 بومي هر سرزمين دنبال كرد. اين سياست و استراتژي راهبردي ابوبكر(رض) را تاريخ‌نگارن چنين تعبير كرده‌اند: سركوبي مرتدها توسط كساني كه مرتد نشدند و بر اسلام پايداري كردند.(33) 
ارتداد تهامه‌ي يمن، بدون مداخله و حضور مستقيم ابوبكر صديق(رض) و البته بر اساس سياست‌ها و راهنمايي‌هاي وي، توسط مسلماناني از خود تهامه از قبيل مسروق عكي كه با مرتدهاي قبيله‌اش جنگيد، سركوب شد. طاهر بن ابي‌هاله كه از سوي رسول‌خدا(ص) والي بخشي از تهامه بود، در رأس كساني قرار داشت كه جريان ارتداد را در تهامه متوقف كردند. ابوبكر صديق(رض) به عكاشه بن ثور دستور داد تا در تهامه مستقر شود و مردمان آن‌جا را گرد‌آورد و پس از دريافت فرمان خليفه، به انجام مأموريتش بپردازد.(34)  ابوبكر صديق(رض) جرير بن عبدالله بجلي(رض) را به (بجيله) بازگرداند و به او دستور داد تا مسلمانان بجيله را به مبارزه‌ي آن عده از بجلي‌ها فرابخواند كه مرتد شده‌اند و البته به او فرمان داد تا با مرتدهاي خشعم نيز بجنگد. جرير(رض) مطابق فرمان ابوبكر صديق(رض) مردم را به مبارزه با مرتدها فراخواند و جز اندكي او را همراهي نكردند. جرير(رض) نيز با آنان پيكار كرد.(35) 
برخي از (بني‌حارث بن كعب) در نجران از اسود عنسي پيروي كرده و پس از وفات رسول‌خدا(ص) نيز هم‌چنان متردد و دودل بودند. مسروق عكي آهنگ آن كرد كه با آنان بجنگد. وي، آن‌ها را به اسلام فراخواند و آنان نيز بدون جنگ و درگيري، مسلمان شدند. مسروق، براي سامان‌دهي امور در نجران ماند و پس از برقراري امنيت و آرامش بود كه مهاجر بن ابي‌اميه(رض) به او پيوست.(36) 
به هر حال سياست ابوبكر صديق(رض) در استفاده از نيروهاي بومي هر منطقه براي پيكار با مرتدها نتيجه داد و ابوبكر(رض) پس از بازگشت لشكر اسامه(رض) لشكرها را به مناطق از دين برگشته اعزام كرد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الكامل في التاريخ (2/17)؛ خمار، به معناي عمامه است و اسود را از آن جهت ذي‌خمار ناميده‌اند كه هميشه عمامه‌اي بر سر داشته است. در صفحه‌ي 364 كتاب عصر الخلافة الراشدة، دو دليل در مورد سبب معروف شدن عبهله بن كعب به اسود آمده است: *اسود به معناي سياه مي‌باشد و از آن‌جا كه عبهله (اسود عنسي)، سيه‌چهره بوده، به اسود نام‌گذاري شده است. *اسود به معناي شير است و چون عبهله، تنومند و قوي بوده، به اين اسم ناميده شده است.
2) عصر الخلافة الراشدة از عمري، ص364
3) اليمن في صدر الإسلام، ص256
4) البدء و التاريخ (5/154)
5) اليمن في صدر الإسلام، ص257
6) فتوح البلدان از بلاذري (1/125)
7) نگاه كنيد به: تاريخ الردة، ص151و152
8) البدء و التاريخ (5/229)
9) طبقات ابن‌سعد (5/535)
10) اليمن في صدر الإسلام، ص258
11) احسيه، نام مكاني در يمن است. نگاه كنيد به: معجم البلدان (1/112)
12) تاريخ طبري (4/49)
13) اليمن في صدر الإسلام، ص271
14) تاريخ طبري (4/52)
15) اليمن في صدر الإسلام، ص271
16) اليمن في صدر الإسلام، ص272
17) تاريخ طبري (4/51)
18) اليمن في صدر الإسلام، ص272
19) مرجع سابق.
20) نگاه كنيد به: اليمن في صدر الإسلام، ص272و273
21) اليمن في صدر الإسلام، ص273
22) اليمن في صدر الإسلام، ص273
23) تاريخ طبري (4/55)
24) نگاه كنيد به: صور من جهاد الصحابة از دكتر صلاح خالدي، ص211 تا 228
25) تاريخ طبري (4/56)
26) فتوح البلدان (1/127)؛ قبلاً خوانديد كه رسول‌خدا(ص) از طريق وحي، از كشته شدن اسود عنسي خبر دادند؛ تعارضي ميان اين روايت و رسيدن خبر كشته شدن اسود در زمان ابوبكر(رض) و پس از گسيل لشكر اسامه(رض) وجود ندارد. چراكه رسول‌خدا(ص) از طريق وحي به صحابه مژده دادند كه اسود كشته شده و پس از وفات ايشان نيز، پيك‌هايي از يمن به مدينه رسيدند كه حامل خبر كشته شدن اسود عنسي بودند.(مترجم)
27) اليمن في صدر الإسلام، ص275
28) تاريخ طبري (4/140)
29) تاريخ طبري (4/140)؛ اليمن في صدر الإسلام، ص264
30) تاريخ طبري (4/141)
31) اليمن في صدر الإسلام، ص275
32) نگاه كنيد به: تاريخ طبري (4/142و144)
33) اليمن في صدر الإسلام، ص277
34) همان مرجع.
35) الثابتون علي الإسلام في أيام فتنة الردة، ص42
36) تاريخ الردة، ص156عكرمه(رض) پس از مشاركت در سركوبي مرتدهاي عمان، به فرمان ابوبكر صديق(رض) به همراه هفتصد سواركار رو به (مهره) نهاد(1)  و البته تعدادي از قبايل عمان را پيرامون خود جمع كرده بود. زماني كه به منطقه‌ي مهره رسيد، ديد كه منطقه‌ي مهره، ميان دو تن از سران آن‌جا پس از جنگ و درگيري شديدي تقسيم شده است؛ يكي از آن‌ها كه شخريت نام داشت، شنزار ساحلي منطقه را به دست گرفته بود و از توان و تعداد كم‌تري نسبت به بخش ديگر از قلمرو حكومتي مهره برخوردار بود. سركرده‌ي ديگر به نام مصبح، بر ارتفاعات منطقه سيطره يافته بود و قدرت و تعداد بيش‌تري داشت. عكرمه(رض) آن دو را به اسلام فراخواند و تنها حكم‌ران بخش ساحلي، دعوت عكرمه(رض) را پذيرفت. ديگري كه به تعداد و قدرت نيروهايش فريفته گشت، از پذيرش اسلام سرتافت كه در پي آن با جنگ و پيكار عكرمه(رض) به همكاري شخريت ـ حكم‌ران بخش ديگر مهره ـ روبرو شد. مصبح و تعداد زيادي از سپاهيانش كشته شدند. عكرمه(رض) براي سرو سامان دادن به امور در آن‌جا ماند كه در پي آن تمام اهل مهره، اسلام را پذيرفتند و امنيت و آرامش در مهره برقرار شد.(2) 
عكرمه(رض) نامه‌اي از ابوبكر صديق(رض) دريافت كرد و به موجب آن فرمان يافت منتظر مهاجر بن ابي‌اميه(رض) كه از صنعاء حركت كرده بود، بماند تا به همراه يكديگر به (كنده) بروند. عكرمه(رض) به (ابين) رفت و آن‌جا به گردآوري (نخع) و (حمير) پرداخت تا آنان را بر اسلام، استوار و راسخ گرداند و مهاجر(رض) نيز به او بپيوندد.(3)  رفتن عكرمه(رض) به (ابين) تأثير زيادي بر پيروان شكست‌خورده‌ي اسود و در رأس آنان قيس بن مكشوح و عمرو بن معديكرب داشت؛ قيس پس از شكست صنعاء و فرار از آن‌جا، ميان نخع و حمير و نجران سرگردان بود. عمرو بن معديكرب(4)  نيز چنين داستاني داشت و به بازماندگان لشكر شكست‌خورده‌ي اسود در لحج پيوسته بود. با آمدن عكرمه(رض) قيس به عمرو پيوست تا با همكاري يكديگر در برابر لشكر عكرمه(رض) بايستند؛ ديرزماني نگذشت كه قيس و عمرو، با هم اختلاف پيدا كردند و از هم جدا شدند. با رسيدن مهاجر بن ابي‌اميه(رض)، عمرو و قيس جداگانه، خود را تسليم كردند. مهاجر(رض) دست و پاهايشان را بست و آنان را به مدينه فرستاد. ابوبكر صديق(رض) قيس و عمرو را به شدت سرزنش فرمود. آن‌ها، پوزش خواستند و از كرده‌ي خود ابراز پشيماني كردند؛ ابوبكر صديق(رض) آنان را آزاد كرد. خلاصه اين‌كه آن دو، توبه كردند و راه درست را در پيش گرفتند(5). 
آري،‌ اين حركت عكرمه(رض)(6) از سوي شرق، نقش مهمي در سركوبي بازماندگان لشكرهاي مرتدها در (لحج) چه از طريق جنگ و چه به خاطر ايجاد هراس و وحشت درميان مرتدها و در پي آن تسليم شدن آن‌ها داشته است. البته نبايد جبهه‌ي شمال را به فرماندهي مهاجر(رض) از ياد برد كه سبب سركوبي كامل مرتدها در اين مناطق شد.(7) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ الردة، ص1