نجامد که جامعه‌ی اسلامی را با مشکلات و چالش‌هایی جدی، روبرو مي‌نماید؛ چنانچه مسلمانان، در فتنه‌ي قتل عثمان(رض) اين رویه‌ي نادرست را تجربه كردند.(10)  حق نظارت همگانی بر عملکرد حاکم، برگرفته از سخنان و رویکرد خلفاي راشدين(رض) است؛ به عبارتی بر اساس شیوه‌ي حکمرانی خلفای راشدین(رض) می‌توان به وجود اصل نظارت همگانی بر عملکرد حکومت، پی برد. و اینک فرازی از سخنان خلفای راشدین(رض) در این باره:
•	ابوبكر صديق(رض) : ««اگر نيك و درست عمل كردم، مرا ياري کنید و اگر بد و نادرست رفتار نمودم، اصلاحم نمایید».(11) 
•	عمر فاروق(رض) : «محبوب‌ترين مردم، نزد من كسي است كه عيوب مرا به من متذكر ‌شود».(12)  و نیز فرموده است: «از آن مي‌ترسم كه خطايي از من سر زند، اما هيچ‌یک از شما جرأت نكند به من تذكر دهد».(13) 
•	عثمان (رض) : «اگر در كتاب خدا آيه‌اي يافتيد كه بر اساس آن، باید مرا در قيد و بند نمایيد، پس حتماً اين كار را انجام دهيد».(14)  (كنايه از اين است كه عثمان(رض) خود را در برابر احكام قرآن تسليم محض مي‌دانست).
•	علي (رض) : «اين، حق شماست (که خود، زمام امورتان را به هر کس که بخواهید، بسپارید) و هيچ‌كس در آن حقي ندارد مگر اينكه خودتان، او را زمامدار خویش قرار دهید. من نيز بدون (خواست و پشتوانه‌ي) شما هیچ ولایتی بر شما ندارم».(15) 
در دوران خلفاي راشدين(رض) همه، اتفاق نظر داشتند كه نظارت بر حاکم، حق امت اسلامي است و شهروندان، مي‌توانند عملکرد رییس حکومت را نقد كنند و هيچ‌كس، اين موضوع را رد نكرده است.(16)  این اتفاق نظر، بيانگر آن است كه آنها فهم و قرائت صحيحي از كتاب خدا داشتند و روش صحيح و درستی در تعامل با سنت پيامبر اکرم(ص) در پیش گرفته بودند.(17) 
هـ : خليفه و زمامدار امور مسلمانان، باید اقدامات لازم را براي حل مسایلي كه نصي پيرامون آن نيامده، بر ‌اساس مصالح مرسله و در چارچوب شورا انجام دهد تا حكمي كه صادر مي‌كند در جهت مصالح عمومي امت اسلامی و مناسب حالِ آنان باشد. چنانچه ابوبكر صدیق(رض) درباره‌ی جمع‌آوري قرآن، و عمر فاروق(رض) در مورد زمينهاي سواد(18)  و همچنين پیرامون نهادهای اجرایی و اداري مانند ايجاد ديوان ماليات و ديوان مربوط به سربازان و امور ‌نظامي، چنین رویکردی داشتند و عثمان(رض) نیز در مورد جمع‌آوري مصاحف قرآنی و ارسال يك نسخه‌ي هماهنگ و واحد به بلاد اسلامی، به همین شکل، عمل كرد.
و: وجود اختلاف، ميان علما و دانشمندان امت اسلامي، امري طبيعي است. به‌طور قطع اختلاف انديشه، به اختلاف نظرات و ديدگاه‌ها مي‌انجامد؛ چنانچه در سقيفه‌ي بني‌ساعده پيرامون انتخاب جانشین پيامبر(ص)، و پس از تعیین خلیفه، در مورد جمع‌آوري قرآن و رویارویی با مرتدان، چنین اختلافاتی بروز كرد، اما امت اسلامي و در رأس آنان دانشمندان امت، موظفند در اوج اختلافاتي كه با هم دارند، برادري، خيرخواهي و مصالح جامعه‌ي اسلامي را مد‌نظر قرار دهند؛ زيرا در غیر این صورت، امت اسلامي با چالش‌ها و‌ مشکلاتی جدی روبرو مي‌گردد. بديهي است در چنين مواقعي باید برای حل و فصل اختلافات، به كتاب خدا و سنت پيامبر اکرم(ص) رجوع نمود.(19) 
ز: خلاصه اینکه در نظام سياسي و اداری خلافت راشده، مرجع و منبع اصلي (كه فراتر از هر شخص يا قانونی است)، كتاب خدا و سنت پیامبر اکرم(ص) مي‌باشد و احكام و قوانيني كه در آن به تصويب مي‌رسد، منطبق با احكام شرعي است كه ريشه‌اي آسماني دارد. حاكم در نظام سياسي خلافت راشده، تحميلي نیست و باید منتخبِ مردم و شوراي مسلمانان باشد و هر کس، به عنوان حاكم انتخاب گردد، همچون سایر كارمندان دولت و شهروندان است و برایش از بيت‌المال، مستمری و حقوقی همسان حقوق دیگران تعيين مي‌شود و نمي‌تواند در بيت‌المال برای منافع شخصی، دخل و تصرفي نمايد. همچنين در اين سيستم سياسي، نظام شورا، فراگير و همه‌جانبه است تا به وسيله‌ي آن، ميان آحاد جامعه‌ي اسلامي، هماهنگي و انسجام صورت گيرد. امت اسلامي در اين نظام در تمامي صحنه‌ها حضور فعال و حق مشاركت دارند. از لحاظ اجتماعي نيز نظام مزبور از ويژگی‌های خاصي برخوردار است؛ چنانچه نظام اجتماعي خلفاي راشدین(رض) مبتني بر ايمان بود و مانع انجام برخي امور در حیطه‌ی تحت سلطه‌ي خويش مي‌شد و با نژاد‌پرستي مبارزه مي‌كرد. اين نظام در خدمت یکایک مسلمانان، و مدافع حقوق بشر بود و ضمن حمايت از حدود و موازي حکومت اسلامي، توجه ویژه‌ای به حفظ وحدت داشت. در نظام اسلامی، همه اعم از حاكم و توده‌ي مردم، در قبال فرهنگ و تمدن اسلامي مسؤولند. آنچه بیان شد، مهم‌ترین مفاهیم و زیرساخت‌های خلافت اسلامي است كه سرلوحه و الگوی نیکی برای همه‌ی حكومتها در تمام ادوار مي‌باشد. مسلمانان از اين نظام حكومتي با عنوان «خلافت راشده» ياد مي‌كنند؛ زيرا اين دوره‌ي حكومتي كاملاً متفاوت و متمایز از ساير سيستمهاي حكومتي است.(20)  به همين سبب حسن بن علي(رض) در پیمان صلح، این شرط را مطرح کرد كه معاويه(رض) در ساختار حکومتی خویش، مطابق كتاب خدا و سنت پيامبر اکرم(ص) و سيرت و روش خلفاي راشدين(رض) عمل نمايد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسة في تاريخ الخلفاء الامويين‏، ص68.
2) الصواعق المحرقه (2/399).
3) الشيعۀ و اهل البيت ص54.
4) منتهي الآمال (ج2/212)  به نقل از الشيعۀ و أهل البيت، ص 54.
5) فقه التمكين في القرآن الكريم ، صلابي ، ص 432.
6) نظام الحكم في الاسلام، ص 227.
7) البداية و النهاية (6/306).
8) ابوداود (4/201) و ترمذي (5/44). ترمذي اين حديث را حسن صحيح دانسته است.
9) صحيح سنن الترمذي از آلباني رحمه الله (3/200)
10) الخلفاء ‌الراشدون أعمال و أحداث، امين القضاة ص 13.
11) البداية و النهاية (6/306).
12) البداية و‌النهاية (6/305).
13) الشيخان ابوبكر و عمر، ص231.
14) همان ص231 و نظام‌ الحكم في عهد الخلفاء ‌الراشدين ص 198.
15) مسند احمد (524). سند اين روايت به عثمان(رض) مي‌رسد.
16) تاريخ طبري (5/444 و 457).
17) الدولة و السيادة في‌الفقه الاسلامي، فتحي عبد‌الكريم ص 378.
18) سواد، ناحيه‌اي از عراق است كه مسلمانان در دوران عمر فاروق (رض) فتح كردند؛ اين ناحيه سرسبز و حاصلخيز، از نخل و گياهان ديگر پوشيده شده بود و از شدت سبز‌‌‌ بودن سياه به‌نظر مي‌رسيد. (مترجم)
19) علي بن ابي‌طالب، صلابي (1/345).
20) الذاكرة التاريخيۀ للأمۀ، قاسم محمد ص70.معاويه(رض)، عبدالرحمن بن سمره و عبدالله بن عامر بن كريز را برای گفتگوهای صلح، نزد حسن بن علي(رض) فرستاد و به آن‌دو دستور داد كه اموالي را به حسن(رض) پيشنهاد كنند و هر چه خواست به او بدهند. حسن(رض) خطاب به فرستادگان معاويه(رض) فرمود: ما فرزندان عبدالمطلب پيش از اين نيز چنين مالهايي را تجربه كرده‌ايم. و اينك اين امت، در معرض قتل و خونريزي قرار گرفته است.(1)  آن‌دو گفتند: معاويه از تو درخواست صلح كرده و در قبال آن، چنين و چنان خواهد كرد. حسن(رض) گفت: چه كسي ضمانت خواهد كرد كه معاويه(رض) به پیمانش وفا کند؟(2)  گفتند: ما