َكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً ‏	(النساء / 1)
«اي مردمان از (خشم) پروردگارتان بپرهيزيد. پروردگاري كه شما را از يك انسان آفريد و (سپس) همسرش را از نوع او آفريد، و از آن دو نفر مردان و زنان فرواني (بر روي زمين) منتشر ساخت. و از (خشم) خدايي بپرهيزيد كه هميدگر را بدو سوگند مي‌دهيد، بپرهيزيد از اين‌كه پيوند خويشاوندي را گيسخته داريد (و صله رحم را ناديده گيريد)؛ زيرا كه بي‌گمان خداوند مراقب شما است (و كردار و رفتار شما از ديد او پنهان نمي‌ماند)». ‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً ‏‏ يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً ‏	(الاحزاب / 70-71)
«اي مؤمنان! از خدا بترسيد (و خويشتن را با انجام خوبي‌ها و دوري از بدي‌ها، از عذاب او در امان داريد) و سخن حق و درست بگوييد ... * در نتيجه خدا (توفيق خيرتان مي‌دهد و) اعمالتان را بايسته مي‌كند و گناهان‌تان را مي‌بخشايد و هركه از خدا و پيغمبرش فرمانبرداري كند، قطعاً به پيروزي و كاميابي بزرگي دست مي‌يابد».  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ‏	(آل عمران / 102)
«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد آن‌ چنان كه بايد از خدا ترس داشته باشيد، از او بترسيد (و با انجام واجبات و دوري از منهيات گوهر تقوي را به دامان گيريد) و شما نميريد، مگر آن‌كه مسلمان باشيد». 
بهتر آن است كه برخي از احاديث به آيات فوق اضافه شود. براي مثال احاديث زير مناسب‌اند:
«نكاح روش و سنت من است هركس از آن روي‌ردان شود، جزو (امت) من به شمار نمي‌رود». ، «ازدواج نماييد تا نسل‌تان بيشتر شود و من در روز قيامت به فراواني شما افتخار مي‌كنم».
امام نووي مي‌فرمايد: «حداقل خطبه عقد آن است كه شامل «حمد» و سپاس خداوند و «صلوات» بر رسول خداص و توجيه و سفارش به پرهيزكاري در آشكار و پنهان باشد و در آن خطاب به عروس و داماد گفته شود: خداوند زندگي مشترك شما را مبارك گرداند و باران رحمتش را بر زمين زندگي‌تان بباراند و الفت و محبت را اساس زندگي شما قرار دهد.
خطبه‌اي كه بيان گرديد، مستحب است و چنانچه چيزي از آن هم گفته نشود، به اتفاق علما عقد نكاح صحيح است. رأي ارجح آن است كه لازم نيست داماد خطبه و مطالب خاصي به جز قبول نكاح بگويد: بدين معني كه هرگاه ولي عروس گفت: من فلاني را به عقد و نكاح تو درآوردم،‌ داماد هم بلافاصله بگويد: «ازدواج و همسري يا نكاح او را قبول دارم». 
پس از اجراي صيغه عقد و «ايجاب» از طرف ولي و «قبول» از طرف داماد، به خاطر حفظ حقوق طرفين مسايل مورد اتفاق در عقد ازدواج در دفتر رسمي بايستي ثبت بشود. هرچند اين ثبت نمودن از نظر شرعي واجب نيست، اما به خاطر حفظ حقوق و مصالح طرفين ضروري است.
همه علما اتفاق ‌نظر دارند كه صحت نكاح مشروط به حضور ولي و دو نفر شاهد عادل است.

مبحث سوم : موانع ازدواج شرعي
در ازدواج شرط است كه زن جزو محارم دائم يا موقت مرد نباشد و ازدواج و اجراي صيغه عقد ميان زن و مردي كه با هم محرمند و ازدواج آنها براي هميشه يا موقت حرام باشد يا در آن شبهه‌اي وجود داشته يا در مورد آن ميان علما اختلاف ‌نظر وجود داشته باشد، ازدواج منعقد نمي‌شود. مانند: نكاح خانمي كه در ايام عده «طلاق بائن» قرار دارد. ازدواج با خواهر همسري كه طلاق داده شده اما هنوز در ايام «عدّه» قرار داشته باشد. ازدواج با دو زن كه با هم محرم باشند، مانند:‌ازدواج با عمه يا خاله همسر.
هم‌چنين ازدواج با محارمي كه مانند: خواهر، دختر، عمه و خاله و ... براي هميشه حرام و نامشروع است.
محرمات ابدي
سه عامل اصلی: خويشاوندي، دامادي، رضاع، باعث مي‌شوند كه ازدواج برخي از انسان‌ها براي هميشه ممنوع و نامشروع باشد. اين آيه قرآن همه آن موارد را ذكر نموده است:‏وَلاَ تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتاً وَسَاء سَبِيلاً ‏ حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاَتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَآئِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلاَئِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِكُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إَلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً ‏‏ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً ‏	(النساء / 22-24)
«با زناني ازدواج نكنيد كه پدران شما با آنها ازدواج كرده‌اند. زيرا اين كار عمل بسيار زشتي است. و (نزد خدا و مردم) مبغوض بوده و روش بسيار نادرستي است. مگر آن‌چه گذشته (و در زمان جاهليت انجام گرفته) * خداوند بر شما حرام نموده است ازدواج با مادران‌تان، دختران‌تان، خواهران‌تان، عمه‌ها و خاله‌هايتان، برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌هايتان و مادراني كه به شما شير داده‌اند. خواهران شيريتان، مادران همسران‌تان، دختران همسران‌تان كه از مردان ديگري هستند و تحت سرپرستي و كفالت شما قرار دارند و با مادران‌شان قبلاً هم ‌بستر شده‌ايد، اما اگر با مادران‌آنها هم ‌بستر نشده‌ايد، گناهي (در ازدواج با چنين دختران) بر شما نيست. همسران پسران صلبي خود، و اين‌كه دو خواهر را با هم جمع كنيد، مگر آن‌چه گذشته است (كه با طلاق يكي از آنها قلم عفو بر گذشته آنان كشيده مي‌شود) بي‌گمان خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است * و زنان شوهردار (بر شما حرام شده) مگر زناني كه در (جنگ با كفار) اسير كرده‌ايد (زيرا نكاح آنها باطل مي‌شود و پس از سپري شدن عده) ازدواج با آنها جايز است. اين موارد را خداوند بر شما واجب گردانيده (پس آن‌چه را كه او بر شما حرام نموده حرام بدانيد و آن را مراعات كنيد) براي شما ازدواج با زناني ديگر ـ به جز آنهايي كه گفته شد ـ‌ حلال گشته است و مي‌توانيد با اموال خود (از راه شرعي