[مترجم]
9) بخاري، شماره‌ي7148
10) يعني گذشته از آنكه انسان، از لذت‌هاي آن، جدا مي‌گردد، بايد پاسخ‌گوي تبعات آن نيز باشد. [مترجم]
11) الإحسان في تقريب صحيح ابن‌حبان، شماره‌ي3218). اين حديث، حسن صحيح است.
12) نگا: شرح حديث ما ذئبان جائعان، از ابن‌رجب، ص71.
13) مرجع پيشين.
14) مرجع پيشين،ص72
15) مرجع پيشين، ص73
16) البداية و النهاية (11/206)
17) تاريخ دمشق (14/104)
18) مرجع پيشين (14/198)يكي از ويژگي‌هاي قرآني و صفاتي كه افراد بزرگوار، بدان آراسته‌اند، سخاوت و بخشندگي و انفاق در راه خداست كه حسن(رض) به تمام معنا، به آن آراسته بود. قرآن كريم، سخاوتمندان را به بهترين شكل ستوده است؛ چنانكه در آغاز دومين سوره‌ي قرآن مي‌فرمايد:
(الم(1) ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ(2) الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ(3) والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ(4) أُوْلَئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(5)) (بقره:1-5)
«الف، لام، ميم. اين، كتابي است كه هيچ شك و شبهه‌اي در آن نيست و راهنماي پرهيزگاران مي‌باشد؛ آن كساني كه به غيب (و جهان نهان همچون فرشتگان، رستاخيز، بهشت و دوزخ و… كه فراتر از دايره‌ي دانش انسان است) ايمان دارند و نماز را بر پا مي‌دارند و از آنچه بهره‌ي ايشان ساخته‌ايم، مي‌بخشند. آن كساني كه به آنچه بر تو و پيش از تو نازل شده، ايمان مي‌آورند و به آخرت، يقين دارند. چنين كساني بر هدايتي از سوي پروردگارشان هستند و آنان، رستگارند».
آري! آثار و نشانه‌هاي ارزش‌هاي قرآني و رهنمودهاي نبوي و نيز نتايج پرورش يافتن عملي در دامان امير مؤمنان علي(رض)، در شخصيت حسن(رض) نمايان گشت و بدين‌سان نشانه‌هاي بارز و روشني را براي ما به يادگار گذاشت كه بيانگر ريشه‌دار بودن انفاق و سخاوت و بخشندگي در شخصيت آن بزرگوار است. چنانچه در رتبه و جايگاه والايي در زمينه‌ي سخاوت و بخشندگي قرار گرفت و چرا چنين نباشد، حال‌ آنكه در خانه‌ي بزرگ‌ترين و سخاوتمندترين فرد بشر، آقايمان رسول خدا(ص) پرورش يافت؛ همان پيغمبر باسخاوت و كريمي كه بدون هيچ نگراني و ترسي از فقر و نداري، بذل و بخشش مي‌كرد. به‌هر حال حسن(رض) اين خلق و خوي كريمانه را از جد بزرگوارش به‌ارث برد و سخاوت و بخشندگي، از همان دوران كودكي، در آن بزرگ‌مردِ جود و كرم، جاي گرفت و او را زبان‌زد همگان در سخاوت و بخشندگي و نيز اسوه‌ي بزرگان جود و بخشش نمود.(1) 
محمد بن سيرين رحمه‌الله مي‌گويد: چه بسا حسن بن علي(رض) به يك نفر، صدهزار درهم جايزه مي‌داد.(2) 
سعيد بن عبدالعزيز مي‌گويد: باري حسن بن علي(رض) از شخصي كه در كنارش بود، شنيد كه دعا مي‌كرد خداي متعال، او را صاحب ده‌هزار درهم بگرداند. حسن(رض) برخاست و به خانه‌اش رفت و ده‌هزار درهم براي آن شخص فرستاد.(3)  گفته‌اند: يك بار حسن(رض) غلامي را ديد كه در كنار يكي از باغ‌هاي مدينه، لقمه‌اي از تكه‌ناني مي‌گرفت و مي‌خورد و لقمه‌اي را هم به سگي مي‌داد كه آنجا بود. حسن(رض) به آن غلام فرمود: «چرا چنين مي‌كني؟» گفت: «من، از خدا شرم مي‌كنم كه خودم از اين نان بخورم و به اين سگ هيچ ندهم!» حسن(رض) فرمود: «همين‌جا باش تا باز گردم». آن‌گاه نزد صاحب غلام رفت و آن غلام و نيز باغي را كه او در آن بود، خريداري نمود و پس از آنكه بازگشت، آن غلام را آزاد كرد و باغ را به او بخشيد. آن غلام گفت: «اي آقايم! باغ را به‌خاطر همان كسي بذل و بخشش مي‌كنم كه شما، آن را به‌خاطر او به من بخشيديد».(4) 
ابوهارون عبدي مي‌گويد: از ديار خود، رهسپار حج شديم؛ وارد مدينه شديم و نزد حسن بن علي(رض) رفتيم و از مقصدمان و وضعيتي كه داشتيم، او را باخبر ساختيم؛ هنگامي كه از نزدش رفتيم، براي هر يك از ما چهارصد درهم فرستاد. از اين‌رو بازگشتيم و به او گفتيم كه ما، تنگ‌دست نيستيم. فرمود: «نيكي‌ام را به من باز نگردانيد؛ اگر وضعيتي غير از اين مي‌داشتيد، اين مقدار، براي شما اندك بود، اما من، بيش از اين، به شما نيكي مي‌كنم (و آن، اينكه به شما خبر مي‌دهم كه) خداوند متعال، در روز عرفه، در برابر فرشتگانش، به بندگان خويش مباهات مي‌كند».(5) 
آري! اين، حسن بن علي(رض) است كه هرچند مي‌داند آن حاجيان، مشكل مالي ندارند، باز هم به آنان مقداري پول مي‌دهد؛ بنابراين اگر نيازمند بودند، حسن(رض) كمك بيشتري به آنان مي‌كرد. همچنين زماني كه حج‌گزاران، به او گفتند كه تنگ‌دست نيستند، آن مال را از آنان پس نگرفت و اين، دليلي بر سخاوت و بخشتدگي ذاتي اوست. چنانچه از ياد نبرد كه در حق آنان نيكي بهتري نيز بنمايد؛ از اين‌رو براي آنان فضيلت روز عرفه را يادآوري نمود كه خداوند متعال، به سبب آن در برابر فرشتگانش، به بندگان خويش مباهات مي‌نمايد.
عبدالله بن عبيدالله بن عمير مي‌گويد: ابن‌عباس(رض) در مورد حسن بن علي(رض) فرموده است: «سه بار مالش را در راه خدا به دو قسمت تقسيم كرد؛ (بخشي را براي خودش نگه داشت و بخشي را در راه خدا انفاق كرد). چنانچه موزه‌اش را بذل و بخشش مي‌كرد و كفشش را نگه مي‌داشت.(6) 
اين، نمونه‌اي ممتاز در زمينه‌ي سخاوت و بخشندگي است كه حسن بن علي(رض) سه بار، اموالش را دو بخش نمود و نيمي از آن را در راه خدا انفاق كرد. آن بزرگوار در محاسبه‌ي نفس خويش بسيار دقيق بود؛ آن‌چنان‌كه گويا در حال اداي يكي از واجبات بود. چنانچه موزه‌اش را بذل و بخشش مي‌كرد و كفشش را نگه مي‌داشت؛ حال آنكه موزه و كفش، با هم، قابل استفاده هستند. بدين‌سان حسن(رض) اسوه‌اي برجسته براي مسلمانان در زمينه‌ي اعمال خير، و نيكي كردن به ديگران گرديد.(7)  وي، از سخاوتمندترين افراد دوران خويش بود(8)  و در شمار بخشنده‌ترين افراد قرار داشت.
باري معاويه بن ابي‌سفيان(رض) يكصدهزار درهم براي حسن(رض) فرستاد. حسن(رض) اين مقدار پول را در ميان هم‌نشينانش تقسيم نمود و به هريك از آنان، ده‌هزار درهم رسيد.(9) 
يك‌بار حسن(رض) نزد اسامه بن زيد(رض) رفت و او كه در واپسين لحظات زندگي‌اش قرار داشت، اظهار غم و اندوه مي‌كرد. حسن(رض) به او گفت: «اي عمو! چه چيزي، تو را غمگين نموده است؟» پاسخ داد: «اي فرزند رسول‌خدا! شصت‌هزار درهم، بدهي دارم و نمي‌توانم بدهي‌ام را بپردازم». فرمود: «من، آن را از طرف تو پرداخت خواهم كرد». اسامه(رض) گفت: «خداوند، مشكلات تو را حل كند؛ به‌راستي خداوند متعال، بهتر مي‌داند كه رسالتش را به چه كسي واگذار نماید».(10) 
همگان، بر سخاوت و بخشندگي حسن(رض) گواهي مي‌دادند؛ دليل اين ادعا، اينكه باري يك باديه‌نشين به مدينه آمد و از مردم درخواست كمك نمود. مردم، او راهنمايي كردند كه براي اين منظور نزد حسن بن علي بن ابي‌طالب(رض) يا عبدالله بن جعفر(رض) يا سعيد بن عاص برود. وي، سعيد بن عاص(رض) را ديد و سعيد نيز، او را گرامي داشت و خ