ن، برايش ناگوار است، مانع از فضل و نعمت خدا بر كسي نمي‌گردد. همانا خداي متعال، راحتي و شادماني را در يقين و رضا قرار داده و غم و اندوه را در شك و ناخرسندي نهاده است».(4) 
عبدالواحد بن زيد، سوگند ياد مي‌كرد و مي‌گفت: «حرص و آزِ دنيا نزد من، از سرسخت‌ترين دشمنان، ترسناك‌تر است». و نيز مي گفت: «اي برادران! نه به ثروت و توانگري هيچ حريصي، رشك ببريد و نه به پيشه و درآمدش؛ بلكه به‌خاطر آنكه در حال حاضر به چيزي مشغول مي‌گردد و تكبر مي‌ورزد كه فرداي آخرت، او را هلاك مي‌كند، با ديده‌ي نفرت به او بنگريد». همچنين مي‌فرمود: «حرص، بر دو نوع است: حرص مصيبت‌بار و حرص سودمند؛ حرص سودمند، اين است كه انسان به اطاعت و بندگي الله(جل جلاله)، حرص و علاقه‌ي وافر داشته باشد و حرص اندوه‌بار، عبارتست از حرص و آز شخص نسبت به دنيا».(5) 
يكي از دانشمندان فرزانه، به برادرش كه حرص و اشتياق وافراي به دنيا داشت، نامه‌اي بدين مضمون نوشت: «اما بعد: تو، به دنيا حرص مي‌ورزي و در خدمت دنيا قرار گرفته‌اي، حال آنكه دنيا، با رويگرداني از تو و بيماري‌ها و آسيب‌هايي كه به تو مي‌رسد، به تو بي‌محلي مي‌نمايد. گويا تو نديده‌اي و نمي‌داني كه چه بسيار افراد حريص و آزمندي كه از همه چيز محروم شده و چه بسيار افرادي كه به دنيا بي‌رغبت بوده‌اند، اما از آن بهره‌مند گشته‌اند».
يكي از فرزانگان مي‌گويد: «غم و اندوه آدم حسود، از همه بيشتر است و كسي كه قناعت پيشه مي‌كند، زندگي‌اش، شادتر و لذت‌بخش‌تر مي‌باشد. آدم حريص، بيش از همه در برابر اذيت و آزار، (از روي طمع) شكيبايي مي‌ورزد و كسي كه زندگي را دست پايين مي‌گيرد، بيش از همه، به دنيا پشت مي‌كند و بيش از همه، عالم ودانشمندي پشيمان مي‌گردد كه كوتاهي مي‌كند».(6) 
شاعر چه خوب سروده است:
الحـرص داء قد أضر	بمـن تـري إلا قليـلا
كم من حريص طامع	والحرص صيره ذليلا(7) 
يعني: «حرص، بيماري و مرضي است كه همان‌‌طور كه خود ديده‌اي، در بيشتر موارد به هر كس كه حرص ورزيده، ضرر رسانيده و چه بسا حرص و آز، آدم حريص و طمع‌كار را خوار و زبون نموده است».
نوع دوم حرص و آز، اين است كه انسان، همانند نوع اول آن، خواهان افزايش مال و ثروتش باشد، اما با اين تفاوت كه برايش مهم نيست، از راه حلال باشد و يا از راه حرام؛ حتي در اين راستا، بسياري از حقوق واجبي را كه بر گردن اوست، پايمال مي‌كند. و اين، همان بخل و حرص نفساني ناپسندي است كه در آيه‌ي 16 سوره‌ي تغابن، بدان اشاره شده است:
(وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ)
«و كساني كه از بخل و حرص نفس خويش، مصون داشته شوند، آنان، بطور قطع رستگارند».
در سنن ابي‌داود از عبدالله بن عمرو(رض) روايت شده كه رسول اكرم(ص) فرموده است: (اتقوا الشح فإن الشح أهلك من كان قبلكم؛ أمرهم بالقطيعة فقطعوا، و أمرهم بالبخل فبخلوا، و أمرهم بالفجور ففجروا)(8)  يعني: «از حرص و آزمندي بپرهيزيد كه سبب هلاكت پيشينيان شما گرديد؛ آنان را به قطع رابطه‌ي خويشاوندي فرا خواند و آنها نيز رشته‌ي خويشاوندي را گسستند. ايشان را به بخل و زُفتي فراخواند و آنها نيز بخل ورزيدند؛ آنان را به گناه و معصيت فرا خواند و آنها نيز معصيت نمودند».
برخي از علما، شُح را حرص شديدي تعريف كرده‌اند كه صاحبش را به كسب چيزي بدون توجه به حلال يا حرام بودن آن، وا مي‌دارد و سپس مانع از اداي حقوق آن مي‌گردد. بخل، به معناي زُفتي و خودداري از بذل و بخشش چيزي است كه انسان در دست دارد. شح، به معناي گرفتن بناحق مال يا هر آن چيز ديگري است كه از آنِ شخص نمي‌باشد. حتي گفته شده كه: «شح، اساس همه‌ي گناهان و معاصي است». و اين، تفسير ابن‌مسعود(رض) و برخي ديگر از سلف صالح، درباره‌ي شح و بخل مي‌باشد.(9) 
گفتني است: واژه‌هاي شح و بخل، به معناي يكديگر به‌كار مي‌روند. البته چنانكه پيشتر بيان كرديم، در اصل با هم تفاوت دارند و زماني كه حرص و آز انسان به مال و ثروت، بدين حد برسد، نقصان آشكار دين و ايمان را به دنبال دارد و اگر باعث شود كه شخص، حقوق و واجبات مال را ادا نكند و براي كسب مال و ثروت، به راه‌هاي حرام روي بياورد، در اين صورت دين و ايمانش، تا بدان اندازه رو به ضعف و كاستي مي‌نهد كه از ايمانش، جز اندكي باقي نمي ماند.
و اما ضرر و زيان حرص و آزِ جاه و مقام (جاه‌طلبي)، بيش از ضرر و زيان حرص و آزمندي بر مال و ثروت، است. چراكه جاه‌طلبي، برتري‌جويي و حرص و ولع نسبت به رياست بر مردم، براي بنده، به‌مراتب بيش از حرص و آز ثروت‌اندوزي، ضرر دارد و زهد و بي‌رغبتي به رياست و پست و مقام، خيلي سخت‌تر از بي‌علاقگي به مال و ثروت است؛ چنانچه بسياري از انسان‌ها حاضرند براي رسيدن به جاه و مقام، مال و ثروت فراواني، خرج كنند. جاه‌طلبي بر دو نوع است:
يك نوع آن، بدين شكل است كه انسان، شرف و برتري را در قدرت و فرمانروايي و مال و ثروت جستجو مي‌كند و اين، خيلي خطرناك است؛ چراكه در بيشتر اوقات سبب محروميت انسان از خير و نيكي، كرامت، عزت و شرافت آخرت مي‌گردد. خداي متعال مي‌فرمايد:
(تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ) (قصص:83)
«ما، آن سراي آخرت را تنها بهره‌ي كساني مي‌گردانيم كه در زمين، خواهان برتري و استكبار نيستند و فساد و تباهي نمي‌جويند (و دل‌هايشان، از آلودگي‌هاي جاه‌طلبي، برتري‌جويي و تبهكاري، پاك و پالوده است) و عاقبت، از آنِ پرهيزگاران مي‌باشد».
خيلي كم و اندكند افراد جاه‌طلبي كه در دنيا خواهان برتري و رياست بوده و به آن دست يافته باشند؛ بلكه چنين افرادي به خود، واگذار شده‌(10)  و تنها مانده‌اند. چنانچه رسول اكرم(ص) به عبدالرحمن بن سمره(رض) فرموده است: (يَا عَبْدَالرَّحْمَنِ بْنَ سَمُرَةَ، لا تَسْأَلِ الإِمَارَةَ، فَإِنَّكَ إِنْ أُوتِيتَهَا عَنْ مَسْأَلَةٍ وُكِلْتَ إِلَيْهَا، وَإِنْ أُوتِيتَهَا مِنْ غَيْرِ مَسْأَلَةٍ أُعِنْتَ عَلَيْهَا)(11)  يعني: «اي عبدالرحمن بن سمره! امارت را درخواست مكن؛ زيرا اگر پس از درخواست، به امارت برسي، به آن، واگذار مي‌شوي و اگر بدون درخواست، به امارت برسي، بر آن، ياري خواهي شد».
جاه‌طلبي، پيش از آنكه انسان، به تلاش و تكاپو در اسباب و زمينه‌هاي رسيدن به جاه و مقام بپردازد، ضرر و زيان زيادي براي وي در پي دارد و پس از آنكه انسان، براي رسيدن به رياست و فرمانروايي، حريصانه تلاش و تكاپو مي‌نمايد و به خواسته‌اش مي‌رسد نيز با فرآيندي همچون تكبر و ظلم و ستم و امثال آن همراه است.
نوع ديگر جاه‌طلبي، عبارتست از برتري‌جويي بر ديگران با امور ديني همچون علم و عمل و زهد؛ اين نوع جاه‌طلبي، خيلي بدتر و زشت‌تر از نوع اول است و فساد و تباهي بيشتري به دنبال دارد. چراكه اموري از قبيل علم و عمل و زهد، براي كسب رضاي خدا و درجات والاي بهشت و نعمت‌هاي ج