ادي عربه(18)  در بحر‌الميت رسيد. عمرو(رض) دسته‌اي هزار نفري به فرماندهي عبدالله بن عمر بن خطاب(رض) پيشاپيش فرستاد تا با خط مقدم روم، روبرو شود. اين دسته، بر رومي‌ها پيروز شد و اسيراني گرفت كه عمرو بن عاص(رض) در بازجويي از آن‌ها متوجه شد كه رومي‌ها، لشكري به فرماندهي رويس فراهم آورده‌اند تا مسلمانان را غافل‌گير كنند. عمرو(رض) بر اساس اطلاعات جديدي كه به دست آورده بود، به تنظيم و سامان‌دهي دوباره‌ي لشكرش پرداخت. رومي‌ها، بر مسلمانان حمله‌ور شدند؛ لشكريان عمرو(رض) به خوبي در برابر رومي‌ها ايستادگي كردند و دشمن را به عقب راندند و سپس در يك ضد حمله، توان و قدرت دشمن را درهم‌شكستند و بدين‌سان رومي‌ها، پا به فرار گذاشتند و جنگ، با كشته‌ شدن هزاران نفر از نيروهاي دشمن پايان يافت.(19) 
ابوبكر صديق(رض) بنابر مصلحت، به فرماندهان دستور داد كه از مسيرهاي متفاوتي حركت كنند و در صدور اين فرمان به يعقوب پيامبر(ص) اقتدا كرد كه به پسرانش اين‌چنين دستور داد:(وَقَالَ يَا بَنِيَّ لاَ تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنکُم مِّنَ اللّهِ مِن شَيْءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلّهِ عَلَيْهِ تَوَکَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ)(20)
------------------------------------------------------------------------------------------
1) الكامل ابن‌اثير (2/64و65)
2) التاريخ الاسلامي (9/194)
3) التاريخ الإسلامي (9/195)
4) التاريخ الاسلامي (9/196و197)
5) فتوح‌الشام ازدي، ص15
6) ابوبكر الصديق، نزار حديثي، ص62
7) فتوح‌الشام ازدي، ص17
8) حمص، از شهرهاي كهن شام مي‌باشد.(مترجم)
9) در تاريخ طبري، به جاي مأمؤاب، مآب، آمده كه نام روستايي در منطقه‌ي بلقاء مي‌باشد.(مترجم)
10) بنا بر گزارش تاريخ، نخستين جنگي هم كه در سرزمين شام، صورت گرفت، جنگ عريه‌ي عربات در منطقه‌ي فلسطين بود. نگاه كنيد به: البداية و النهاية ج7، ص6 (مترجم)
11) الكامل ابن‌اثير (2/66)
12) العمليات التعرضية و الدفاعية عند المسلمين از نهاد عباس، ص141
13) فتوح‌الشام ازدي، ص26
14) التاريخ الاسلامي (9/206)
15) در البداية و النهاية چنين آمده است: ابوبكر(رض) پس از آن‌‌كه آهنگ شام كرد، اميراني را كه در شبه‌جزيره پراكنده بودند، گرد آورد. ابوبكر صديق(رض) عمرو بن عاص(رض) را مأمور جمع‌آوري زكات قبيله‌ي قضاعه كرده بود و اين، از آن دست مسؤوليت‌هايي بود كه عمرو(رض) از سوي رسول‌خدا(ص) نيز بدان مأمور شده بود. ابوبكر(رض) نامه‌اي به عمرو(رض) نوشت و او را براي حركت به سوي شام فراخواند. نامه چنين بود: «من، تو را به همان كاري بازگرداندم كه رسول‌خدا(ص) آن را به تو واگذار كرده بودند. اينك مي‌خواهم به تو مأموريت ديگري بدهم كه براي زندگاني و آخرتت بهتر است؛ مگر اين‌كه همين كار را بيش‌تر دوست باشي.» نگاه كنيد به: البداية و النهاية، ج7، ص5، چاپ دار احياءالتراث العربي به سال 1417هجري.(مترجم)
16) اتمام الوفاء بسيرة الخلفاء، ص55
17) فتوح‌الشام ازدي، ص48-51
18) در البداية و الهناية، به جاي عربه، عريه ثبت شده است.(مترجم)
19) العمليات التعرضية الدفاعية عند المسلمين، ص143
20) سوره‌ي يوسف، آيه‌ي67: «اي فرزندانم! از يك دروازه (به مصر) داخل نشويد و از درهاي مختلف وارد شويد (تا از هر آسيبي در امان بمانيد. ولي بدانيد كه من، با اين تدبير) نمي‌توانم چيزي را كه خداوند، مقرر كرده، از شما دور سازم (و آن‌چه خدا بخواهد، همان مي‌شود.) حكم و فرمان، تنها از آن خداست و من، بر او توكل مي‌كنم و بايد توكل‌كنندگان، به او توكل نمايند (و كار خود را به او بسپارند.)»لشكرهايي كه مأمور فتح شام شده بودند، در انجام مأموريتشان با سختي‌هاي زيادي روبرو شدند؛ چراكه قشون رومي، توان و تعداد زيادي داشتند و حصارها و دژهاي بسياري نيز پيرامون شهرها ساخته بودند. آرايش نظامي رومي‌ها به‌گونه‌اي بود كه لشكرشان را دسته‌دسته كرده و قشونشان را به واحدهاي كوچك‌تري از قيبل گروهان و گردان تقسيم‌بندي نموده بودند. آن‌ها، دو لشكر بزرگ در شام داشتند كه يكي، در فلسطين مستقر بود و ديگري در انطاكيه قرار داشت. اين دو لشكر رومي در مناطق زير متمركز شده بودند:
1ـ انطاكيه: پايتخت شام در دوران تسلط رومي‌ها بود.
2ـ قنسرين: در حد فاصل حلب و حماة و در بيست و پنج كيلومتري جنوب غربي حلب واقع مي‌شود كه از شمال غربي با ايران هم‌مرز بود.
3ـ حمص: محدوده‌ي نظامي آن، به تدمر و صحراي شام مي‌رسيد و از شمال شرقي با ايران هم‌مرز بود.
4ـ عمان: قلعه‌ي بزرگي داشت و مركز ولايت بلقاء بود.
5ـ اجنادين: مركز نظامي روميان در فلسطين بود و در مرز مصر قرار داشت.
6ـ قيساريه: در شمال فلسطين و در سيزده كيلومتري حيفا قرار دارد و آثار دژها و قلعه‌هايش هنوز موجود است.
مركز فرماندهي قشون رومي، در انطاكيه يا حمص قرار داشت. هرقل با ديدن لشكر مسلمانان كه به قلمروش نفوذ كرده بودند، دستوراتي براي نابودي لشكر اسلام صادر كرد كه از قرار زير بود:
الف) رومي‌ها از مقابل مسلمانان عقب نشينند و مرزهاي شام و حجاز را به آنان واگذارند.
ب) تمامي گردان‌هاي لشكر اول به فرماندهي سرجون در فلسطين متمركز شوند.
جـ) گردان‌هاي لشكر دوم به فرماندهي تيدور در انطاكيه جمع شوند.
د) دو لشكر، يك‌دست و هم‌زمان به چهار لشكر مسلمانان، يكي پس از ديگري حمله كنند تا برچيدن و نابودي مسلمانان، آسان‌تر صورت بگيرد. بر اساس همين فرمان هرقل، قشون رومي به ترتيب زير براي رويارويي با مسلمانان حركت كردند:
1ـ برادر هرقل كه تذارق نام داشت با نودهزار نفر، مسؤول رويارويي با لشكر عمرو بن عاص(رض) شد.
2ـ پسر توذر(1)  مأموريت يافت با لشكر يزيد بن ابوسفيان(رض) بجنگد.
3ـ قبقار(2)  پسر ننطوس به همراه شصت‌هزار نفر به جنگ ابوعبيده(رض) رفت.
4ـ دارقص نيز مأمور شد با شرحبيل بن حسنه(رض) رويارو شود.(3) 
مسلمانان، اطلاعات دقيقي از اهداف و برنامه‌هاي اين لشكرها به‌دست آوردند. فرماندهان قشون اسلام با ابوبكر صديق(رض) مكاتبه كردند. ابوعبيده(رض) در نامه‌اي كه براي ابوبكر صديق(رض) فرستاد، ايشان را از اهداف هرقل و قشون روم باخبر كرد. متن نامه‌اش چنين بود:
بسم الله الرحمن الرحيم
به ابوبكر خليفه‌ي رسول‌خدا، از ابوعبيده بن جراح.
سلام عليك
من، در برابر شما ضمن ستايش پروردگار يكتا، گواهي مي‌دهم كه خدايي جز خداي يگانه و بي‌شريك نيست. اما بعد:
ما، از خداي متعال مي‌خواهيم كه به اسلام و مسلمانان، سرافرازي و عزتي بزرگ و استوار عنايت كند و به آنان، پيروزي و گشايشي آسان ارزاني بدارد. به من خبر رسيده كه هرقل در يكي از آبادي‌هاي شام به نام انطاكيه منزل كرده و مردمانش را به اجتماع فراخوانده است و دسته‌ها و تعداد زيادي نيز پيرامونش گرد آمده‌اند. بنابراين صلاح ديدم كه شما را از اين موضوع باخبر كنم تا هر تصميمي كه مي‌خواهيد، بگيريد. سلام و رحمت و بركات الهي بر شما باد.
ابوبكر صديق(رض) در پاسخ نامه‌ي ابوعبيده(رض) چ