ورد اين روايت تفرقه زا و جعلي شك كند و يا اينكه مردم را آگاه كند، در اينجا با هولوكاست شيعي مواجه مي‌شود و همان روشي در مورد او بكار مي‌رود كه در غرب پيرامون هولوكاست بكار مي‌رود.
من نمي‌دانم فرق غربيان بي‌منطق يا اسرائيل خونخوار با شيعيان خرافي در چيست؟!
از نظر من هيچ تفاوتي ميان اينها نيست، و حتي از نظر من شيعيان و مدعيان حب اهل بيت بدتر هستند، چون لباس اسلام را بر تن كرده اند، چون در ميان صفوف مسلمين هستند و اسلام را از درون تضعيف مي‌كنند.
از جهات مختلفي هولوكاست شيعي بسيار مسخره‌تر از هولوكاست صهيونيستها است، چونكه:
اولاً: هولوكاست صهيونيستها در حدود 60 سال پيش اتفاق افتاده و در آن شك و شبهه است، ولي داستانهاي شيعه در 1400 سال پيش.
ثانياً: مدارك بسياري از هولوكاست صهيونيستها موجود است، همچون: عكسهاي مختلفي از آن زمان، تعدادي افراد زنده از آن زمان،  وجود اردوگاهها، اتاقهاي گاز، جسدها و كوره‌هاي آدم سوزي.
ثالثاً: مدارك شيعيان بسيار سست است، و داستانهاي ايشان مربوط به 1400 سال قبل در وسط صحراي عربستان است كه تازه حدود 400 سال پس از آن جريانات در كتبي همچون سليم بن قيس هلالي جمع آوري شده كه پايه و اساسي ندارد!!!
آنوقت خنده‌دار است كه اين افسانه‌هاي شيعه كاملاً درست است و نبايد در وجود آنها ذره‌اي شك كرد، ولي خود اين شيعيان هولوكاست غربيان را رد مي‌كنند و به قول معروف درخت را در چشم خود نمي بينند ولي خار را در چشم ديگران مي‌بينند.
مسئله جالب در اينجاست كه من نمي دانم چرا وجود اين عقايد و داستانها در محله‌هاي يهودي نشين در ايران (مانند محله جويباره در اصفهان در جوار علامه مجلسي!!) بيشتر است و لابد نقاط مشتركي ميان يهوديت با تشيع وجود دارد (عبدالله سباء و .....)
 داستان اصابت درب به پهلوي حضرت فاطمه يكي از اين هولوكاستها بود كه به آن اشاره كردم، و اگر در غرب يك هولوكاست موجود است در كشور امام زماني صدها هولوكاست موجود است، و كسي جرات ذره‌اي مخالفت با آنها را ندارد، به برخي از اين موارد اشاره مي‌كنم و مي‌خواهم بدانم آيا كسي جرات تحقيق و بررسي پيرامون موارد زير را دارد؟!!
1-	حديث غدير خم و خلافت بلافصل حضرت علي از جانب خدا.
2-	وجود شخصي بنام محمد بن الحسن العسكري(امام زمان).
3-	وجود نص براي فرقه اثني عشريه.
4-	عصمت و  علم غيب امامان.
5-	ساختن گنبد، بارگاه و ضريح براي امامان و امامزاده‌ها.
6-	برپايي مراسم روضه و عزا براي امام حسين يا حضرت فاطمه.
7-	بيان فضايل ابوبكر، عمر و عثمان.
8-	جاهل بودن و خرافي بودن علمايي چون علامه مجلسي.
9-	ايراد بر مراجع شيعي يا به شخص ولي فقيه. 
10-	ايراد بر سخنان خميني، سخنان و وعده‌هايي كه دروغ از آب در آمدند.
به اميد روزي كه شر اين هولوكاست شيعي از زمين برچيده شود، ان شاء الله.

پايان
پائیز 1387 هجری شمسی
.....................................
(1) واژه هولوکاست بصورت هُلوکاست نیز تلفظ می شود.
(2) كافي است سرنوشت برخي از علماي دلسوز در ايران را بخوانيد تا به واقعيت پي ببريد، كساني چون علامه برقعي (رحمه الله) كه داستان زندگي ايشان به قلم خودشان در كتابي به نام سوانح ايام آمده است، يا كساني ديگر چون حجة الاسلام رادمهر و .....
(3) آخوندهاي شيعي دائم بر بالاي منبرها مي‌گويند: شيعه هميشه مظلوم بوده و هست، شيعه مظلوم است، شيعه مورد ستم است، شيعه، شيعه، شيعه .....
(4) اين ازدواج در كتب خود شيعه ثبت شده است، كتبي چون بحارالانوار، تاريخ يعقوبي، كافي و تهذيب.
(5) يكي از دلايل ساديسمي بودن شيعيان اين است كه وقتي متوجه مي‌شوند آزار و اذيتي به اهل بيت وارد نشده، ناراحت مي‌شوند!! در صورتيكه انسان سالم بايد خوشحال شود كه افراد مورد علاقه‌اش آزار و اذيتي نديده‌اند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:7.txt">متن كتاب</a></body></html>تشابهات بهائيت و تشيع

نويسنده: 
علی حسین اميريبه نام خدا
سلام و درود بر پيامبر اسلام و خاندان پاكش و اصحاب گرانقدرش.
بهائيت يكي از زير شاخه‌ها و شعبه‌هاي مذهب تشيع است، و از بسياري جهات با مذهب مادر خود تشابه دارد، و البته عجيب نيست چون زائيده آن است.
وقتي باب فرقه‌گري را در اسلام بگشائيد بايد هر روز نيز شاهد ظهور امري جديد و اختراعي نو در دين باشيد.
خود شيعه با اين اعتقادات فعلي بدعت و انحراف در دين است، چه برسد به فرقه‌اي ديگر از زير مجموعه‌هاي آن.
شيعيان اوليه چنين اعتقاداتي را نداشته‌اند، عقايدي همچون خلافت بلافصل علي از جانب خدا، عصمت، علم غيب، توسل و امام زمان.
ولي امروز شاهد آنيم كه انواع خرافات در اين مذهب موج مي زند، و مي توان گفت: بيشتر آنها نيز از حدود قرن سوم به بعد پيدا شده اند، از زمان ظهور علمايي همچون جناب كليني و غيره ... 
البته در زمان ظهور دولت منحوس صفويه به اوج اقتدار و ظهور خود مي رسند و پديده‌هايي را به جهان اسلام عرضه مي‌كنند كه تا آن زمان سابقه نداشته‌اند، كساني چون علامه مجلسي كه كوششهاي بي نظيري در ايجاد تفرقه ميان شيعه و سني انجام داده است، و مي بايست لوح افتخار ايجاد خرافات و تفرقه را به ايشان داد و لقب مُرَوِّج الخرافات و حارس البدع برازنده اوست.
لازم به تذكر است كه بهائيان بدشان نمی‌آید که حکومت و قدرت را در ايران به دست گیرند و البته از ثروت و نفوذ خوبي نیز برخوردار هستند، حتي در ميان كشورهاي بیگانه و حتی در میان کسانی چون اسرائيل.
برخي از كانالهاي سياسي در خارج از ايران نيز وابسته به همين بهائيان هستند و مذهب بهائيت را تبليغ مي‌كنند و بايد گفت: چنانچه مردم ايران بخواهند از تشيع به بهائيت روي آورند در واقع از چاله به چاه افتاده‌اند، و فرقي با قبل نداشته‌اند.
در اينجا برخي از تشابهات بهائيت با تشيع را ذكر مي‌كنيم، و لازم به تذکر است که منظور ما تشیع صفوی، غالی و خرافی است، نه شیعیان واقعی مکتب اهل بیت که در واقع انسانهایی نیکوکار هستند، و خواستار آن هستیم كه مردم از هر دوي اين مذاهب منحرف و جعلي دست بردارند و فقط مومن و مسلم باشند و تنها به قرآن و سنت پيامبر ص چنگ بزنند، چون هرچه غير از اين دو باشد و در قرون بعدي ايجاد شده باشد بطور حتم داراي اشتباهات، انحرافات و بدعت مي باشد.
در اینجا به ده مورد از تشابهات میان این دو فرقه اشاره می‌کنیم.
1-	هر دو با دست بیگانه شکل گرفتند، نطفه خرافات اولیه تشیع صفوی ابتدا به دست ابن سباء (خاخام یهودی)(1)  و سپس توسط شاه اسماعیل اول، شاه عباس و علمای جبل عامل لبنان و حمایت و تشویق کلیسای روم و پادشاهان انگلستان و .... تقویت شد.
2-	هدف هر دو ایجاد رخنه و تفرقه در جهان اسلام بود. تشیع در جهان اسلام و بهائیت در تشیع.
3-	هر دو شهرهای مقدسی در کنار مکه و مدینه دارند، تشیع صفوی: مشهد، قم، کربلا، نجف، سامره و کاظمین. بهائیت: عکا، حینا و خانه، باب در شیراز.
4-	هر دو کتابهای مقدسی در کنار قرآن دارند، تشیع صفوی: مفاتیح الجنان، بحارالانوار، اسرار آل 