو پيش آنان آورده اي، بلکه تکذيبشان از روي ستم و سرکشي است، و شما نمي تواني کاري براي آنان بکنيد. پس فرمود:« وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ» واگر مکتوبي، نوشته شده بر کاغذ بر تو نازل کنيم، و آن را با دستهايشان لمس کنند، و به آن يقين نمايند، کافران از روي ستم و تجاوز و خود بزرگ بيني مي گويند: اين جز جادوي آشکار نيست. پس چه دليلي بزرگتر از اين وجود دارد؟ اما آنها در مورد آن چنين سخن زشتي بر زبان مي آورند، واگر کسي کوچکترين بهره اي از عقل داشته باشد آن را رد نمي کند. اما آنها از روي تکبر و خود بزرگ بيني آن را رد کردند. سپس از روي سرسختي و جهل و ناداني، « قَالُوا» گفتند:« لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ» چرا همراه با محمد فرشته اي فرستاده نشده است که او را در کارش ياري دهد؟ چون آنها گمان مي بردند که محمد  انسان است و رسالت خدا جز توسط فرشتگان ابلاغ نمي گردد. خداوند لطف و مهرباني اش را نسبت به بندگانش ابراز داشته و انسانهايي را از خود آنها به عنوان پيامبر نزدشان فرستاده است تا ايمان آوردنشان از روي آگاهي و  بينش و ايمان به امور پنهان باشد. « وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا» و اگر ما فرشته اي را به عنوان پيامبر مي فرستاديم ايمانشان از شناخت حق نشات نمي گرفت، بلکه به خاطر مشاهدات عيني خود ايمان مي آوردند، و چنين ايماني چندان ارزش ندارد. اين در صورتي است که ايمان مي آوردند، و غالبا در اين حالت نيز ايمان نمي آوردند. و اگر ايمان نمي آوردند،« لَّقُضِيَ الأمْرُ» کار ايشان تمام مي شد، و در اين دنيا نابود مي شدند، و به آنان مهلت داده نمي شد، چون اين سنت خدا در مورد کساني است که دلايل و معجزاتي را مي خواهند و خداوند آن را برايشان مي  آورد ولي آنها بدان ايمان نمي آورند. پس فرستادن پيامبري از نسل آدم به سوي آنان همراه با دلايل روشن ، و مهلت دادن کافران و تکذيب کنندگان ، براي آنان بهتر و مفيدتر است. بنابراين درخواست آنها مبني بر آمدن فرشته، بد درخواستي است اگر بدانند. با وجود اين اگر فرشته اي فرستاده مي شد، نمي توانستند چيزي از او فرا بگيرند، و طاقت و تحمل آن را نداشتند.« وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً» و اگر او را فرشته قرار مي داديم، باز او را به شکل انسان در مي آورديم. چون حکمت خدا جز اين را اقتضا نمي کند. « وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ» و آنان را در اشتباهي که قبلا در ان به سر مي بردند، قرار مي داديم، و مسئله بر آنها مشتبه مي شد. و اين بدان خاطر است که مسئله را بر خود مشتبه  کردند، زيرا آنها دستور کار را بر اين اساس گذاشتند که درآن شبهه است و حقي در ميان نيست. پس وقتي که حق نزدشان آمد باعث هدايتشان نگرديد، اين در حالي است که ديگران بوسيله آن هدايت شدند. و گناه بر عهده خودشان است، چرا که دروازه هدايت را به روي خود بستند و پنجره هاي گمراهي را به روي خود گشودند.وَلَقَدِ اسْتُهْزِىءَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُواْ مِنْهُم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ؛ پيامبراني  را هم  که  پيش  از تو بودند مسخره  مي  کردند  پس  مسخره  کنندگان  را عذابي  که  به  ريشخندش  مي  گرفتند فروگرفت.
قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ؛ بگو : در روي  زمين  بگرديد و بنگريد که  پايان  کار تکذيب  کنندگان  چگونه   بوده  است.
خداوند متعال با دلجويي دادن پيامبرش، در حالي که او را به بردباري دستور مي دهد و دشمنانش را تهديد مي کند، مي فرمايد:« وَلَقَدِ اسْتُهْزِىءَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ» و پيامبراني پيش از تو مورد تمسخر قرار گرفتند، و زماني که با دلايل آشکار نزد امت هايشان آمدند ، آنها را دروغگو ناميدند، و پيامدشان را به باد تمسخر گرفتند. پس خداوند آنها را به سبب کفر و تکذيبشان هلاک کرد و کاملترين بهره از عذاب را براي آنان فراهم آورد.« فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُواْ مِنْهُم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ» پس آنچه را که ريشخند مي کردند گريبان ريشخندکنندگان را گرفت. پس اي تکذيب کنندگان! بپرهيزيد از اينکه تکذيب خود را ادامه دهيد، و آنگاه بلايي که به آنان رسيد به شما نيز مي رسد.« قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ» اگر شما در اين مورد شک و  ترديد داريد، پس در زمين به سير و سياحت بپردازيد، و بنگريد که عاقبت و سرانجام تکذيب کنندگان چگونه بوده است؟ آنان را نمي يابيد مگر قومي هلاک شده و ملت هايي که در ميان رنج ها و مصيبت  ها تلف شده، و خانه هايشان از سکنه خالي و ويران گشته و شادي و سرور آنها از بين رفته است. پادشاه جبار آنها را نابود  کرده و سرگذشت آنان مايه عبرت خردمندان و صاحبان بين