اري؟» حسن(رض) فرمود: «رسول‌خدا(ص) مرا به اتاق نگهداري اموال زكات برد؛ از ميان اموال زكات، خرمايي برداشتم و در دهانم گذاشتم. رسول‌خدا(ص) فرمود: (القها فإنها لا تحل لرسول‌ الله و لا لأحد من أهل بيته)(28)  يعني: «آن را از دهانت بيرون بياور؛ همانا صدقه، براي رسول‌خدا و هيچ‌يك از اهل بيتش، حلال نيست».
7ـ ابوالحوراء مي‌گويد: نزد حسن بن علي(رض) بوديم كه از او سؤال شد: از رسول‌خدا(ص) چه به خاطر داري؟ حسن(رض) گفت: همراه رسول‌خدا(ص) راه مي‌رفتم كه از محل خرمن كردن خرماهاي زكات، گذشت. يك خرما برداشتم و در دهانم نهادم. آن را از دهانم درآورد. شخصي گفت: چه ايرادي داشت اگر مي‌گذاشتي كه اين خرما را بخورد؟ رسول‌خدا(ص) در جوابش بدين نكته اشاره كرد كه ما، خانواده‌ي محمد هستيم و براي ما، صدقه، روا نيست. همچنين از رسول‌خدا(ص) نمازهاي پنجگانه را ياد دارم.(29) 
8 ـ ايوب بن محمد مي‌گويد: حسن بن علي(رض) و ابن عباس(رض) جنازه‌اي ديدند؛ يكي از آنها برخاست و ديگري برنخاست. آن يكي كه برخاست، پرسيد: مگر رسول‌خدا(ص) با ديدن جنازه بلند نشد؟ آن يكي گفت: بلي و نشست.(30) 
آنچه گذشت، برخي از احاديثي بود كه حسن بن علي(رض) روايت كرده است. به هر حال حسن بن علي(رض) يكي از اصحابي به شمار مي‌رود كه اهل فتوا نيز بوده و در جرگه‌ي تراز سوم صحابه قرار داشته است. محدثان، علماي صحابه را براساس ميزان فتواهايشان به سه تراز تقسيم كرده‌اند:
1ـ مكثر (كساني كه اقوال و فتواهاي زيادي از آنان در دسترس است و به كثرت فتوا مي‌داده‌اند).
2ـ مقل (كساني كه اقوال و فتواهاي اندكي از آنان در دسترس است).
3ـ متوسط (كساني كه از لحاظ ميزان روايت و فتوا، فروتر از گروه اول و فراتر از طبقه‌ي دوم قرار دارند).
ابن قيم رحمه‌الله هر طبقه از علماي صحابه را نام برده است؛ از يكصد و سي و اندي صحابه اعم از مرد و زن، فتواهايي در دسترس است كه از لحاظ تعداد اين فتواها، به سه طبقه تقسيم مي‌شوند:
الف) طبقه‌ي اول (مكثر): عبارتند از: عمر بن خطاب، علي بن ابي‌طالب، عبدالله بن مسعود، ام‌المؤمنين عايشه، زيد بن ثابت، عبدالله بن عمر و عبدالله بن عباس(رض).
ابومحمد بن حزم مي‌گويد: از فتواهاي هر يك از اينها مي‌توان، كتابهاي زيادي به نگارش درآورد. چنانچه ابوبكر محمد بن موسي بن يعقوب بن مأمون، فتاواي ابن عباس(رض) را در بيست كتاب گرد آورده است. ابوبكر محمد بن موسي، يكي از امامان سرآمد در علوم اسلامي و حديث بوده است.
ب) طبقه‌ي دوم (متوسط): ابو محمد مي‌گويد: اين دسته از صحابه(رض) عبارتند از: ابوبكر صديق، ام‌سلمه، انس بن مالك، ابوسعيد خدري، ابوهريره، عثمان بن عفان، عبدالله بن عمرو بن عاص و عبدالله بن زبير و ...(رض).
ج) طبقه‌ي سوم (مقل): از اين دسته از صحابه، يك يا دو مسأله و يا اندكي بيشتر، روايت شده كه عبارتند از: ابوالدرداء، ابواليسر، ابوسلمه مخزومي، ابوعبيدة بن جراح، حسن و حسين فرزندان علي بن ابي‌طالب، نعمان بن بشير، ابي بن كعب، ابوايوب، طلحه، ابوطلحه، ابوذر، ام‌عطيه، ام‌المؤمنين صفيه، ام‌المؤمنين حفصه و ام‌المؤمنين ام‌حبيبه(رض).(31) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سير أعلام النبلاء (3/246).
2) تلقيح فهوم أهل الأثر في عيون التاريخ و السير، از ابن جوزي، ص369.
3) مسند احمد (3/167،168) با سند صحيح.
4) مسند احمد (3/167،168) با سند صحيح.
5) مسند احمد (3/167،168) با سند صحيح.
6) مسند احمد (3/167،168) با سند ضعيف.
7) مسند احمد (3/167،169) با سند صحيح.
8) صحيح مسلم، شماره‌ي 1072.
9) شرح نووي بر صحيح مسلم (7/183،187)
10) شرح فتح القدير از ابن همام (2/272،274).
11) الإنصاف از مرداوي (3/255،256).
12) التبيين في أنساب القريشين، ص143.
13) بخاري، شماره‌ي 3140.
14) معالم السنن خطابي(271)؛ الأم از شافعي(2/69)؛ المجموع از نووي (6/244).
15) سنن ابي داود، شماره‌ي 2980.
16) سنن نسائي، شماره‌ي 4137.
17) مسلم، شماره‌ي 1072.
18) المغني از ابن قدامه (4/111،112).
19) فيء، به آن دسته از اموالي گفته مي‌شود كه بدون جنگ و درگيري، از سپاهان كفر، نصيب مسلمانان مي‌گردد. (مترجم)
20) حاشية ابن عابدين (2/91).
21) بلغة السالك (1/232) حاشية الدسوقي (1/452،453).
22) او، محمد بن عبدالله بن محمد صالح ابوبكر تميمي، يكي از شيوخ مالكي در عراق است كه در سال 375هـ درگذشت؛ نگا: شذرات الذهب(3/85).
23) المنتقي از باجي (2/153).
24) المجموع از نووي (6/244).
25) تفسير ابن كثير (2/313).
26) الإختيارات (104)؛ العقيدة في أهل البيت، ص186.
27) مسند احمد (3/170).
28) مسند احمد (3/170)؛ استاد احمد شاكر، آن را صحيح دانسته است.
29) مسند احمد (3/170)؛ استاد احمد شاكر، آن را صحيح دانسته است.
30) مسند احمد (3/171)؛ استاد احمد شاكر، آن را صحيح دانسته است.
31) اعلام الموقعين (1/12،13)؛ سيرة عائشه، نوشته‌ي سليمان ندوي، ص327.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:59.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:60.txt">آيه‌ي تطهير و حديث كساء</a><a class="text" href="w:text:61.txt">آيه‌ي مباهله و نصرانيهاي نجران</a></body></html>حسن بن علي(رض) مي‌گويد:(1)  از دايي‌ام هند بن ابي هاله در مورد شمايل زيباي رسول‌خدا(ص) پرسيدم. وي، در پاسخم چنين گفت: رسول‌خدا(ص) زيبايي چشمگيري داشت و راست قامت و والا‌مقام بود؛ چهره‌اش، مانند ماه شب چهارده مي‌درخشيد؛ ميانه قامت بود؛ نه زياده از حد بلندبالا و نه بيش از اندازه كوتاه‌قد. درشت‌اندام و قوي‌هيكل بود؛ گيسوانش، اندكي فرخورده و مجعد بود و هرگاه موهايش را روي پيشاني‌ مي‌ريخت،آنها را به چپ و راست شانه مي‌كرد و فرق باز مي‌نمود و چون گيسوانش را انبوه مي‌گذاشت، از نرمي ‌گوشش، نمي‌گذشت. سپيد گندمگون بود و پيشاني‌ بلندي داشت. ابروانش، كماني و به هم پيوسته بود و در ميان آنها مويرگي وجود داشت كه وقتي عصباني مي‌شد، حركت مي‌كرد. بيني باريك و كشيده‌اي داشت و از او نوري، ساطع مي‌شد كه اگر كسي دقت نمي‌كرد، آن را ابر سفيدي مي‌پنداشت و صورتش پرگوشت نبود. دندانهاي پيشين آن حضرت(ص)، اندكي فاصله داشتند و از سينه تا نافش، يك رشته مو، كشيده شده بود. گردني نقره‌مانند و صاف داشت كه نه زياده از حد لاغر بود و نه بيش از اندازه چاق و پرگوشت. خوش‌اندام بود؛ چنانكه شكم و سينه‌اش، در يك امتداد قرار داشت. سينه‌اش، پهن و عريض بود و اندامش، ورزيده. حد فاصل سينه و نافش، با رشته‌ مويي به هم وصل مي‌شد و ساير قسمت‌هاي بدنش، مويي نداشت و جاهاي ديگر سينه و شكمش، بي‌ مو بود، ولي دستان و شانه‌ها و بالاي سينه‌اش،پرموي بود. ساعد و بازوي بلندي داشت و كف دستانش، پهن بود. قدمهايش نيز همانند كف دستانش درشت بود. مژگاني پرپشت و بلند داشت و گودي كف پاهايش زياد بود. پاهايي نرم و هموار داشت كه چون بر آن آب مي‌ريخت، به سرعت از روي آن مي‌لغزيد. هنگام راه رفتن، به جلو متمايل مي‌شد و پاهايش را از زمين مي‌كند و باوقار و تند راه مي‌رفت؛ به گونه‌اي كه گويا از بلندي به سراشيبي مي‌رود. قدمهايش را با قوت برمي‌داشت و آرام مي‌گذاشت و هرگاه به كسي روي مي‌كرد، با تم