‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) حكم‌ داده‌ شده‌ كه‌ شما در تبليغ‌ احكام‌ خداوندي‌ از هيچ‌ كوششي‌ دريغ‌ نورزيد، خداوند متعال‌ شما را حفاظت‌ خواهد كرد، كافران‌ بپذيرند يا نپذيرند، شأن‌ تبليغ‌ شما از آن‌ متأثر نمي‌گردد؛ چراكه‌ هدايت‌ كافران‌ در دست‌ الله است‌، نه‌ به‌ دست‌ شما.
اين‌ خلاصه‌ و مطلب‌ آيه‌ از الفاظ‌، ترجمه‌، سياق‌ و سباق‌ آن‌ مي‌باشد، با احتمالات‌ بسيار بعيد هم‌ نه‌ عقيده‌ي‌ امامت‌ ثابت‌ مي‌شود و نه‌ امامت‌ بلافصل‌ حضرت‌ علي‌ (رض)!
2ـ طبق‌ رأي‌ علامه‌ ابن‌تيميه‌ و جمهور مفسرين‌، اين‌ آيه‌، عقيده‌ي‌ امامت‌ را ردّ مي‌كند؛ چراكه‌ در اين‌ آيه‌، به‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) دستور داده‌ شده‌ تمام‌ احكام‌ دين‌ را برساند، پس‌ اگر عقيده‌ي‌ امامت‌ حكمي‌ از احكام‌ دين‌ مي‌بود، چگونه‌ ممكن‌ است‌ كه‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) آن‌ حكم‌ را در ملأ عام‌، واضح‌ و روشن‌ به‌ امت‌ بيان‌ نكرده‌ باشند؟ به‌ همين‌ علت‌، حضرت‌ عايشه‌ ـ رضي‌الله عنها ـ مي‌فرمايد: «شخصي‌ كه‌ گمان‌ برد حضرت‌ محمد مصطفي‌ (ص) چيزي‌ از وحي‌ را مخفي‌ نگه‌ داشته‌، دروغگوست‌؛ چراكه‌ الله تعالي‌ به‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) دستور داد، تمام‌ دين‌ را به‌ امت‌ ابلاغ‌ كند».
همچنين‌ اگر حكم‌ عقيده‌ي‌ امامت‌ يا امامت‌ بلافصل‌ حضرت‌ علي‌ (رض) را حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) به‌ امت‌ رسانيده‌ باشند، چگونه‌ ممكن‌ است‌ كه‌ امت‌ بر آن‌ حكم‌، عمل‌ نكند يا حداقل‌ به‌ هنگام‌ اختلاف‌، از آن‌ حكم‌ استدلال‌ نشود، در حالي‌ كه‌ پس‌ از وفات‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) صحابه‌ كرام‌ از مهاجرين‌ و انصار وقتي‌ كه‌ در «سقيفه‌ي‌ بني‌ساعده‌» گرد هم‌ آمدند، دلايل‌ مختلفي‌ پيش‌ كردند، امّا هيچ‌ يك‌ از ايشان‌ اين‌ نص‌ (عقيده‌ي‌ امامت‌) را مطرح‌ نكردند.
و پس‌ از آن‌ نيز خلافت‌ حضرت‌ عمر فاروق‌ (رض) و حضرت‌ عثمان‌ غني‌ (رض) و واقعات‌ شورا‌ روي‌ داد، چرا هيچ‌ فردي‌ از صحابه‌ ـ كه‌ حضرت‌ علي‌ (رض) نيز يكي‌ از آنان‌ بود ـ چنين‌ نصي‌ را مطرح‌ نكرد، حتي‌ در دوره‌ي‌ خلافت‌ خود حضرت‌ علي‌ (رض) اختلافاتي‌ بروز نمود، ولي‌ در آن‌ هنگام‌ نيز، كسي‌ از اصحاب‌ (به‌ شمول‌ اهل‌ بيت‌) نص‌ عقيده‌ي‌ امامت‌ را اظهار نكرد، آيا اين‌ همه‌، دليل‌ روشني‌ بر عدم‌ وجود چنين‌ نصي‌ نيست‌؟ و اين‌ ادعا، ادعاي‌ محض‌ بدون‌ دليل‌ است‌؛ ادعايي‌ كه‌ هيچ‌كدام‌ از صحابه‌ و اهل‌ بيت‌، نه‌ قايل‌ به‌ آن‌ بودند و نه‌ ناقل‌ آن‌!
3ـ نويسندگان‌ شيعه‌ مدعي‌ هستند كه‌ اين‌ آيه‌، پس‌ از «حجةالوداع‌» و پيش‌ از خطبه‌ي‌ «غدير خم‌» نازل‌ شده‌ است‌، پس‌ از نزول‌ همين‌ آيه‌، آن‌حضرت‌ (ص) در تاريخ‌ 18 ذي‌الحجه‌ سال‌ دهم‌ هجري‌ در محلي‌ به‌ نام‌ «غدير خم‌»، امامت‌ علي‌ (رض) را اعلام‌ كردند، كساني‌ كه‌ خطبه‌ي‌ رسول‌الله (ص) در حجةالوداع‌ را كه‌ در ميدان‌ عرفات‌ در تاريخ‌ 9 ذي‌الحجه‌ در برابر هزاران‌ صحابه‌ (رض) ايراد نمودند، خوانده‌اند به‌ خوبي‌ مي‌دانند كه‌ در اين‌ خطبه‌ي‌ تاريخي‌ حجةالوداع‌ وقتي‌ كه‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) حضار را از مسايل‌ بنيادي‌ و مهم‌ دين‌ اسلام‌ آگاه‌ مي‌كردند، در آخر رو به‌ اصحاب‌ فرمودند:
«وقد تركت‌ فيكم‌ ما لم ‌تضلوا بعده‌ إن‌ اعتصمتم‌ به‌؛ كتاب‌ الله وأنتم‌ تسئلون‌ عني‌ فما أنتم‌ قائلون‌؟ قالوا: ونشهد أنك‌ قد بلغت‌ وأديت‌ ونصحت‌. فقال‌ - بأصبعه‌ السبابة يرفعها إلي‌ السماء وينكتها إلي‌ الناس‌ و يقول‌-:  اللهم‌ اشهد! اللهم‌ اشهد! اللهم‌ اشهد! ثلاث‌ مرات‌» ( رواه‌ مسلم‌: 1/ 397.). 
بدانيد كه‌ من‌ در ميان‌ شما چيزي‌ از خود به‌ جا مي‌گذارم‌ كه‌ اگر به‌ آن‌ چنگ‌ بزنيد هرگز گمراه‌ نخواهيد شد و آن‌ كتاب‌ الله است‌ و درباره‌ي‌ من‌ از شما پرسيده‌ خواهيد شد، آن‌گاه‌ چه‌ جواب‌ خواهيد داشت؟ حاضرين‌ عرض‌ كردند: ما گواهي‌ مي‌دهيم‌ كه‌ شما به‌ طور كامل‌ ابلاغ‌ كرديد، حق‌ آن‌ را ادا نموديد و خيرخواه‌ ما بوديد. پس‌ از آن‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) در حالي‌ كه‌ انگشت‌ سبابه‌اش‌ را به‌ طرف‌ آسمان‌ بلند نموده‌، رو به‌ مردم‌ كرده‌ فرمودند: پروردگارا! گواه‌ باش‌، پروردگارا! گواه‌ باش‌، پروردگارا! گواه‌ باش‌.
حالا چگونه‌ ممكن‌ است‌ كه‌ در نهم‌ ذي‌الحجه‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) با گواه‌ ساختن‌ الله تعالي‌، از صحابه‌ي‌ كرام‌ (رض) اقرار و اعتراف‌ بگيرند كه‌ من‌ تمام‌ عقايد و احكام‌ ديني‌ را به‌ شما ابلاغ‌ نمودم‌ و در تاريخ‌ 18 ذي‌الحجه‌ در محلي‌ به‌ نام‌ «غدير خم‌» عقيده‌اي‌ را كه‌ به‌ قول‌ ايشان‌ مخفي‌ نگه‌ داشته‌ بود! اظهار كنند، آيا اين‌ مطلب‌ براي‌ خواننده‌اي‌ كه‌ انصاف‌پسند باشد قابل‌ درك‌ و فهم‌ است‌؟!
4ـ تمام‌ روايات‌ مستندي‌ كه‌ در شأن‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ي‌ كريمه‌: (‏ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ)وارد شده‌ همگي‌، ادعاي‌ مبني‌ بر نزول‌ اين‌ آيه‌ در حجة الوداع‌ را نفي‌ مي‌كند.
از رواياتي‌ كه‌ علامه‌ ابن‌ جرير طبري‌، امام‌ ثعالبي‌، امام‌ فخرالدين‌ رازي‌، علامه‌ قرطبي‌، علامه‌ آلوسي‌ و جمهور مفسرين‌ از حضرت‌ عبدالله بن‌ شفيق‌، حضرت‌ عايشه‌ و حضرت‌ عبدالله بن‌ عباس‌ (رض) ذكر كرده‌اند، معلوم‌ مي‌شود كه‌ اين‌ آيه‌ خيلي‌ قبل‌ از حجة الوداع‌ نازل‌ شده‌ بود. از بعضي‌ روايات‌ چنين‌ برمي‌آيد كه‌ اين‌ آيه‌ «مكّي‌» است‌ ولي‌ بيشتر مفسرين‌، اين‌ آيه‌ را «مدني‌» مي‌دانند. 
علامه‌ قرطبي‌ (رح) مي‌نويسد:
دليل‌ مدني‌ بودن‌ اين‌ آيه‌ روايتي‌ است‌ كه‌ امام‌ مسلم (رح)‌ در صحيح‌ خويش‌ از حضرت‌ عايشه‌ (رضي‌ الله عنها) نقل‌ كرده‌ است‌، حضرت‌ عايشه‌ (رضي‌الله عنها) مي‌فرمايد: «پس‌ از آمدن‌ به‌ مدينه‌، شبي‌ رسول‌الله (ص) بيدار بودند و فرمودند: كاش‌ يكي‌ از اصحابم‌، از من‌ نگهباني‌ مي‌كرد، حضرت‌ عايشه‌ (رضي‌الله عنها) مي‌فرمايد: در اين‌ هنگام‌ صداي‌ تصادم‌ شمشيرها به‌ گوش‌ رسيد، حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) پرسيدند: كيستي‌؟ گفت‌: سعد بن‌ ابي‌وقاص‌ هستم‌، حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) فرمودند: براي‌ چه‌ آمدي‌؟ گفت‌: احساس‌ كردم‌ خطري‌ متوجه‌ شماست‌، براي‌ حفاظت‌ و نگاهباني‌ از شما آمده‌ام‌، حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) در حق‌ وي‌ دعا كردند و خوابيدند».
علاوه‌ بر صحيح‌ مسلم‌ در روايات‌ ديگري‌ مي‌آيد كه‌ در اين‌ هنگام‌، آواز شمشيرها را شنيدم‌، حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) پرسيدند: كيستي‌؟ پاسخ‌ دادند: ما سعد و حذيفه‌ هستيم‌، براي‌ نگاهباني‌ از شما آمده‌ايم‌. رسول‌ الله (ص) به‌ خواب‌ رفتند، حتي‌ كه‌ ما آواز خواب‌ ايشان‌ را شن