هاي ديني باز نمي‌دارد. شرايط سخت و بحراني پس از وفات رسول‌خدا(ص)، بر كسي پوشيده نيست؛ شرايط سختي كه كاملاً متفاوت با چندي پيش از آن بود. قبايل عرب، در سال نهم هجري به شكلي چنان گسترده، نمايندگان و دسته‌هايي براي پذيرش اسلام به مدينه گسيل كردند كه آن سال را عام الوفود ناميده‌اند. اما اين شرايط دگرگون و برعكس شد و كار به جايي كشيد كه پس از وفات رسول‌خدا(ص) بيم آن مي‌رفت كه قبايل عرب، به مدينه‌ي منوره حمله‌ور شوند و مركز اسلام را اشغال كنند و به گمان باطل خود، اسلام و مسلمانان را براي هميشه از بين ببرند(1).  نبايد از اين همه تحول و دگرگوني تعجب كرد؛ چراكه خداي پاك و بلندمرتبه هر آن‌چه بخواهد، مي‌كند و اين، از سنت‌هاي الهي است كه گردش روزگار ثابت نيست و همواره در تحول و دگرگوني مي‌باشد. الله(جل جلاله) مي‌فرمايد:(وَتِلْکَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ) (آل‌عمران‌:140)
يعني: «و ما، اين روزها را درميان مردم دست به دست مي‌گردانيم (كه روزي، ظفر است و به كام و روزي نيز شكست و سختي)».
رازي در تفسيرش در ذيل اين آيه مي‌گويد: مفهوم آيه، اين است كه روزگار دنيا، در بين مردم مي‌چرخد و خوشي و ناخوشي آن، دوامي ندارد. روزي، شادي و پيروزي نصيب انسان است و در مقابل شكست و اندوه، دامن‌گير دشمن مي‌گردد و روزگاري دگر قضيه، عكس مي‌شود. اوضاع و احوال دنيا هميشه يك‌سان و يك‌نواخت نيست(2). 
فعل (نُدَاوِلُهَا) كه به معناي «مي‌گردانيم» مي‌باشد و در اين آيه آمده، فعل مضارع است و از آن‌جا كه بر دوام و تكرار دلالت مي‌كند، اين نكته را روشن مي‌نمايد كه گردش روزگار، سنت و قانوني الهي، در مورد تمام امت‌ها و زمان‌ها مي‌باشد.(3)  اين‌جا است كه گفته‌اند: گهي زين به پشت و گهي پشت به زين.
ابوبكر صديق(رض) اين درس بزرگ را به امت مي‌دهد كه در مصايب و سختي‌ها، صبر و شكيبايي پيشه نمايند و از لطف و رحمت الهي نااميد نباشند كه: «رحمت پروردگار به نيكوكاران نزديك است.»(4)  عمل‌كرد ابوبكر(رض) در شرايط سخت و بحراني پس از وفات رسول‌خدا(ص) اين نكته را به مسلمان يادآوري مي‌كند كه مصايب و سختي‌ها هرچند بزرگ و شديد باشند، باز هم اين سنت و قانون الهي است كه: «با هر سختي، آسايش و گشايشي هست.»(5)  رسول‌خدا(ص) فرموده‌اند:(عجبًا لأمر المؤمنِ إنّ أمرهَ كله خير و ليس ذلك لأحدٍ إلاّ للمؤمنِ، إن أصابته سراء شكر فكان خيرًا له و إن أصابته الضراء صبر فكان خيرًا له)(6)  يعني: «شأن مؤمن، شگفت‌انگيز است؛ چراكه تمام امورش، به خير اوست و اين وضعيت را كسي جز مؤمن ندارد. مؤمن، هنگام سرور و شادماني، سپاس‌گزار است و اين، به نفع او مي‌باشد؛ اگر مصيبتي هم به او برسد، شكيبايي مي‌ورزد كه اين نيز به خير او است.»
آموزه‌ي ديگر اعزام لشكر اسامه(رض) توسط ابوبكر صديق(رض) اين است كه مصايب و سختي‌ها هرچند بزرگ و شديد باشند، اهل ايمان و مؤمنان راستين را از انجام امور ديني بازنمي‌دارند. رحلت رسول‌خدا(ص) ابوبكر صديق(رض) را از انجام وظايف و مسؤوليت‌هاي ديني بازنداشت؛ مصيبتي به آن بزرگي، مانع از اين نشد كه ابوبكر(رض) در آن شرايط سخت، لشكر اسامه(رض) را اعزام نكند. چراكه ابوبكر(رض) از رسول‌خدا(ص) ياد گرفته بود كه پرداختن به امور ديني و غم‌خوارگي بر آن، بر هر چيزي مقدم است و به همين سبب نيز ابوبكر(رض) در تمام دوران حياتش، امور ديني را بر هر چيزي مقدم مي‌داشت.(7) 
ب) تداوم دعوت اسلامي، قايم به افراد نيست و پيروي از رسول‌خدا(ص)‌ در هر شرايطي واجب است. بازنگاهي در ماجراي گسيل لشكر اسامه(رض) نشان مي‌دهد كه حركت دعوت، هيچ‌گاه دچار توقف و ايستايي نمي‌گردد. ابوبكر صديق(رض) با گفتار و كردارش، اين حقيقت را روشن ساخت كه دعوت اسلامي، قايم به افراد نيست و به همين خاطر نيز حركت اسلام، با وفات بهترين بنده‌ي خدا ـ رسول اكرم(ص) ـ تداوم يافت. اين، همان چيزي است كه ابوبكر صديق(رض) با اعزام لشكر اسامه(رض) ثابت كرد؛ ابوبكر(رض) در سومين روز درگذشت رسول‌خدا(ص) فرمان داد تا لشكريان اسامه(رض) به ادوگاه خود در جرف بروند و هر چه سريع‌تر حركت كنند. ابوبكر صديق(رض) پيش از صدور اين فرمان، در نخستين خطبه‌اش بر اين تأكيد كرده بود كه تمام تلاشش را براي خدمت به اسلام بكار خواهد گرفت.(8)  در روايتي آمده است كه ابوبكر صديق(رض) در بخشي از آن سخنراني چنين فرمود: «اي مردم! تقواي الهي پيشه كنيد؛ به دينتان پايبند باشيد و بر پروردگارتان توكل كنيد. همانا دين خداوند، پابرجا است و كلمه و شريعت الهي والا و كامل؛ خداي متعال، ناصران دينش را ياري مي‌رساند و دينش را عزت و سرافرازي مي‌بخشد؛ به خدا سوگند ما از اين نمي‌هراسيم كه خلق خدا از هر سو براي جنگ با ما جمع شوند؛ چراكه شمشيرهاي الهي(شمشيرهاي مؤمنان مجاهد)، از غلاف بيرون است و ما، هرگز آن را به زمين نمي‌گذاريم؛ بلكه همان‌طور كه همراه پيامبر(ص) جهاد كرديم، پس از اين نيز با مخالفان دين خدا خواهيم جنگيد؛ پس هر كس، سر بتابد و سركشي كند، به خود ستم كرده است.»(9) 
نكته‌ي آموزنده‌ي ديگري كه از اعزام لشكر اسامه(رض) برداشت مي‌شود، اين است كه مسلمانان در تمام شرايط بايد پيرو و فرمان‌بردار رسول‌خدا(ص) باشند. ابوبكر صديق(رض) اين نكته را به خوبي نشان داد كه او، محكم واستوار در شرايط سخت و بحراني، پايبند دستورات رسول‌خدا(ص) ماند و اوامر آن حضرت(ص) را كاملاً اجرا كرد.
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) قصة بعث أبي‌بكر جيش أسامة، ص18
2) تفسير رازي (9/15)؛ تفسير قرطبي (4/218)
3) نگاه كنيد به: تفسير أبي‌السعود (2/89)؛ روح المعاني (4/68)
4) سوره‌ي اعراف، آيه‌ي56
5) شرح، آيه‌ي5
6) مسلم (4/2295)
7) قصة بعث أبي‌بكر جيش أسامة، ص24
8) قصة بعث أبي‌بكر جيش أسامة، ص29
9) البداية و النهاية (5/213و214)1ـ مسلمانان با توجه به شرايط سخت آن برهه، از ابوبكر(رض) خواستند تا لشكر اسامه(رض) را گسيل ندارد. اما ابوبكر صديق(رض) آن گفته‌ي تاريخي و ماندگارش را فرمود كه: «اگر بدانم كه كسي جز من در مدينه نمي‌ماند و سگ‌ها و گرگ‌ها مرا مي‌درند، باز هم لشكر اسامه(رض) را آن‌گونه كه رسول‌خدا(ص) فرمان داده‌اند، اعزام مي‌كنم.»(1) 
2ـ اسامه(رض) با نظرداشت شرايط آن موقع و هراس از اين‌كه قبايل مرتد، به مدينه حمله‌ور شوند، از ابوبكر صديق(رض) اجازه خواست تا به همراه لشكر از اردوگاهش به مدينه بازگردد. اما ابوبكر صديق(رض) اعلام كرد كه براي اعزام لشكر تصميم قطعي گرفته و چنين فرمود: «اگر سگ‌ها و گرگ‌ها، بخواهند مرا بدرند، كاري را كه رسول‌خدا(ص) مقرر كرده‌اند،‌ تغيير نخواهم داد.»(2)  موضع ابوبكر صديق(رض) شرح عملي اين آيه بود كه:(وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَکُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا) (احزاب:36)
يعني: «هيچ زن و مرد مؤمني در 