 و هراس، آنان را بردارد.(2) 
8 ـ رازداري و عدم افشاي اطلاعات و اسرار نظامي، يكي از نكات مورد تأكيد ابوبكر صديق(رض) مي‌باشد. قطعاً رازداري، در پهنه‌ي منافع و مسايل عمومي امت، اهميت بيشتري دارد. انسان فرزانه، با دگرگوني اوضاع دستپاچه نمي‌شود و راز درونش را برملا نمي‌كند كه بدين‌سان كنترل اوضاع از دستش خارج مي‌شود و با مشكلات زيادي روبرو مي‌گردد.
9ـ درست مشورت كردن، بر نتايج و پيامدهاي مشورت مقدم است؛ چراكه مشاور، هرچند هم كه باتجربه و درست‌انديش باشد، در صورتي مي‌تواند مشورت درستي ارائه دهد كه از چند و چون مسأله‌ي مورد بحث آگاه باشد و در غير اين صورت بدون آگاهي كافي از مسأله، پسشنهادي ارائه مي‌دهد كه پيامدهاي منفي زيادي به دنبال خواهد داشت.
10ـ هر مسؤولي موظف است با طبقات مختلف مردمي كه در قبالشان مسؤوليت دارد، نشست و برخاست داشته باشد تا از اوضاع و احوالشان آگاهي يابد و با شناخت مشكلات، نسبت به رفع آن اقدام نمايد. مسؤولي كه از مردم دوري مي‌كند، از اوضاع و احوال مردمش بي‌خبر مي‌ماند و تنها پل ارتباطي او با مردم، بزرگاني هستند كه مشكلات، تنها از طريق آنان به گوشش مي‌رسد و به همين خاطر نيز نمي‌تواند آن‌گونه كه بايد و شايد از تمام مشكلات باخبر شود و براي رفع آن‌ها اقدام كند.به خصوص كه ممكن است سران و بزرگان مردم، تنها بازگوكننده‌ي مشكلاتي باشند كه در رابطه با خودشان مي‌باشد و يا طوري مشكلات را مطرح كنند كه اقدام اصولي و درستي براي رفع كاستي‌ها صورت نگيرد.
11ـ توجه به حراست و پاسباني از مردم و به‌كارگيري پاسبانان توانمند، اصل مهمي در ساختار جمعي و اجتماعي مسلمانان است تا آن‌ها را از خطرات احتمالي، محافظت كنند. البته نبايد پاسبانان را به حال خود واگذاشت؛ بلكه فرمانده و امير موظف است كه همواره از نگهبانان سركشي كند تا از انجام مسؤوليتشان غافل نشوند و از سوي دشمن غافل‌گير نگردند.
12ـ فرمانده و هر مسؤولي، وظيفه دارد براي تنبيه كساني كه از آنان اشتباهي سر مي‌زند، معتدلانه برخورد كند و در عين حال در مجازات و بازخواستشان كوتاهي ننمايد كه گذشت بي‌مورد، جسارت افرادي را كه تخلف كرده‌اند، برمي‌انگيزد و سبب گستاخي ديگران نيز مي‌شود و بدين‌سان هرج و مرج به وجود مي‌آيد. در بازخواست يا مجازات افراد نبايد از حد گذشت؛ چراكه اين كار، مايه‌ي خشم و نفرت مي‌شود؛ در مجازات‌ها بايد رويه‌اي را در پيش گرفت كه به اصلاح و تربيت بينجامد و بدون آثار منفي و آسيب‌هاي رفتاري و يا خشم و نفرت افراد، هدف تربيتي مجازات تحقق يابد.(3) 
13ـ هر مسؤولي، بايد در حيطه‌ي مسؤوليتش به آن‌چه مي‌گذرد، كاملاً آگاه باشد تا توده‌ي افراد، چنين احساسي داشته باشند كه كسي هست كه به امور و مسايلشان توجه و رسيدگي مي‌كند. پيامد اين طرز عمل چنين خواهد شد كه خوبي‌ها، افزون گردد و از بدي‌ها كاسته شود. البته آگاهي و بيداري از آن‌چه در جامعه مي‌گذرد، بدين معنا نيست كه مسؤول در پي تجسس افراد باشد كه با اين كار، رسوايي به بار مي‌آيد و رشته‌ي روابط دوستانه و قدرشناسانه‌ي ميان مردم و مسؤولين، پاره مي‌شود. آگاهي از وضع جامعه و وجود روابط اصولي و درست مردم و مسؤولان، جناح‌ها و گروه‌هاي مختلف جامعه را از تخلف و قانون‌شكني باز مي‌دارد و مانع بروز هرج و مرج مي‌شود و با گسستن روابط مردم و مسؤولان و نبود تقواي الهي به عنوان مهم‌ترين عامل بازدارنده، هوا و هوس و منفعت‌طلبي‌هاي شخصي و گروهي، جامعه را فرا مي‌گيرد و رفع مشكلات را مشكل مي‌نمايد؛ چراكه پرداختن به مسايل عمومي و رفع مشكلات و كاستي‌ها، توان بالايي مي‌طلبد كه در جريان تخلف و بروز هرج و مرج، ناچيز مي‌گردد.
14ـ مسؤولان، بايد با صاحب‌نظران و انديشمندان متعهد، نشست و برخاست داشته باشند و به انتقادها و پيشنهادهايشان كه ممكن است گاهي تلخ و مرارت‌بار نيز باشد، توجه كنند. چراكه پيامدهاي مفيد نقد و انتقاد سازنده، بر كسي پوشيده نيست و نفعش، متوجه همگان مي‌شود. بر عكس مجالست مسؤولان و صاحب‌منصبان با شوخ‌بازاني كه دنيا، تمام هم و غمشان مي‌باشد، مسؤولان را از پرداختن به امور مهم و اساسي ملت بازمي‌دارد و كار را به جايي مي‌كشاند كه اصلاح امور، مشكل و حتي ناممكن مي‌شود و تبعات آن، دامن‌گير مردم و مسؤولان مي‌گردد.
15ـ فرمانده‌ي نظامي مسلمانان، بايد در رويارويي با دشمن، شجاع و دلاور باشد و بداند كه ترس و بزدلي فرمانده، به سربازان و سپاهيان نيز سرايت مي‌كند و لشكر اسلام را به شكست مي‌كشاند. اين، در صحنه‌ي نبرد است و در مورد زمان صلح و در پهنه‌ي اداره‌ي امور نيز مسؤولان، موظفند در برابر مسايل و مشكلات، مواضع شجاعانه‌اي اتخاذ كنند؛ چراكه ضعف در تصميم‌گيري‌ها، به كارگزاران زيردست مسؤولان بلندمرتبه سرايت مي‌كند و آنان را در انجام وظيفه، ضعيف مي‌گرداند و در نتيجه سبب بازدهي اندك فعاليت‌ها مي‌شود.
16ـ فرمانده‌ي جنگي مسلمانان، بايد از خيانت در غنايم بپرهيزد. اين بحث، در ساير عرصه‌هاي اجتماعي مسلمانان نيز مطرح مي‌باشد. مسؤولان اداري، همواره بايد از منفعت‌طلبي‌هاي شخصي در انجام مسؤوليت‌ها و وظايفشان خودداري كنند. به‌طور مثال هيچ كارمند و مسؤولي نبايد، در حيطه‌ي انجام مسؤوليتش، هديه‌ي كسي را بپذيرد. چراكه از چنين هديه‌اي، بوي رشوه و خيانت مي‌آيد و آن‌گونه كه در گفتار ابوبكر صديق(رض) نمايان شد: «خيانت، مايه‌ي فقر است و نصرت الهي را دور مي‌كند.»
17ـ بازبيني سفارش‌هاي ابوبكر صديق(رض) به يزيد بن ابوسفيان(رض)، عظمت انديشه‌هاي ابوبكر را هويدا مي‌‌سازد و نشان مي‌دهد كه ابوبكر صديق(رض)، همواره به مسايل مسلمانان فكر مي‌كرده و از همين‌رو نيز با تصور مشكلات و مسايلي كه ممكن است فراروي فرمانده‌ي مسلمانان، قرار بگيرد، به بيان پاره‌اي از دستورات و سفارش‌ها مي‌پردازد تا فرمانده‌ي مسلمان را در رويارويي با مشكلات و مسايل احتمالي و حل و فصل آن‌ها، ياري داده باشد. وصاياي ابوبكر صديق(رض) به يزيد بن ابوسفيان(رض)، سند ديگري از مواضع تحسين برانگيز ابوبكر صديق(رض) مي‌باشد كه در پرونده‌ي درخشانش افزوده مي‌گردد. اگر به حكمراني ابوبكر(رض) بنگريم، او را در صحنه‌ي سياست و اداره‌ي امور مسلمانان، ورزيده و بي‌نظير مي‌يابيم؛ اگر به شيوه‌ي نظامي ابوبكر(رض) در گسيل لشكرها توجه كنيم، او را در پهنه‌ي امور نظامي، طوري پخته و كارآزموده مي‌بينيم كه گويا در تمام ميادين نبرد با فرماندهان جنگي همراه بوده است؛ و چون به مهرو عطوفتش بنگريم كه چگونه دل‌ها را گرد مي‌آورد، درمي‌يابيم كه ابوبكر صديق(رض) نمونه‌ي كاملي از يك دعوت‌گر بوده است. او، نسبت به مؤمنان دل‌سوز و مهربان بود و احترام زيادي به مجاهدان راه حق مي‌گذاشت و از شايستگان، در اداراه‌ي امور مختلف به‌خوبي كار مي‌گرفت. ابوبكر صديق(رض) بر دشمنان خدا ا