باري و ساير ویژگي‌های پسنديده‌اش گواهي داد‌ه‌اند.(8)  و اینک فرازی از سخنان اصحاب و تابعين(رض) در مورد معاویه(رض):
•	عمر ‌بن‌خطاب(رض) هنگام انتصاب معاويه(رض) به عنوان والی شام، فرمود: «از معاويه جز به نيكي ياد نكنيد».(9) 
•	علي(رض) هنگام بازگشت از جنگ صفين فرمود: «امارت معاويه(رض) را ناپسند ندانيد؛ به خدا سوگند كه اگر او را از دست بدهيد، سرهاي مردم، هم‌چون حنظل،(10)  بريده و افكنده خواهد شد.(11) 
•	باری ابن عمر(رض) فرمود: «پس از رسول خدا(ص)، کسی را ندیدم که در سیادت و فرمانروایی به معاويه(رض) برسد». گفته شد: حتي پدرت؟ پاسخ داد: «پدرم كه رحمت خدا بر او باد، از لحاظ مقام و منزلت بهتر و والاتر از معاویه(رض) بود، اما معاويه(رض) در سیادت و رهبری، از او خبره‌تر بود».(12) 
•	ابن عباس(رض) مي‌گويد: «کسی سزاوارتر از معاويه(رض) براي حكمراني (پادشاهي) نيافتم».(13)  به ابن عباس(رض) گفتند: معاويه(رض) فقط يك ركعت وتر مي‌گزارد. فرمود: «او، فقيه است».(14) 
بسیاری از پژوهشگران تاریخ و سیرت، و نیز دانشمندان علم رجال، درباره‌ی معاویه(رض)، سخن گفته‌اند؛ از جمله:
1ـ ابن تيميه مي‌گويد: «علما، اتفاق‌نظر دارند كه معاويه(رض)، بهترين پادشاه اين امت است؛ چراکه پیش از او، خلفاي راشدین(رض) زمام امور را به دست داشتند و او، نخستين پادشاه پس از رسول خدا(ص) است که حكومتش، از نوع نظام سلطنتی و آکنده از رحمت بود».(15) 
همچنین مي‌گويد: « هیچ‌یک از پادشاهان مسلمان، به خوبی معاویه(رض) نیست و شهروندان و توده‌ی هیچ‌یک از نظام‌های پادشاهی، بر مردمان دوران معاويه(رض) برتري ندارند».(16) 
2ـ ابن كثير مي‌گويد: مردم در سال 41 هجري با معاویه(رض) بيعت كردند؛ وی، از آن پس تا پایان حیاتش، اداره‌ی امور مسلمانان را به صورت رسمی برعهده داشت. در دوران حکومت معاویه(رض)، جنگ و جهاد بر ضد كفار، برپا بود و مسلمانان به اعلاي كلمة‌الله مي‌پرداختند. و غنايم فراواني از اطراف و اكناف، به مرکز حکومت اسلامی ارسال مي‌شد و مسلمانان، تحت رهبري معاویه(رض)، با آرامش تمام در سايه‌ی عدل و عدالت و گذشت، زندگی مي‌کردند.(17) 
3ـ ابن ابي‌العز حنفي مي‌گويد: اولين پادشاه مسلمانان كه بهترين پادشاهان آنان نيز به‌شمار مي‌رود، معاويه(رض) مي‌باشد.(18) 
4ـ ذهبي مي‌گويد: معاويه(رض)، اميرمؤمنان و پادشاه اسلام بود.(19)  معاويه(رض) فرموده است: بهترين پادشاهان، پادشاهی است كه عدلش بر ظلمش فائق آید.(20)  بدين ترتيب با ثبوت چنين بينش و منشی در مورد معاويه(رض) بعيد است كه چنين شخصيتي، مردم را به لعن و نفرین علی(رض) بر روی منابر تحريك كرده باشد. اگر بپذيريم كه واقعاً معاويه(رض) چنين اقدامي نموده، اين، بدان معناست كه سلف صالح و دانشمنداني كه پس از وي، به مدح و بزرگداشت او پرداخته‌اند، او را در ظلم و سركشي ياري رسانده و همگی به انحراف و گمراهي رفته‌اند.(21)  و اين، بهتان بزرگی به دانشمندان صحابه، تابعين(رض) و پيروان آنان مي‌باشد.
کسی که با سيرت و منش معاويه(رض) در مدت پادشاهي‌اش آشنا باشد و به شهرت آن بزرگوار در زمینه‌ی بردباري، گذشت، حسن تدبير و نیز رفتار درستش با زيردستان پي ببرد، متوجه خواهد شد كه بهتان‌هاي مزبور، جزو بزرگ‌ترين دروغ‌هايي است كه در مورد او ساخته و پرداخته شده است. معاويه(رض) در حلم و بردباري، زبان‌زد بود و از این‌رو الگویی برای همه‌ی نسل‌ها به‌شمار مي‌رود.(22)  اینک به ذکر چند سخن یا نمونه درباره‌ی حلم و بردباری معاویه(رض) مي‌پردازیم:
1ـ باري نزد عبدالملك‌بن‌مروان، یادی از معاويه(رض) به‌ميان آمد؛ عبدالملک گفت: «كسي سراغ ندارم كه به اندازه‌ي معاويه(رض)، بردبار، بخشنده و سخاوتمند باشد».(23) 
2ـ قبيصه‌بن‌جابر مي‌گويد: «هیچ‌کس را ندیدم كه به اندازه‌ي معاويه(رض)، بردبار، باوقار، آقا و بخشنده باشد و همچون او، دست گشاده‌اي در زمینه‌ي خیر و نیکی داشته باشد».(24) 
3ـ ابن كثير مي‌گويد: باري شخصی، به معاويه(رض) ناسزا گفت. به معاويه(رض) گفتند: آيا او را تنبيه نمي‌كني؟ فرمود: «از خداوند شرم مي‌كنم كه به‌خاطر يك لغزش رعيتم، حلم و بردباری خويش را زير‌ پا بگذارم (و او را نبخشم)».(25) 
4ـ شخصي به معاویه(رض) گفت: «اي معاويه! فرومايه‌تر و بزدل‌تر از تو كسي را نديده‌ام». معاويه(رض) فرمود: «آري، كسي كه با مردم، این‌گونه برخورد كند (و چنین گذشتی داشته باشد، بايد هم چنين تصوري نسبت به او به وجود آید)».(26) 
آيا با این‌همه صبر و خویشتن‌داری معاویه(رض) در برابر عده‌اي نادان، آن هم در زمانی که امیر مؤمنان بود، عاقلانه است که بپذیریم معاویه(رض) دستور دهد که بر منبرها و در شهرها و مناطق مختلف، به لعن و نفرين خليفه‌ي راشد رسول خدا(ص)، علي‌بن‌ابي‌طالب(رض) بپردازند، آن‌چنانکه اين ناسزاگویی در زمان امويان ادامه یابد و سرانجام عمر ‌بن ‌عبدالعزيز، آن را ممنوع نماید؟! هر انسان عاقل و خردمندی خود مي‌تواند در اين زمينه قضاوت كند.(27) 
روافض، براي بستن افترا‌ به معاويه(رض) در زمینه‌ی ناسزاگویی به علی(رض)، به روایتی استناد كرده‌اند که در صحیح مسلم آمده است؛ حال آنکه روایت مسلم رحمه الله، به هيچ‌وجه ادعا و بهتانشان در مورد معاويه(رض) را به اثبات نمي‌رساند. روایت مذکور، از این قرار است: عامر ‌بن ‌سعد ‌بن ‌ابي‌وقاص(رض) از پدرش روايت مي‌كند كه معاويه از وی پرسيد: اي سعد! چه چيزي باعث شد كه ابوتراب (علي(رض)) را دشنام ندهي؟ سعد(رض) پاسخ داد: «به‌ياد دارم كه رسول خدا(ص) سه ويژگي و خصوصيت را برای علي(رض) بیان نمود و اگر من يكي از اين ويژگي‌ها را داشته باشم، برايم از شتران سرخ‌رنگ بهتر است».(28)  امام نووي در شرح اين روایت مي‌گويد: در اين روایت هیچ تصریحی بدين نكته نشده که معاويه(رض) به سعد(رض) دستور داده باشد كه به علي(رض) دشنام دهد؛ بلكه متن روایت، حاكي از آن است كه معاويه(رض) از سعد(رض) می‌پرسد كه چه چیزی، تو را از دشنام دادن علي‌بن‌ابي‌طالب(رض) باز داشته است؟ آيا از روي تقوا و پرهيزگاري است که به علي(رض) دشنام نمي‌دهي يا ‌ترس، مانع تو از این کار می‌گردد و يا دليل ديگري داري؟ اگر از روي تقوا و به‌احترام علي(رض)، به او دشنام نمي‌دهي، پس كار درستي مي‌كني، اما اگر دليل ديگري براي اين كار داري، پس این، بحثي ديگر است. احتمال دارد سعد(رض) در طايفه‌اي بوده كه همگان به علي(رض) دشنام مي‌داده‌‌اند و تنها سعد(رض) از اين كار خودداري مي‌كرده است. لذا اين سؤال براي معاويه(رض) پيش آمد كه چه چیزی، سعد(رض) را از ناسزاگویی به علي(رض) باز داشته است؟ برخي، اين روایت را چنین توجيه كرده‌اند كه منظور معاويه(رض) این بوده كه اي سعد! چرا با اجتهادات و ديدگاه‌هاي علي‌بن‌ابي‌طالب(رض) مخالفت نمي‌ورزي و به تبليغ آرا و ديدگاه‌هاي ما در ميان مردم نمي‌پردازي؟(29) 
ضرار صدائي، نزد معاويه(رض) در مدح علي‌بن‌ابي‌طالب(رض) سخنانی بر زبان آورد؛ معاويه(رض) سخنان ضرار صدائی را تصدیق نمو