لتی که وجود داشت سرزمین حاصل خیزی برای نشر دین مبین اسلام به حساب می‌آمد. چرا که ساکنان آن از دست حاکمان پیشین چنین رأفت و عطوفتی ندیده بودند. و علاوه بر آن از نزدیک با تعالیم حیات بخش اسلام آشنا شده، به حقیقت این دین پی بردند و گروه گروه وارد اسلام شدند و لشکر اسلام را تقویت نمودند. به هر حال عمرو توانست به خوبی از عهده‌ی کنترل ایالت پهناور مصر در‌آید و آن‌را اداره نماید و برای اشراف به مناطق دور دست نمایندگانی برای خود مقرر کرد و در جمع آوری خراج و تنظیم امور مالی از ساکنان مصر استفاده نمود.(5) 
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتوح مصر ص173 .
2) الولاية على البلدان (1/79).
3) فتوح مصر وأخبارهم ص152 .
4) الولاية على البلدان (1/82).
5) الولایه علی البلدان (1/83)هنگامی که ابوبکرصدیق(رض) وفات کرد، فرمانده‌ی کل نیروهای نظامی دیار شام خالد بن ولید بود و بعد از این که عمر(رض) زمام امور مسلمین را به دست گرفت خالد بن ولید را از کار برکنار و ابوعبیده بن جراح را به جای او گمارد.(1) 
ابوعبیده به ساماندهی امور پرداخت و امیران مناطق مختلف را تعیین نمود. خلیفه بن خیاط در این‌باره می‌گوید: ابوعبیده پس از فتح مناطق شام، یزید بن ابی سفیان را بر فلسطین و حومه و شرحبیل بن حسنه را بر اردن و خالد بن ولید را بر دمشق و حبیب بن مسلمه را بر حمص گمارد و دیری نگذشت که حبیب بن مسلمه را برکنار کرد و به جای او عبدالله بن قرط ثمالی را بر سر کار آورد و پس از مدتی او را نیز برکنار و به جایش عباده بن صامت را تعیین نمود و دیری نگذشت که دوباره عبدالله بن قرط ثمالی را بر حمص گمارد.(2)  لازم به‌ ذکر است که‌ ابوعبیده‌ برخی اوقات افرادی چند را برای فرماندهی مناطقی از شام می‌فرستاد که‌ برای مدتی معین آن‌را فرماندهی نماید، چنان‌که‌ معاذ بن جبل را به‌ عنوان فرماندار اردن تعیین نمود.(3)  همچنین وقتی به جهاد می‌رفت فردی را به جای خود می‌نشاند چنان که وقتی عازم بیت المقدس شد، سعید بن زید بن عمربن نفیل را به جای خود بر دمشق گمارد.(4) 
گفتنی است که ابوعبیده در دوران زمام داری خود نمونه‌ی یک مرد پرهیزگار و نیک خصلت بود و شایستگی این را داشت که امیران و عموم مردم به وی اقتدا نمایند. ایشان در وبای معروف به طاعون عمواس به شهادت رسید و پس از وی معاذ زمام امور مسلمین آن ناحیه را به دست گرفت و دیری نگذشت که او نیز جان سپرد. و هنگامی که عمربن خطاب از درگذشت ابوعبیده و معاذ اطلاع یافت، یزید بن ابی سفیان را به عنوان فرمانده‌ی کل شام تعیین کرد. یزید کارشناس امور لشکرداری بود. زیرا در زمان ابوبکر، فرماندهی یکی از ارگان‌های نظامی شام را به عهده داشت و در زمان ابوعبیده نیز چندین بار به جای ابوعبیده زمام امور دمشق را به عهده گرفته بود.(5)  البته عمر(رض) او را برای اداره‌ی شهرهای فلسطین و اردن تعیین کرد و برای دیگر مناطق شام امیران دیگری انتخاب نمود.(6)  و از آن‌جا که مدت زمام داری یزید بر شام اندک بوده است منابع تاریخی در مورد ایشان چیز زیادی ننوشته‌اند. او در سال هیجدهم هجری درگذشت و به جای خود برادرش، معاویه، را تعیین کرد و به عمر(رض) نامه‌ای نوشت و او را در جریان این امر گذاشت. عمر(رض) پیشنهاد یزید را پذیرفت و معاویه را زمامدار شام اعلام کرد. البته تغییراتی در شئون اداری آن ناحیه به وجود آورد. به عنوان مثال زمام داری معاویه را محدود به دمشق و نیروهای نظامی و خراج آن کرد. و دو تن از اصحاب پیامبر را برای قضاوت و امامت نزد او فرستاد.(7)  در حالی که قبل از وی این دو مسئولیت جزو وظايف امیران به شمار می‌رفتند و این سیاست جدیدی بود که عمر(رض) اتخاذ نمود و آن‌را در مناطق دیگری نیز به اجرا گذاشت. گفتنی است که معاویه معروف به بردباری و بخشندگی بود و این امر باعث شد تا گروه زیادی از مردم عراق و نواحی دیگر به شام روی بیاورند.(8) 
عمر(رض) در دیگر مناطق شام امیرانی مقرر کرد و آن‌ها را تحت فرمان معاویه در آورد. در زمان زمامداری معاویه بر شام، گاهی جنگهایی علیه رومیان در شمال شام ترتیب داده می‌شد.(9)  معاویه تا وفات عمر(رض) همچنان والی شام بود. البته در برخی مناطق و شهرهای شام والیان مستقلی وجود داشت که مستقیماً با خلیفه تماس داشتند و از مدینه دستور می‌گرفتند. ولی معاویه مهم‌ترین والی شام بود که زمام امور بلقاء، فلسطین، اردن، انطاکیه و برخی دیگر از شهرهای شام را به عهده داشت. البته بعضی از مورخین برآنند که عمر(رض) به تدریج زمامداری همه‌‌ی ایالت شام را به معاویه سپرد.(10) 
البته نباید این نکته را فراموش کرد که در آن زمان به خاطر شرايط نظامی و جغرافیایی هر از گاهی تغیییراتی در اداره و کنترل ولایتهای مختلف به وجود می‌آمد. به عنوان مثال اردن به عنوان ولایت مستقلی و گاهی جزو بخشی از فلسطین و یا منطقه‌ی دیگری در می‌آمد.(11) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تهذیب تاریخ دمشق (1/152)
2) تاريخ خليفة ص155 .
3) فتوح الشام ص248 .
4) الفتوح، ابن أعثم الكوفي ص289 الولاية على البلدان (1/90).
5) فتوح البلدان ص137 .
6) فتوح البلدان ص145، 146 .
7) الولایه علی البلدان (1/92) 
8) تاریخ طبری (5/239) 
9) الولایه علی البلدان (1/92) 
10) تاريخ خليفة بن خياط 155، سير أعلام النبلاء (3/88).
11) الولایه علی البلدان. (1/102)پیشروی مسلمان‌ها به سوی سرزمینهای عراق در زمان ابوبکرصدیق آغاز گردید. و در آن زمان فرماندهی نیروهای آن ناحیه به دست مثنی بن حارثه شیبانی بود. تا این که خالد بن ولید به عراق آمد و او فرماندهی نیروها را به عهده گرفت. و هنگامی که خالد(رض) به دستور ابوبکر(رض) راهی دیار شام گردید، مثنی بن حارثه(رض) باری دیگر به‌ عنوان فرمانده نیروهای عراق تعیین شد. و چون عمر(رض) بر سر کار آمد، مثنی را برکنار و به جای او ابوعبید بن مسعود ثقفی را تعیین کرد. و همزمان خالد بن ولید را نیز از کار برکنار کرد و این امر باعث تعجب مردم شد. آن‌گاه عمر(رض) چنین گفت: من آن‌ها را به خاطر این که در کارشان شک داشته باشم عزل ننمودم بلکه چون مردم با دید عظمت به آن‌ها نگاه می‌کردند، ترسیدم مبادا بر آن‌ها توکل نمایند.(1)  و پس از این که مثنی از کار برکنار شد و ابوعبید بر سر کار آمد، مثنی همچون سرباز مخلصی در رکاب ابوعبید در جنگها شرکت می‌کرد و جانفشانی می‌نمود.(2)  و پس از به شهادت رسیدن ابوعبید، مثنی مجدداً امیر لشکر شد. سپس سعد بن ابی وقاص به عنوان فرمانده‌ی کل نیروهای عراق راهی آن دیار گردید و مثنی به خاطر جراحاتی که در جنگ برداشته بود قبل از رسیدن سعد، جان به جان آفرین سپرد.(3) 
بصره قبل از معرکه قادسیه و درگیرودار حوادث، یک ولایت کوچک به شمار می‌رفت. اما پس از پیروزی مسلمانان در جنگ قادسیه و سقوط مداين تحول جدیدی به نفع اسلام در سرزمین عراق اتفاق افتاد و در تنظیم ولایتها شکل جدیدی نموداری گردید چه در ولایت بصره و یا ولایت کوفه و یا دیگر ولایتهای بلاد عراق و فارس.(4) 
---------------------------