ردید. وقتی عمر(رض) از این کار عیاض مطلع شد، طی نامه‌ای از او علت این‌کار را جویا شد در حالی که قبلاً همیشه تقاضای نیروی کمکی می‌کرد. عیاض در پاسخ نوشت که من از ایجاد دو دستگی در میان صفوف خود ترسیدم و از طرفی احساس می‌کنم که دیگر نیاز به کمک آن‌ها ندارم. بنابراین آن‌ها را برگردانیدم.(12)  آن‌گاه عمر(رض) عملکرد او را پذیرفت و برای او دعای خیر کرد.(13) 
5ـ مبادا در اثر سهل انگاری در مسیر راه، دشمن بر شما شبیخون زند
عمرفاروق (رض) توجه ویژه‌ای به امر نگهبانی داشت و فرماندهانش را در این‌باره توصیه می‌نمود و می‌گفت: مبادا در اثر غفلت و سهل انگاری در مسیر راه، دشمن بر شما شبیخون زند و آنان را موظف می‌ساخت تا در حین حرکت و همچنین هنگامی که در جایی اردو می‌زنند، نگهبانانی بگمارند. چنان که به سعد بن ابی وقاص گفت: بر لشکرخود نگهبانانی بگمار و از شبیخون دشمن غافل مشو و اگر اسیری از قومی نزد تو آوردند که با آن‌ها قرار داد صلح نداری، گردنش را بزن(14)  تا بدین صورت دشمنان خدا و دشمنان خود را مرعوب سازی.(15) 
همچنین فرماندهانش را به جمع آوری اطلاعات از سرزمین دشمن توصیه می‌نمود تا آن‌ها با آگاهی کامل از وضعیت دشمن، اقدام لازم را بنمایند. چنان که در این‌باره به سعد بن ابی وقاص چنین نوشت: وقتی به سرزمین دشمن رسیدی جاسوسانت را به هر سو بفرست و هر لحظه تحرکات آن‌ها را زیر نظر داشته باش و برای این کار افراد مورد اعتمادی از عربها و غیر آن‌ها نگهدار تا از صداقت و نصیحت و راهنمايی‌های آنان استفاده نمایی. چرا که از انسان دروغگو هیچ نفعی عاید تو نمی‌شود حتی اگر در بخشی از سخنانش راست بگوید. و کسی که صداقت ندارد و اهل خیانت است به جای این که جاسوس تو باشد، جاسوس دشمنانت علیه تو خواهد بود. و هنگام نزدیک شدن به سرزمین دشمن جاسوسان خود را به هر سو بفرست و دسته‌های نظامی را نیز اعزام کن تا مانع از رسیدن کمک به دشمن بشوند و باید جاسوسانت وضعیت و نقاط ضعف دشمن را شناسايی بکنند و برای این منظور از افراد قوی و اهل رأی استفاده کن و اسبان تیزرو در اختیار آنان قرار بده تا اگر با دشمن روبرو شوید قبل از هر چیز قدرت رأی و اندیشه‌ی شما با دشمن روبرو شود.(16) 
گفتنی است که عمربن خطاب نه تنها استفاده از جاسوس برای جمع آوری اطلاعات از دشمن را در دستور کار خود قرار داده و بدان توصیه می‌نمود، بلکه جاسوسانی بر خود لشکر اسلام گمارده بود تا ناظر مخفی عملکرد فرماندهان و امرا باشند. چنان‌که در هر لشکر و هر اداره‌ای مأمور و یا مأمورانی مخفی گمارده بود و بدین صورت حرکات و تصرفات فرماندهان لشکر و ادارات را زیر نظر داشت و مرتب از وضعیت و عملکرد آنان مطلع می‌شد.(17) 
و هنگامی که عمیر بن سعد انصاری که فرماندهی گروهی از اهل شام را بر عهده داشت، نزد عمر(رض) شکایت برد و گفت: ای امیرالمؤمنین! در میان ما و رومیان گروهی از عربهای ساکن سوس قرار دارند. آن‌ها اسرار ما را به دشمنان ما منعکس می‌کنند، اما در مورد آنان چیزی به ما نمی‌گویند. عمر(رض) گفت: نزد آنان برو و انتخاب یکی از این دو راه را به آنان پیشنهاد کن یا به تعداد گوسفندان و شترانشان به آن‌ها گوسفند و شتر بده و بگویید آن‌جا را ترک کنند و اگر نپذیرفتند به آن‌ها یک سال مهلت بده و پس از سپری شدن آن، خانه‌هایشان را تخریب کن(18) . هنگامی که عمیر بن سعد پیشنهاد خود را با آنان در میان گذاشت، حاضر به پذیرفتن آن نشدند. عمیر گفت: پس تا یکسال فرصت دارید که از اینجا کوچ کنید و اگر نه خانه‌های شما را ویران خواهم کرد. چنان‌که پس از سپری شدن سال، عمیر خانه‌های آنان را ویران نمود.(19) 
6ـ انتخاب مکان مناسب برای درگیر شدن با دشمن
عمربن خطاب، سعد بن ابی وقاص را سفارش می‌کرد که قبل از آن که سرزمین معرکه را کاملاً شناسایی ننموده و راه‌های ورودی و خروجی و اماکن پر آب و گیاه آن‌را ندانسته است، جنگ را آغاز ننماید.(20) 
چنان که در جنگ قادسیه به او سفارش نمود که به جای درگیر شدن در قلب سرزمین دشمن، آنان را به سوی مرزهای خود بکشانید، چرا که شما وضعیت جغرافیايی سرزمینهای خود را بهتر می‌دانید و در صورت شکست بهتر می‌توانید عقب نشینی کنید و دشمن از تعقیب شما نیز صرف نظر خواهد کرد، چرا که با سرزمینهای شما آشنایی ندارند.(21) 
علاوه بر این‌ها عمرفاروق، سعد بن ابی وقاص، سلمان فارسی و حذیفه بن یمان را به عنوان هیأت کارشناسی جهت انتخاب مکان مناسب برای اقامت لشکر در مسیر انتخاب نمود. و به شورای فرماندهان دستور می‌داد که هنگام فرود آمدن و یا در پایگاه‌های نظامی، در کنار فرماندهی کل مسکن گزینند و آب و آذوقه به حد کافی داشته باشند، تا مرکز فرماندهی در برنامه‌ریزی و تدارکات بهتر عمل کند.(22) 
چنان که طی نامه‌ای به ابوعبیده بن جراح نیز نوشت که نیروهایت را در مکانی فرود نیاور که از وضعیت آن اطلاع نداری و راه‌های ورودی و خروجی آن‌را بلد نیستی.(23) 
7ـ تهیه‌ی امکانات لازم برای سربازان
عمر(رض) برای لشکر اسلام در عراق از مدینه‌ی منوره کمک مالی و از جمله شتر و گوسفند می‌فرستاد و حتی از گیاهان نقیع و ربذه(24)  علوفه‌ی مرکبهای آنان را فراهم می‌ساخت. و به تناسب نیاز هر شهری اسبان و مرکبهايی برای موقع اضطراری نگهدری می‌شد، چنان که در کوفه چهار هزار اسب و در بصره نیز به همین مقدار و در سایر شهرها تعدادی اسب نگهداری می‌شد.(25) 
و هنگامی که عمربن خطاب (رض) برای صلح با ساکنان بیت المقدس به شام آمد، مؤسسه‌ای برای کمک مالی و غذایی به مجاهدین تأسیس نمود و نخستین کارمند آن عمرو بن عبسه بود.(26) 
8ـ تشویق سربازان به جنگ
عمر(رض) طی نامه‌ای ابوعبیده (رض) را این گونه به مبارزه در راه خدا دعوت می‌دهد: به نام خداوند بخشنده و مهربان. از بنده‌ی خدا، عمربن خطاب به امین امت، ابوعبیده عامر بن جراح، سلام خدا بر تو باد. من خدا را در ظاهر و باطن سپاسگذارم و شما را توصیه می‌نمایم که خدا را نافرمانی نکنید و از کسانی نباشید که در حق آن‌ها فرموده است: 
(قُلْ إِن کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَآؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِيرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْکُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ) التوبة: ٢٤ 
«بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبیله‌ی شما، و اموالی که فراچنگ آورده‌اید، و بازرگانی و تجارتی که از بی رونقی آن می‌ترسید، و منازلی که مورد علاقه شما است، این‌ها در نظرتان از خدا و پیامبرش و جهاد در راه او محبوب‌تر باشد، در انتظار باشید که خداوند کار خود را می‌کند خداوند نافرمانبرداران را هدایت نمی‌نماید» 
و درود خدا بر خاتم و امام پیامبران و حمد و سپاس مر خدای را که پروردگار ج