]  برقي ص 257.
[147]  عبدالله شبر : الاصول الاصليّه ص 320.
[148]  عبدالله شبر : الاصول الاصليّه ص 324.
[149]  مفيد : تصحيح الاعتقاد : ص 115.
[150]  الكشكول 1/202.
[151]  كشف الاسرار ص 147.
[152]  حسين ن محمّد عصفور : الانوارالوضيهء في العقائد الرّضويّه ص 110.
[153]  المحاسن ص 259.
[154]  اصول الكافي 2/219.
[155]  اصول الكافي 2/219.
[156] أمالي الطّوبي ص 229.
[157] اصول الكافي 2/220.
[158]  بذل المجهود ص 660 و 661.نتايج اين بررسي

حال كه به فضل الهي به نهايت اين بررسي و تحقيق رسيده ايم بد نيست كه پيامدهاي آن را به اختصار ذكرنماييم : 
1-           وقتي كه دشمنان اسلام از مواجهه و رويارويي مستقيم با اسلام عاجز شدند، راه مكر و حيله را پيش گرفتند تا از درون اسلام و به نام اسلام با آن مبارزه كنند.
2-           ابن سبأ يك شخصيّت سياسي بود كه وجود تاريخي او ثابت است، و هيچيك از علماي قديم آنرا نفي نكرده اند نه از شيعه و نه از أهل سنّت، امّا سبب انكار بعضي از معاصران شيعه جز فرار از عار نيست.
3-           تنها طبري نيست كه روايت هاي سيف بن عمر دربارهء ابن سبأ را آورده، بلكه روايات سيف بن عمر از ابن سبأ از طرق ديگري غير از طريق طبري نيز وجود دارد، مثلاً از طريق ابن عساكر و محمّد بن يحيي المالقي و ذهبي.
4-           سيف بن عمر تنها مصدر أخبار ابن سبأ نيست –چنانكه منكران ابن سبأ ادّعا مي‌كنند- بلكه روايات ديگري غير از روايات سيف دربارهء ابن سبأ وجود دارد كه وجود او را ثابت مي كند.
5-           نقش عبدالله بن سبأ در ايجاد فرقهء شيعه و اينكه او مؤسّس حقيقي رفض و تشيّع مي باشد قابل انكار نيست و علماي بزرگ شيعه به اين موضوع اعتراف كرده اند. 
6-           علماي اهل سنّت كه در طول تاريخ تشابه بين شيعيان و يهود را متذكّر شده اند ظلمي به شيعيان ننموده اند، بلكه آنچه را كه در كتب دو مذهب (يهود و شيعه) وجود دارد بيان نموده و نشان داده اند.
7-           تشابه بزرگي كه بين يهود و شيعه در موضوع «وصايت» وجود دارد، كه شيعيان مي پندارند خداوند بعد از محمّد (ص) بر علي به خلافت وصيّت نموده و يهوديان عقيده دارند كه خدا بعد از موسي (ع) بر يوشع وصيّت نموده، از جمله موارديست كه نمايانگر روحيّهء مشترك در دو مذهب مي باشد.
8-           شيعيان واژهء «وصّي» را براي خليفهء مسلمين از يهوديان گرفته اند و در عهد خلفاي راشدين چنين واژه اي براي حاكم وجود نداشت.
9-           تشابه كامل بين يهود و شيعه در حصر امامت و پادشاهي و حكومت در گروه معيّني، در خور توجّه است. يهوديان حكومت را از آن آل داود مي دانند و شيعيان از آن آل حسيّن.
10-      واقعيّت تاريخ پندارهاى يهود و شيعيان را دربارهء حكومت ردّ نموده و بطلان آنرا ثابت كرده است. برخلاف گفتهء يهوديان (كه حكومت از آل داود بيرون نمي رود) قرنهاست كه از آل داود كسي حكومت نمي كند، و بر خلاف ادّعاي شيعيان كه خداوند حكومت را در آل حسين (ع) قرار داده، هيچكس از آل حسين (ع) به حكومت نرسيد.
11-      تشابه بزرگي كه بين مسيح دجّال يهود و بين مهدي مورد پندارشيعيان وجود دارد، حتّي در صفات و كيفيّت خروج و أعمالي كه بدان قيام مي كنند، قابل توجه است.
12-      يهوديان معتقدند كه مهدي معودشان با زبان عبراني خدا را مي خواند، با تابوت يهود شهرها را فتح مي كند، با عصاي موسي خارج مي شود، قباي هارون را مي‌پوشد، و به حكم آل داود حكم مي كند، و شيعيان نيز همين عقايد را دربارهء ظهور امام دوازدهم خود دارند.
13-      اتّفاق بين يهود و شيعه در  عقيدهء رجعت، نشان مي دهد كه اين عقيده در اصل يهودي بوده و سپس به شيعه سرايت كرده است.
14-      تشابه يهود و شيعه در تحريف كتب الهي : يهوديان تورات را تحريف نمودند و شيعيان تنها فرقه اي هستند كه در مورد تحريف كتاب خدا تأليفاتي داشته و بسياري از علماي آنها تصريح به تحريف قرآن نموده اند.
15-      سبب اعتقاد يهود به تحريف در تورات و اعتقاد شيعه به تحريف در قرآن اين است كه  حكومت آل هارون و امامت آل علي در آنها وجود ندارد.
16-      همچنين شيعيان در تحريف قرآن از اسلوب يهود پيروي كردند كه قرآن به آن گوشزد كرده است : تحريف سخن از معناي آن و تأويل باطل آن و آميختن حق با باطل و ...
17-      يهود و شيعه هر دو نسبت پشيماني و اندوه و بداء به خداوند داده اند كه تمام اين باورها اهانت به ذات مقدّس الهي است.
18-      مشبهت رويّه در يهود و شيعه كه رعايت اعتدال در محبّت و دشمني ننموده، انصاف و عدالت را نشناخته اند و همواره درحبّ و بغض شديد نسبت به هر كس و هر مطلبي قرار دارند، نمايانگر اشتراكات روحي در پيروان دو مذهب است.
19-      ابن سبأ اوّلين كسي بود كه غلّو امروزي شيعه راجع به بعضي از اهل بيت و پيامبــر (ص) و طعن بر صحابه را بنا نهاد، چنانكه علماي بزرگ شيعه بدان اعتراف كرده اند.
20-      اتّفاق نظر بين شيعه و يهود به اينكه هر كدام مدّعي تقدّس براي خود و نجاست مخالفانشان بوده وعقيده دارند كه تافتهء جدا بافته اي از ساير خلايق مي باشند، در خور توجّه است.
21-      هر كدام از شيعه و يهود مدّعي اند كه جز آنها كسي داخل بهشت نمي شود، و اينكه اگر آنها نمي بودند خداوند اين هستي را نمي آفريد و اينكه آنها برتر از ملائكه هستند و مخالفانشان كافر و اهل آتشند.
22-      يهود و شيعه مال و جان غير خودشان را حلال مي دانند.
23-      هم يهود و هم شيعه مخالفانشان را در زمرهء حيوانات (سگ و الاغ و خنزير و ...) در نظر مي گيرند.
24-      يهود و شيعه «تقيّه» را از موضع درست قرآني اش منحرف ساخته و ماهيّت اصلي خود را به صورت شيطنت آميزي روشن نمي كنند، و اين سبب پيدايش احزاب و گروهكهاي سرّي در ميان آنها شده است تا حدّي كه حتّي بين خود تقيّه مي كنند.[1]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] براي تفصيل بيشتر مراجعه شود به : بذل المجهود في اثبات مشابهء الرّافضهء لليهود : عبدالله جميلي ص 673-680.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:35.txt">مهدى موعود يا مهدى موهوم؟</a><a class="text" href="w:text:36.txt">ترديد در فرضيهء امام زمان و تفاوت بزرگ آن با مهدى موعود</a><a class="text" href="w:text:37.txt">مسيح منتظر و موعود يهوديان</a><a class="text" href="w:text:38.txt">تفاوت عميق بين مهدى موعود وامام زمان ساختگى</a><a class="text" href="w:text:39.txt">تشابهات رفتار وكردارمسيح مورد پنداريهود وامام زمان خيالى اماميه</a><a class="text" href="w:text:40.txt">رد بر مسيح دجال يهود</a><a class="text" href="w:text:41.txt">رد بر باوراماميه در مورد امام زمان</a></body></html>چه حجتى از حجت خيالى وموهومى بدست مى آيد كه يك كلمه حرف نزده و هيچ كس هم اورا نديده است، بر وجود خودش هيچ حجتى جز مشتى روايات مجعول نيست؟، كه اين روايات شيعه را به شكل تنها مذهبى در آورده است كه اسلام را به زشت ترين و مسخره ترين شكل نمايش ميدهد
و چه دزدى شگفتر از اين در تاريخ اديان كه صفات الهى را كسى  به ائمهء خود داده وآنهارا حاكم بر ذرات اين هستى بشمارد؟ 

مهدى موعود يا مهدى موهوم؟
نگاهى به عمود خيمهء خرافات روحانيت وبررسى پاسخ هاى آقاى منتظرى[1] به پرسش هاى آقاى دكتر مسعود اميد در مورد امام زمان

مقدمه
ترديد 