 گويد: وقتي، كارمان تمام شد، به رسول‌خدا(ص) خبر داديم. آن حضرت(ص) لُنگش(10)  را به سوي ما افكند و فرمود: «او را با آن بپوشانيد»(11) 
بدين‌سان به حجم مصيبت‌هايي كه رسول اكرم(ص) متحمل شد، پي مي‌بريم و درمي‌يابيم كه اين مشكلات و مصيبت‌ها، دامنگير دخترانش نيز شده است. اما رسول اكرم(ص) همچنان در مسير دعوت شكيبايي ورزيد. بدين‌ترتيب راه و روش غلبه و عزت اسلام را فرا مي‌گيريم و مي‌آموزيم كه پيروزي اسلام، نيازمند شكيبايي و جانفشاني است.
زينب رضي الله عنها از ابوالعاص صاحب دو فرزند به نامهاي امامه و علي گرديد. علي در خردسالي درگذشت. همچنين گفته شده كه علي در حيات رسول‌خدا(ص) فوت نمود. آن هم زماني كه به سن تشخيص، نزديك شده بود. پيامبرخدا(ص) در روز فتح مكه، در حالي وارد مكه شد كه علي را پشت سرش، روي ناقه نشانده بود. امامه نيز، نزد رسول‌خدا(ص) خيلي عزيز بود. آن حضرت(ص) در حالي كه پيشنماز مردم بود، ‌امامه را روي دوش خود مي‌گذاشت. ابوقتاده‌ انصاري(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) را ديدم كه نماز مي‌گزارد در حالي كه امامه بنت ابي العاص (نوه‌ي دختري‌اش) را بر دوش خود گذاشته بود؛ وقتي به ركوع مي‌رفت،‌ او را مي‌گذاشت و چون برمي‌خاست، او را برمي‌داشت.(12) 
عائشه رضي الله عنها مي‌گويد: نجاشي، مقداري زيورآلات به رسول اكرم(ص) پيشكش كرد كه در ميان آنها انگشتري وجود داشت كه نگينش، حبشي بود. رسول‌خدا(ص) در حالي آن را گرفت كه از آن رويگردان بود؛ آنگاه آن را براي دخترِ دخترش زينب، يعني امامه، فرستاد و گفت:‌ «اي دخترم! با اين نگين، خودت را بياراي».(13)  در روايت ديگري آمده است: رسول‌خدا(ص) در حالي به نزد خانواده‌اش رفت كه با خود گردنبندي از جنس مهره‌هاي يماني داشت و فرمود: «اين گردنبند را به آن كس از شما خواهم داد كه او را بيش از همه دوست دارم». همه بر اين باور بودند كه آن را به عائشه بنت ابوبكر رضي الله عنها خواهد داد؛ اما رسول‌خدا(ص) دختر ابوالعاص را كه دختر زينب نيز بود، صدا زد و با دست خود، آن گردنبند را به گردنش آويزان كرد.(14)  در چشم امامه، سفيدي چركيني وجود داشت كه رسول‌خدا(ص) شخصاً با دست خود بر آن كشيد و بدين‌سان، آن سفيدي چركين از ميان رفت. امامه برخلاف برادرش علي بن ابي العاص، زنده ماند و پس از آنكه خاله‌اش فاطمه‌‌ي زهرا، رضي الله عنها درگذشت، علي بن ابي‌طالب(رض) با او ازدواج نمود. ابوالعاص بن ربيع، دخترش امامه را به زبير بن عوام(رض) سپرده بود. زبير(رض) نيز امامه را به ازدواج علي بن ابي‌طالب(رض) درآورد. زماني كه علي(رض) به شهادت رسيد، امامه رضي الله عنها همسر وي بود. پس از شهادت علي(رض)، مغيرة بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب با امامه رضي الله عنها ازدواج نمود. امامه رضي الله عنها زماني درگذشت كه در ازدواج مغيرة بن نوفل بود. امامه، از مغيره باردار شده و پسري به نام يحيي به دنيا آورده كه در همان خردسالي درگذشته است و با مردن او، نسل زينب رضي الله عنها، پايان يافت و ادامه پيدا نكرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سيرة ابن هشام (2/296).
2) طبقات ابن سعد (8/32)؛ مستدرك حاكم (4/44).
3) سير أعلام النبلاء،‌472.
4) تاريخ الإسلام، از ذهبي، المغازي، ص69.
5) التاريخ الإسلامي، از ذهبي، المغازي، ص70.
6) دلائل النبوة از بيهقي (1/154).
7) الدوحة النبوية الشريفة ص41.
8) همان.
9) مجمع الزوائد هيثمي (9/216).
10) ازار يا لنگ، پارچه‌ي بلندي بود كه به دور كمر مي‌بستند.(مترجم).
11) صحيح مسلم، كتاب الجنائز (2/648).
12) صحيح مسلم، حديث شماره‌ي 543.
13) مسند احمد (6/101،261)، سندش، ضعيف است. الدوحة النبوية الشريفة، ص43.
14) طبقات ابن سعد (8/40)؛ الإستيعاب (4/245)؛ الدوحه النبوية الشريفة ، ص43.بنا بر قول صحيح، رقيه پس از زينب، در زماني به دنيا آمد كه رسول‌خدا(ص) سي وسه ساله شده بود. رقيه رضي الله عنها همزمان با مسلمان شدن مادرش خديجه رضي الله عنها اسلام آورد و همچون ساير مردم با رسول‌خدا(ص) بيعت نمود.پيشتر عقبة بن ابي لهب از او خواستگاري كرده بود، اما زماني كه سوره‌ي مسد، نازل شد، ابولهب به پسرش عقبة گفت: «اگر دختر محمد را طلاق ندهي، ديگر پسر من نيستي». رسول‌خدا(ص) نيز خواهان طلاق دخترش شده بود؛ همچنانكه رقيه نيز درخواست طلاق كرده بود. ام‌جميل، مادر عقبه كه قرآن، او را آتش‌بيار معركه و هيزم‌كش خوانده است، به عقبه گفت: «رقيه را طلاق بده، چراكه او، بي‌دين شده است». بدين‌ترتيب عقبه بن ابولهب، رقيه رضي الله عنها را طلاق داد و بدين‌سان خداي متعال، رقيه را گرامي داشت و او ار از دست عقبه رهانيد تا مايه‌ي خفت و خواري عقبه باشد. اين جدايي در شرايطي اتفاق افتاد كه عقبه و رقيه زندگي زناشويي خود را شروع نكرده بودند. عثمان بن عفان(رض) در مكه با رقيه رضي الله عنها ازدواج كرد و با او به حبشه و سپس به مدينه هجرت نمود. از اين رو رقيه، جزو كساني است كه از فضيلت دو هجرت برخوردارند.(1) 
رقيه رضي الله عنها در مدينه، پس از جنگ بدر وفات نمود. ابن شهاب زهري مي‌گويد: عثمان بن عفان(رض) به خاطر پرستاري از همسرش رقيه بنت رسول‌الله(ص) كه دچار حصبه شده بود، از حضور در جنگ بدر باز ماند.زماني كه زيد بن حارثه، مژده‌ي پيروزي بدر را به مدينه آورد، عثمان(رض) از خاكسپاري رقيه رضي الله عنها فارغ شده بود. ابوعمر بن عبدالبر مي‌گويد: علماي سيرت، در اين مورد اختلاف‌ نظر ندارند كه عثمان(رض) به دستور رسول‌خدا(ص) در غزوه بدر حضور نيافت تا از همسرش رقيه پرستاري نمايد و از اين رو در غنايم و همچنين پاداش بدر سهيم گرديد.(2)  رقيه رضي الله عنها در حبشه از عثمان(رض) باردار شد و پسري به نام عبدالله به دنيا آورد. از اين رو كنيه‌ي عثمان(رض) را ابو‌عبدالله گفته‌اند. عبدالله، دو سال عمر كرد. همچنين گفته شده كه عبدالله تا شش سالگي زنده بوده است؛ خروسي به چشمانش نوك زد. پس از آن، صورت عبدالله ورم نمود و به دنبال آن، عبدالله درگذشت. برخي گفته‌اند: رقيه، پيش از تولد عبدالله، از عثمان(رض) باردار شد؛ اما جنين سقط شد. به هر حال عبدالله به دنيا آمد و وفات نمود و پس از آن، رقيه تا پايان حياتش باردار نشد(3) 
ابن سعد در «طبقات» آورده است:‌ «رقيه رضي الله عنها به همراه عثمان(رض) به سرزمين حبشه هجرت كرد. در نخستين هجرت، از عثمان(رض) باردار شد؛ اما آن دفعه، جنينش را سقط كرد و پس از آن، پسري به نام عبدالله به دنيا آورد كه كنيه‌ي عثمان(رض) را به خاطر او، ابو‌عبدالله گفته‌اند.(4)  نسل رقيه رضي الله عنها با مردن عبدالله منقطع گرديد.(5) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الدوحة النبوية الشريفة، ص44؛ تفسير قرطبي (2/242).
2) الإستيعاب (4/1952).
3) الذرية الطاهرة از دولابي، ص53؛ الدوحة النبوية الشريفة، ص45.
4) طبقات (8/36).
5) الدوحة النبوية الشريفة، ص45.سومين خاله‌ي حسن بن علي(رض)، ام‌كلثوم است كه با كنيه‌ي خود، معروف شده و تنها نامي كه براي او ذكر كرده‌اند، اميه م