ه سلمان بن ربیعه باهلی و تنی چند از کوفیان از آن‌ها نگهداری به عمل می‌آوردند. همچنین در بصره و سایر شهرها و مناطق اسلامی اسبان زیادی تدارک دیده شده بود. تا در مواقع اضطراری مورد استفاده قرار گیرند.(5)  گفتنی است که‌ این اسبهای پرورشی برای دفاع فوری از کیان دولت اسلامی ‌آمادگی کامل را دارا بودند.
ـ آموزش دادن تمرینهای نظامی به نوجوانان: 
چنان که عمربن خطاب (رض) طی فرمانی به همه‌ی شهروندان حکومت اسلامی دستور داد تا فرزندان و نوجوانان خود را با فنونی همچون اسب سواری، شنا و تیراندازی آشنا سازند. حتی وقتی در دیار شام نوجوانی که مشغول آموزش نظامی بود، مورد اصابت قرار گرفت و درگذشت و عمر(رض) را در جریان مرگش قرار دادند ایشان عکس العملی نشان نداد که بیانگر ممانعت نوجوانان از تمرین و آموزش تیراندازی باشد.(6) 
ـ رسیدگی به امور رزمندگان و مجاهدین: 
عمرفاروق (رض) اهتمامی ویژه‌ به‌ امور رزمندگان شهرها می‌دادند، بخصوص شهرهایی که‌ از دشمن نزدیک بوده‌ و مدام به‌ سربازان تازه‌ نفسی نیاز داشت.(7)  والیان مناطق به عنوان نمایندگان خلیفه، مسئول رسیدگی به امور لشکر و رزمندگان بودند. عمرفاروق (رض) بیش از هر چیزی به این نکته توجه داشت و والیان را در این مورد تأکید می‌نمود.(8) 
ـ رعایت کردن و اجرای معاهدات: 
چنان که ابوعبیده بن جراح با برخی از ساکنان شهرهای شام قراردادهایی امضا نمود. همچنین امرای عراق مانند سعد بن ابی وقاص، ابوموسی اشعری و دیگران با ساکنان شهرهای تحت امارت خود معاهداتی بسته بودند. والیان علاوه بر این مواظب حفظ حقوق ذمیان و رعایت تعهدات شخصی بودند و اجرای تعهدات را فریضه‌ی الهی می‌دانستند.(9)  و عمرفاروق (رض) درمورد رعایت حقوق ذمیان چنین توصیه کرده بود: من شما را به رعایت عهد خدا و پیامبردر مورد این‌ها سفارش می‌کنم. به دفاع از آن‌ها بجنگید و آنان را به انجام کاری که از عهده‌ی آن بر نمی‌آیید، مجبور نسازید.(10) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) همان: (2/72).
2) الولاية على البلدان (1/77).
3) الفتوح بن أعثم ص215 .
4) الولاية على البلدان (2/74).
5) الولایه علی البلدان (2/74)
6) الوثائق السياسية للعهد النبوي والخلافة الراشدة ص486 .
7) النظم الإسلامية، صبحي الصالح ص488، 491 .
8) الولاية على البلدان (20/77).
9) الولاية على البلدان (2/77).
10) موسوعة فقه عمربن الخطاب ص133 .(مجموعه خلفای راشدین)(2) 

عمر فاروق (رض)
(بررسی و تحلیل زندگانی خلیفه دوم)

مؤلف :
علی محمد الصلابیخدای متعال می‌فرماید:(يَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ) البقرة: ٢١٩
«ای پیامبر! از تو در مورد حکم شراب و قمار می پرسند». 
وقتی این آیه نازل شد، عمر(رض) گفت: بار الها! از تو می‌خواهم حکم شراب را به صورت شفاف بیان کن. آن‌گاه این آیه نازل شد: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُکَارَى) النساء: ٤٣ 
«ای مؤمنان! در حالی که مست هستید، به نماز نایستید». 
پس از نزول این آیه، منادی رسول خدا(ص)، هنگام نماز اعلان می‌نمود: آن‌هایی که از خوردن شراب مست هستند، به نماز نیایند. عمر(رض) دوباره برای تحریم شراب دعا کرد تا این که خداوند متعال فرمود: 
(فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ) المائدة: ٩١ 
«آیا شما باز می‌آیید؟» 
عمر(رض) با شنیدن این آیه دو بار گفت: آری؛ ما باز می‌آییم.(1) 
بدین ترتیب شراب در چند مرحله و به تدریج حرام گردید. چنان که عمر(رض) از لحن پرسش توبیخی قرآن که فرمود: 
(فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ) به هدف آن که تحریم بود، پی برد. این نوع استفهام به مراتب از نهی صریح، قاطع‌تر است. چرا که لحن آیه، حاکی از نوعی تهدید و سرزنش و تحریم می‌باشد.(2) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد ش378 و احمد شاکر آن‌را صحیح دانسته است.
2) شهید المحراب، تلمسانی، ص101عمربن خطاب در این باره می‌گوید: اگر زنده بمانم کاری خواهم کرد که بیوه زنان عراق بعد از من به کسی نیازی نداشته باشند. ما موضعگیری عمربن خطاب را در خشکسالی معروف «عام الرماده» از یاد نبرده‌ایم که چگونه با همه‌ی امکانات دولت جهت سیر کردن شکمهای گرسنه‌ی مردم تلاش می‌نمود. بیهقی می‌نویسد که عمر(رض) در «عام الرماده» بر مردم انفاق می‌نمود و پس از این که باران بارید و خشکسالی برطرف شد و مردم به سرزمینهای خود بازگشتند و چشم عمر(رض) به مردم افتاد که در حال کوچ کردن بودند اشک از چشمانش سرازیر گردید. مردی از طايفه‌ی محارب که آن‌جا نشسته بود گفت: به خاطر تو خشکسالی رفع شد. عمر(رض) گفت: وای بر تو! من از جیب خودم و جیب پدرم (خطاب) بر آن‌ها انفاق نکردم، بلکه از مال خدا انفاق نمودم.(1) 
همچنین می‌گفت: حق شما است که از اموال غنیمت و در آمد خراج بر شما انفاق کنم و حق شما است که حقوق شما را افزایش دهم.(2) 
شیوه‌ی توزیع جیره‌ها در زمان عمربن خطاب به شکل منظم و نوبتی درآمد. و تنها به ساکنان شهرها اختصاص نداشت، بلکه بادیه نشینان را نیز در بر می‌گرفت. چنان که عمربن خطاب شخصاً جیره‌ی بادیه نشینان اطراف مدینه را در میان آنان توزیع می‌کرد. و به والیان خود در شهرهای مختلف می‌نوشت که این مال متعلق به عمر و آل عمر نیست، بلکه متعلق به همین ملت است، پس آن‌را در میان آن‌ها توزیع نمایید.(3) 
و همان طور که ایشان به تأمین مردم از نظر مالی توجه داشت، به تأمین آن‌ها از نظر خوراکی نیز غافل نبود. چنان که در دیداری از دیار شام، بلال بن رباح به ایشان گفت: ای امیرالمؤمنین! فرماندهان تو در شام گوشت مرغ با نان خالص از گندم می‌خورند در حالی که رعیت قادر به تهیه چنین خوراکی نیست. عمر(رض) به امرا و فرماندهان گفت: بلال چه می‌گوید؟ یزید بن ابی سفیان گفت: ای امیرالمؤمنین! در این‌جا قیمت اجناس ارزان است و ما به قیمت مخارجی که در حجاز داشتیم، آن‌چه‌ را که بلال گفت در این‌جا فراهم می‌کنیم. عمر(رض) گفت: به خدا سوگند! من از اینجا تکان نمی‌خورم. تا شما جیره‌ی ماهانه هر خانواده‌ی مسلمان را تضمین نکنید. سرانجام برای هر مرد ماهانه دو جریب(4)  با متعلقات آن همچون روغن و سرکه تصویب شد. سپس در جمع عمومی ‌اعلام کرد و گفت: ای مسلمانان! این علاوه بر حقوقی است که قبلاً برای شما مقرر شده بود و اگر سردمدارانتان آن‌را از شما دریغ کردند به من اطلاع بدهید تا آن‌ها را از کار برکنار و کسی دیگر را به جای آن‌ها تعیین کنم.(5) 
عمربن خطاب همواره می‌کوشید تا مردم در شهرهای اسلامی با کمبود مواد خوراکی مواجه نشوند. بنابراین مراقب اوضاع بازارها بود و از احتکار جلوگیری می‌کرد و تجار و بازرگانان را به سیر و سفر در نقاط مختلف جهان و مبادلات اقتصادی جهت اشباع نمودن بازارهای مسلمانان، تشویق می‌کرد.(6) 
یکی دیگر از ابتکارات عمربن خطاب، تهیه مسکن برای شهروندان دولت اسلامی بود. چنان که به والیان خود در این مورد تأکید می‌نمود. از جمله در تأسیس شهرهای بصره، کوفه و فسطاط منا