 رجس هم‌معنا هستند و در هر دو آيه از واژه‌ي يطهّركم استفاده شده كه معناي آن مشخص مي‌باشد. لذا سبك‌سري و ساده‌انديشي است كه تطهير را در يك آيه به معناي عصمت بدانيم و اين مفهوم را براي آيه‌ي ديگر قايل نباشيم.
البته جاي تعجب است كه برخي آيه‌ي تطهير را در آل عبا منحصر مي‌دانند و آنگاه تطهير را به عصمت معنا مي‌كنند و به آن دسته از آياتي كه در مورد تطهير صحابه(رض) از سوي الله(جل جلاله) نازل شده، بي‌توجه هستند و بلكه بر صحابه خرده مي‌گيرند و آنان را به ارتداد متهم مي‌نمايند؛ حال آنكه در قرآن كريم، آشكارا بيان مي‌شود كه خداوند(عزوجل) قصد تطهير صحابه(رض) را نموده است.
بايد دانست كه منظور از اراده‌ي الهي در آيه‌ي تطهير، اراده‌ي تشريعي است، نه اراده‌ي تكويني يا تقديري. بنابراين مفهوم آيه چنين مي‌شود كه خداوند، دوست دارد كه پليدي را از شما دور نمايد.
علماي اهل سنت، اراده‌ي الهي را بردو نوع مي‌دانند: اراده‌‌ي تشريعي (ديني) و اراده‌ي تقديري (تكويني).
اراده‌ي تشريعي، به مفهوم محبت و خرسندي مي‌باشد. چنانچه خداي متعال مي‌فرمايد:
(يُرِيدُ اللّهُ بِکُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِکُمُ الْعُسْرَ) (بقره:185)
«خداوند آسايش شما را مي‌خواهد و خواهان زحمت شما نيست». 
همچنين مي‌فرمايد:
(وَاللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْکُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا(27) يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنکُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا(28)) (نساء 27ـ28)
«خداوند مي‌خواهد توبه‌ي شما را بپذيرد (و به سوي طاعت و عبادت برگرديد و از لوث گناهان پاك و پاكيزه گرديد) و كساني كه به دنبال شهوات راه مي‌افتند، مي‌خواهند كه (از حق دور شويد و به سوي باطل بگراييد و از راه راست) خيلي منحرف گرديد (تا همچون ايشان شويد). خداوند مي‌خواهد (با وضع احكام سهل و ساده) كار را بر شما آسان كند. (چراكه او مي‌داند كه انسان در برابر غرائز و اميال خود ناتوان است) و انسان، ضعيف آفريده شده است (و در امر گرايش به زنان تاب مقاومت ندارد)».
اراده‌ي تكويني، به معناي خواست و مشيت فراگير الهي در مورد تمام موجودات هستي مي‌باشد؛ آنچه در آيه‌ي 253 سوره‌ي بقره، آمده، به همين اراده‌ي تكويني اشاره دارد؛ چنانچه مي‌فرمايد:
(وَلَکِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ) (بقره:253)
«ولي خداوند آنچه را مي خواهد (از روي حكمتي كه خود مي داند) انجام مي‌دهد».
همچنين مي‌فرمايد:
(وَلاَ يَنفَعُکُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَکُمْ إِن کَانَ اللّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَکُمْ هُوَ رَبُّکُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) (هود:34)
«هرگاه خدا بخواهد شما را (به خاطر فساد درون و گناهان فراوان) گمراه و هلاك كند، هرچند كه بخواهم شما را اندرز دهم، اندرز من سودي به شما نمي‌رساند.خدا، پروردگار شماست و به سوي او برگردانده مي‌شويد (و به مجازات خود مي‌رسيد)».
بنابراين معاصي، برخاسته از اراده‌ي تكويني الله است؛ البته خداي متعال، معصيت را دوست ندارد و نه به آن راضي مي‌شود و نه به آن دستور مي‌‌دهد؛ بلكه از بابت معصيت خشم مي‌گيرد و آن را ناپسند مي‌داند و از آن باز مي‌دارد. اين، عقيده‌ي گذشتگان نيك است. به عبارتي پيشينيان نيك امت، اراده‌ي الهي به معناي محبت و رضايتش را از محبت وي كه به مفهوم تقدير و سرنوشت است، جدا مي‌دانند و اين نوع اراده‌، يعني اراده‌ي تكويني، لزوماً به معناي رضايت و محبت الهي نمي‌باشد. شكي نيست كه خداوند، پليدي را از فاطمه، حسن، حسين و نيز از زنان پيامبر(ص) دور نموده است؛ اما منظور از آنچه كه در آيه‌ي تطهير در اين زمينه آمده، اراده‌ي شرعي مي‌باشد. يعني: خداوند اين را مي‌پسندد و دوست دارد كه پليدي از اين افراد دور باشد. به همين سبب نيز رسول اكرم(ص) در مورد آنان دعا كرد و گفت: (اللهمّ هؤلاء أهل بيتي، أذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً) يعني: «بارخدايا! اينها، اهل بيت من هستند؛ پليدي را از آنان دور كن و آنها را پاك نما».
هـ) دعاي پيامبر(ص) بيانگرحقيقت مسأله‌‌‌ي تطهير مي‌باشد.
اگر آيه‌ي تطهير، منحصر به آل عبا بود، لذا ديگر دليلي نداشت كه رسول‌خدا(ص) روي عده‌اي قطيفه يا عبا بكشد و براي آنان بدين شكل دعا كند كه: (اللهمّ هؤلاء أهل بيتي، أذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً) يعني: «بارخدايا! اينها، اهل بيت من هستند؛ پليدي را از آنان دور كن و آنها را پاك نما». لذا دعا كردن رسول‌خدا(ص) براي اهل كساء، بيانگر اين است كه آيه‌ي تطهير در مورد زنان آن حضرت(ص) نازل شده و رسول‌خدا(ص) براي اينكه علي، فاطمه، حسن و حسين(رض) نيز از فضيلت آن برخوردار شوند، دست به دعا برداشت و بدين منظور دعا كرد و خداوند متعال نيز دعاي پيامبر(ص) را در حق اينها پذيرفت و آنها را همانند زنان رسول‌ اكرم(ص) پاك نمود.
و) آنان كه آيه‌ي تطهير را دليل عصمت مي‌دانند، از آن استدلال مي‌كنند كه اين آيه، گذشته از عصمت آل عبا، امامت آنان را نيز اثبات مي‌نمايد. مي‌دانيم كه فاطمه‌ي زهرا رضي الله عنها در كنار علي و حسن و حسين(رض)، بدين آيه، گرامي گرديده است، حال آنكه بنا به اعتقاد همين ها، ويژگيهاي امامت براي زنان، ثابت نمي‌شود. بنابراين اگر اين آيه، دليل عصمت و امامت است، فاطمه رضي الله عنها بايد علاوه بر عصمت، از مقام امامت نيز برخوردار باشد. حال آنكه چنين نيست. همچنين چه دليلي وجود دارد كه نه تن ديگر، مشمول اين آيه باشند؟ درصورتي كه بنا به اعتقاد خودشان، اين آيه، مخصوص سه تن از دوازده امام معصوم مي‌باشد كه عبارتند از:
*علي بن ابي‌طالب(رض) .
*حسن بن علي (رض).
*حسين بن علي(رض).
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) كساء، نوعي جامه‌ است؛ (عبا).
2) حقبة من التاريخ ص187.
3) مسلم، شماره‌ي (2408).
4) اوائل المقالات، نوشته‌ي شيخ مفيد،ص35.
5) ثم أبصرت الحقيقة، ص177.گروهي از مسيحيان نجران نزد رسول‌خدا(ص) رفتند و گفتند: ما، پيش از شما مسلمان بوديم. رسول‌خدا(ص) فرمود: «سه چيز، مانع مسلماني شماست: پرستش صليب، خوردن گوشت خوك و اينكه مي‌پنداريد، خداوند، فرزندي دارد». در آن اثنا جر و بحث ميان رسول‌خدا(ص) و مسيحيان نجران، بالا گرفت و حجاج نيزآنجا حضور داشتند. رسول‌خدا(ص) سخنان باطل مسيحيان نجران را با دلايل محكم قرآني، رد مي‌كرد. گروه نجراني به پيامبر(ص) گفتند: چرا به عيسي(ع) دشنام مي‌دهي و او را بنده‌ي خدا مي‌داني؟ رسول اكرم(ص) فرمود: «بلي؛ او، بنده‌ي خدا و پيامبر اوست و پديده‌‌ي واژه‌ي الله (و فرمان كن) مي‌باشد كه خداوند، آن را به مريم بتول رسانيد».مسيحيان نجران، عصباني شدند و گفتند: آيا تاكنون ديده‌اي كه انساني، بدون پدر به دنيا بيايد؟ اگر راست مي‌گويي، يك نمونه بياور. خداي متعال در پاسخ مسيحيان نجزان، چنين نازل فرمود:
(إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِم