يد و امت بر وجوب آن اجماع كرده‌اند.(1)  اين حكم، برگرفته از قرآن و سنت است. يكي از اهدافي كه حكومت اسلامي دنبال مي‌كند، تشكيل جامعه‌اي اسلامي است كه عدالت و برابري بر آن حاكم باشد تا گونه‌هاي مختلف جور و ستم را ريشه‌كن سازد؛ جامعه‌اي كه در فضايي باز، اين امكان را براي همه فراهم آورد تا حقوق و خواسته‌هاي خود را به آسان‌ترين شكل ممكن و بدون هيچ هزينه‌اي مطالبه نمايند؛ جامعه‌اي اسلامي كه تمام عوامل بازدارنده از دست‌يابي به حقوق و خواسته‌هاي شهروندي را از سر راه صاحبان حق بردارد تا همه بتوانند بدون هيچ نگراني و دغدغه‌اي به خواسته‌هاي شرعي خود دست يابند.
اسلام، اين وظيفه را فراروي حكام قرار داده تا درميان مردم به عدل و داد رفتار كنند و بدون توجه به زبان، وطن و جايگاه اجتماعي افراد، رويكرد عادلانه‌اي با ايشان داشته باشند. اسلام، به حاكمان و قاضيان دستور داده تا عدالت را رعايت كنند و درميان مردم به عدل و داد حكم نمايند و اصلاً به اين توجه نكنند كه دادخواه، دوست آنان است يا دشمنشان؛ فقير است يا ثروتمند؛ كارگر است يا كارفرما.(2)  خداوند(جل جلاله) مي‌فرمايد:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) (مائده:8)
يعني: «اي اهل ايمان! از كساني باشيد كه در انجام واجبات الهي مي‌كوشند و به عدالت و دادگري گواهي مي‌دهند؛ و بغض و دشمني قومي، شما را بر آن ندارد كه عدالت را رعايت نكنيد؛ (بلكه با دشمنان نيز) عدالت كنيد كه اين عمل به تقوا نزديك‌تر است و از خدا بترسيد كه همانا خداوند، از آن‌چه انجام مي‌دهيد، آگاه است.»
ابوبكر(رض) چنان عادل و دادگر بود كه در عدالت، الگوي بي‌نظير و نمونه‌اي است كه دل‌ها را مي‌ربايد و خردها را به شگفت وامي‌دارد. عدالت از نگاه ابوبكر(رض) دعوت عملي اسلام بود كه دل‌ها را براي پذيرش ايمان فتح مي‌كرد؛ ابوبكر(رض) در بخشش و دهش به مردم، عدالت و برابري را رعايت مي‌كرد و از مردم مي‌خواست تا او را در عدالت و دادگستري ياري دهند؛ ابوبكر(رض) به حدي منصف و دادگر بود كه خودش را از ترس الهي در معرض قصاص قرار داد(3) : عبدالله بن عمرو رضي الله عنهما مي‌گويد: ابوبكر صديق(رض) در روز جمعه‌اي گفت: «فردا براي تقسيم شترهاي زكات جمع شويد و (هنگام تقسيم شترها) كسي بدون اجازه نزد ما نيايد.» زني، افساري به شوهرش داد و گفت: «اين افسار را با خودت ببر؛ شايد به خواست خدا، شتري نصيبمان شود.» شوهر آن زن به مكاني رفت كه شترها را تقسيم مي‌كردند؛ آن‌جا ابوبكر وعمر رضي الله عنهما را ديد كه به ميان شترها رفته‌اند؛ او نيز به نزد ابوبكر وعمر رفت. ابوبكر(رض) به آن مرد رو كرد و گفت: «چرا (بدون اجازه) نزد ما آمدي؟» و سپس افسار را از دستش گرفت و با آن، او را زد. ابوبكر(رض) پس از تقسيم شترها، آن مرد را صدا زد و افسار را به او داد و از او خواست تا قصاص كند. عمر(رض) كه نظاره‌گر ماجرا بود، گفت: «به خدا كه او قصاص نمي‌كند؛ تو هم اين روش را پياده نكن (كه خليفه مورد قصاص قرار گيرد.) » ابوبكر(رض) فرمود: «چه كسي مرا از بازخواست الهي در روز قيامت مي‌رهاند؟» عمر(رض) پيشنهاد كرد تا ابوبكر(رض) آن مرد را راضي كند. بنابراين ابوبكر(رض) به غلامش دستور داد تا براي راضي كردن آن مرد، به او شتري با پالان و هم‌چنين بالاپوشي مخملي و پنج دينار بدهد(4). 
اصل برابري و مساواتي كه ابوبكر(رض) در خطبه‌اش به آن اشاره كرد، يكي از اصول و زيرساخت‌هاي مورد تأكيد در اسلام براي ايجاد جامعه‌ي اسلامي است؛ اسلام، به حدي بر مساوات و برابري تأكيد كرده كه در اين پهنه بر قوانين جديد عصر حاضر پيشي گرفته است. چنانچه الله(جل جلاله) مي فرمايد:(يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ) (حجرات:13)
يعني: «اي مردم! ما، شما را از مرد و زني آفريده‌ايم و شما را تيره تيره و قبيله قبيله قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد. همانا گرامي‌ترين شما در نزد خدا با تقوا‌ترين شما است. بي‌گمان خداوند (از كردار و پندار شما) آگاه و باخبر است.»
همه‌ي مردم اعم از حاكم و شهروند، زن و مرد، عرب و غيرعرب وسفيد و سياه، از نگاه اسلام برابرند؛ اسلام، تمام تفاوت‌هاي جنسي، نژادي، نسبي و طبقه‌اي را بي‌اعتبار مي‌داند و همگان را هم‌سان و برابر مي‌شناسد.(5)  بازنگاهي به گفتاري كه پيش از اين از ابوبكر صديق(رض) آورديم و كنكاشي در عمل‌كرد وي، اصل برابري را در خلافت اسلامي روشن مي‌سازد.
ابوبكر صديق(رض) در تقسيم اموال عمومي، مساوات و برابري را رعايت مي‌فرمود؛ ابن‌سعد و ديگر سيرت‌نگاران، آورده‌اند: ابوبكر(رض) در سُنح ـ محلي در حومه‌ي مدينه ـ جايي داشت كه بيت المال در آن بدون هيچ نگهباني نگهداري مي‌شد. به ابوبكر(رض) پيشنهاد كردند تا نگهباني بر بيت المال بگمارد. ابوبكر(رض) گفت: «بر بيت المال بيم سرقت نمي‌رود.» و دليلش را قفلي كه بر خزانه بود، دانست. به همين منوال ادامه يافت و ابوبكر(رض) موجودي بيت المال را در ميان مسلمانان تقسيم كرد؛ ابوبكر(رض) از سنح كه در حومه‌ي مدينه بود، نقل مكان كرد و در مركز مدينه سكونت گزيد و بيت‌المال را نيز به محل اقامتش منتقل نمود. مال زيادي از معادن جهينه به بيت المال سرازير گشت و در دوران خلافتش، معدن بني‌سليم نيز راه‌اندازي شد… . ابوبكر(رض) موجودي بيت‌المال را به‌طور مساوي درميان مردم تقسيم مي‌كرد و به همه ـ آزاد و غلام، زن و مرد، بزرگ و كوچك ـ سهم يك‌ساني مي‌داد. عايشه رضي الله عنها مي‌گويد: ابوبكر(رض) در سال اول به همه ـ مردان و زنان آزاد و همچنين غلامان و كنيزان ـ ده سهم داد و در سال دوم بيست سهم؛ عده‌اي به نزد ابوبكر(رض) آمدند و گفتند: «اي خليفه‌ي رسول‌خدا! شما بيت‌المال را به طور مساوي در ميان مردم تقسيم كرديد و خود مي‌دانيد كه از همين مردم، كساني هستند كه پيشينه‌ي بهتر و بيش‌تري در اسلام دارند؛ لذا پيشنهاد مي‌كنيم به چنين كساني سهم بيش‌تري بدهيد!» ابوبكر(رض) چنين پاسخ داد: «كسي منكر فضيلت و پيشينه‌ي اين افراد نيست؛ اما پاداش آن‌ها با خدا است و اين، مال عمومي و اسباب زندگاني است و بايد همه را در آن برابر دانست.»(6)  دهش يك‌سان از بيت‌المال، رويه‌ي ابوبكر صديق(رض) در دوران خلافتش بود. باري عمر فاروق(رض) به ابوبكر صديق(رض) گفت: «آيا در سهم بيت‌المال كساني را كه دو بار هجرت كردند و به سوي دو قبله نماز گزادند، با كساني كه در فتح مكه مسلمان شدند، برابر مي‌داني؟» ابوبكر(رض) پاسخ داد: «آنان، براي خدا عمل كردند و پاداششان نيز با خدا است؛ اما در نيازهاي