داوندآن را به طور مطلق در همه وقت ها حرام نمود و فرمود: « يأَيهَا الَّذينَ ءَامَنُوا إِنَّما الخَمرُ وَالميسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزلَمُ رِجهُ مِنّ عَمَلِ الشَّيطَنِ فَاجتَنِبُوهُ» اي کساني که ايمان آورده ايد! شراب و قمار و بت ها و استفاده از تيرهاي مخصوصي که به قصد بخت آزمايي و فال بيني به کار مي بريد پليد و از کار شيطان هستند، پس از آن بپرهيزيد.
و حرمت شراب در هنگام نماز شديدتر است چون اين فساد بزرگ را در بر دارد. گذشته از اين، روح و مغز نماز فروتني و حضور قلب است، و شراب دل را مست مي کند و از ياد الهي و از نماز باز مي دارد. و از مفهوم اين استنباط مي شود در حالت چرت زدن که فرد خواب آلود نمي داند چه مي گويد و چه مي کند نبايد به نماز ايستاد، و آيه به صورت تلويحي به اين موضوع اشاره مي کند که مناسب است هرکس مي خواهد نماز بخواند خود را از هر چيزي که فکرش را به خود مشغول مي دارد دوري کند. مانند اينکه اگر نياز به قضاي حاجت  دارد بايد برود قضاي حاجت کند سپس به نماز مشغول مي شود.
و نيزاگر خيلي گرسنه است ابتدا غذا بخورد و پس از آن به نماز بپردازد تا در نماز، گرسنگي فکرش را به خود مشغول ندارد. در اين زمينه حديث صحيح نيز وارد شده است.
سپس فرمود: « وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ»  يعني در حالت جُنُب به نماز نزديک نشويد، مگر در اين حالت و آن عبارت از اينکه در داخل مسجد عبور کنيد و توقف  ننماييد. « حَتَّىَ تَغْتَسِلُو» جنب تا زماني که غسل نکرده است نمي تواند به نماز بايستد ، و هرگاه غسل کرد مي تواند نماز بخواند. و براي جنب فقط گذشتن از مسجد جايز است.
« وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ» پس تيمم را براي مريض به طور مطلق خواه آب وجود داشته باشد يا نه جايز قرار دا. علت جايز بودن تيمم براي مريض، بيماريي است که استفاده از آب، آن بيماري را تشديد مي کند. نيز تيمم را در سفر جايز قرار داده است، چرا که گمان مي رود در سفر آب يافت نشود. پس اگر مسافر آب نداشت و فقط به اندازه نياز خودش از قبيل نوشيدن وغيره. آب همراه داشت تيمم  کردن براي او جايز است.  و همچنين گاه انسان به سبب ادرا يا قضاي حاجت يا آميزش با زنان، ناپاک شد، اگر آب را نيافت برايش جايز است تيمم کند خواه در سفر باشد يا نه، همانطور که عموم آيه بر  اين مطلب دلالت مي کند.
خلاصه مطلب اين است که خداوند تيمم را در دو حالت جايز قرار داده است : يکي در صورت عدم وجود آب، خاه در سفر باشد يا نه، و يکي در صورت مشقت و سختي ناشي از بيماري و غيره که اگر آب استفاده کند دچار مشقت بيشتر مي شود.
و مفسرين در رابطه با معني « أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء» اختلاف کرده  و عده اي مي گويند: منظور از آن آميزش است ، پس اگر چنين باشد آيه به صراحت جايز بودن تيمم را براي جنب بيان مي دارد. همان طور که احاديث صحيح زيادي در اين مورد وارد شده است. و عده اي معتقدند که منظور از آن دست زدن به زن است، مشروط به اينکه گمان بيرون آمدن مذي باشد، و آن دست زدني است که به خاطر شهوت انجام مي شود. پس آيه به شکستن وضو به علت دست زدن دلالت مي کند.
و فقها از آيه « فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء» استنباط کرده اند هنگامي که وقت نماز فرا رسيده بايد به جستجوي آب پرداخت، کسي که آب را جستجو نکند، گفته نمي شود آنرا نيافته است، بلکه يافتن يا نيافتن پس از جستجو کردن معلوم مي شود.
نيز از اين استنباط شده است وضو گرفتن با آبي که به علت مخلوط شدن با چيز پاکي تغيير کرده است نه تنها جايز است بلکه واجب نيز مي باشد، زيرا چنين آبي در فرموده الهي « فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء» داخل است، زيرا آبي که به سبب مخلوط شدن با چيز پاکي تغيير کرده است آب محسوب ميشود. اما در اين مورد که آن آب آبي است غير مطلق اختلاف وجود دارد.
و دراين آيه حکم بزرگي تشريع شده و خداوند از اين طريق بر اين امت منت نهاده است و آن مشروعيت تيمم است. و تمامي علما الحمد لله بر اين مطلب اجماع و اتفاق دارند.
و تيمم با هر آنچه که از سطح زمين ارتفاع پيدا کند غبار دانسته باشد يا نه خواه خاک باشد يا شن، يا درخت يا سنگ يا گياه، به شرطي که پاک باشد انجام مي شود. البته اگر گفته شود « صعيد» يعني آنچه که با آن تيمم صورت مي گيرد بايد غبار داشته باشد محتمل به نظر مي رسد، زيرا خداوند متعال در آيه (6) سوره مائده فرموده است : «فَامسَحُوا بِوُجُوهِکُم وَأَيدِيکُم» از آن به چهره ها و دست هايتان بماليد و مسح کنيد، و آنچه که غبار ندارد مسح کرده نمي شود.
« فَامسَحُوا بِوُجُوهِکُم وَأَيدِيکُم» يعني از آن به چهره ها و دست هايتان مسح کنيد، و محل مسح کردن در تيمم تمام چهره و هر دو دست تا مچ مي باشند. همان طور که احاديث صحيح بر اين دلالت مي نمايند. و مستحب است با يک ضربه چهره و دستها تا مچ مسح شوند، همان طور که ح ديث عمار بر اين مطلب دلالت مي نمايد. و نيز در اين حديث اشاره شده است که تيمم جنب مانند ديگران است و فقط چهره و دست ها را مسح مي کند.
فايده: 
ابن القيم مي گويد: « بدان که قواعد طب و بهداشت در سه مطلب خلاصه مي شود: 1- حفظ سلامت و تندرستي، 2- دفع بيماريهايي که به بدن زيان مي رساند. 3- واکسنه کردن بدن در مقابل تمام بيماريها. و به درستي که خ داوند متعال ما را بر اين سه مطلب در کتاب عزيز خود آگاه ساخته است. 
در رابطه با حفظ سلامت و تندرستي بدن، و واکسينه کردن آن خداوند به خوردن و نوشيدن و اسراف نکردن دستور داده است، و براي مسافر و مريض تجويز کرده که روزه نگيريد تا صحت و سلامتي آنها به وسيله آنچه که براي بدن مفيد است حفظ شود، و از مريض در مقابل چيزهايي که به او ضرر مي رساند حمايت بعمل آيد.
و اما در مورد دفع بيماريها، خداوند براي مردي که در حال احرام است و در سرش بيماري دارد اجازه داده است سرش را بتراشد تا ميکروب هاي آن از بين بروند . پس اين بيانگر آن است آنچه که ماندنش در بدن زيان آورتر است به طريق اولي بايد دفع گردد مانند ادرار، مدفوع، استفراغ، مني، خون و غيره.
و در اين آيه اشاره شده است که بايد تمام چهره و دست ها مسح شود. و نيز اشاره شده است که تيمم جايز است گرچه وقت تنگ نباشد، و از وي خواست نمي شود که آب را بجويد مگر بعد از اينکه سبب وجوب موجود باشد. والله تعالي اعلم.
سپس آيه را اينگونه ختم  کرد:« إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا» عفو و آمرزش الهي براي بندگان مومش زياد است، و فرامينش را بسيار آسان نموده است طوري که بنده با انجام آن دچار مشقت نمي گردد. از جمله بخشش و آمرزش الهي اين ا ست که بر اين امت رحم  نموده و طهارت با خاک را به جاي آّ در صورت مشکل بودن استفاده از آب براي آنان مشروع کرده و دروازه توبه و بازگشت را براي گناهکاران باز نموده و آنها را به سوي خود ، را خوانده و به آنها وعده داده است که گناهانشان را مي آمرزد.
و از جمله عفو و آمرزش الهي اين است که اگر مومن