ا به قید نگارش درآور (نه حدیث غیر ثابت و نه سخن دیگران) دوم روایت احادیثی که نزد دو تن یکی عمره(14)  دختر عبدالرحمن انصاری و دیگری قاسم بن محمدبن(15)  ابی‌بکر است، حتماً به قید نگارش درآورید» زیرا این دو تن از شاگردان(16)  ام‌المؤمنین عایشه (رضی‌الله عنها) و از آگاه‌ترین مردم(17)  به احادیث روایت شده عایشه ام‌المؤمنین بوده‌اند. 
عمربن عبدالعزیز نظیر همان فرمانی را که برای ابن حزم فرستاد به تمام عاملان خود در همة استان‌ها و شهرهای(18)  بزرگ فرستاد و نخستین کسی که در زمان حیات عمربن عبدالعزیز به اطاعت از این فرمان موفق شد دانشمند معروف حجاز و شام محمدبن مسلم‌بن شهاب زهری مدنی (م ـ 124) بود که کتاب حدیثی را(19)  به نگارش درآورد، و عمربن عبدالعزیز دفاتر بسیاری(20)  را از رونویسی آن کتاب تهیه کرد و به همة جاهای دور و نزدیک جهان اسلام فرستاد، و زهری از این راه حق داشت که به اقدام خود افتخار کند و بگوید: «لم یدوّن هذا العلم أحدٌ قبل تدوینی» یعنی: در تدوین این علم و نگارش کتاب حدیث کسی بر من(21)  سبقت نگرفته است، و همین زهری گفته است: «ما محدثان از نگارش امتناع می‌داشتیم(22) ، اما این اُمرا بودند که ما را به کتابت وادار نمودند، پس صلاح دیدیم که احدی از مسلمانان را از نوشتن باز نداریم».(23)  
صدور فرمان‌های عمربن عبدالعزیز در زمینة نگارش کتب حدیث برای تمام اُمرا و خلفای بعدی سرمشق گردید، و در یک زمان از تمام شهرهای بزرگ و کوچک نگارش کتب احادیث آغاز گردید، و چون تاریخ شروع یکایک کاتبان و مصنفان دقیقاً با ماه و سال معلوم نبوده است، دربارة نخستین کسی که به نگارش کتاب حدیث پرداخته نظرهای زیر اظهار گردیده است: 
1- ذهبی(24)  در شرح حال خالدبن معدان نوشته است که وی هفتاد تن از صحابی را دیده، و دانش وی نیز در مُصحفی جمع شده است آنگاه از قول سفیان‌بن عیینه افزوده است «احدی بر خالدبن معدان (در این زمینه) تقدّم ندارد، وی متوفی (م ـ 103 یا 104) بوده است. 
2- برخی همان ابن حزم را ـ که نخستین کسی بود عمربن عبدالعزیز فرمان نگارش کتاب حدیث را برای او فرستاد ـ آغاز‌کنندة نگارش کتاب حدیث(25)  می‌دانند، ولی کسی از نوشته‌های او خبری نداده است و مالک‌بن انس می‌گوید من از پسر ابن حزم دربارة کتبی که پدرش تدوین کرده است پرسش کردم، او در پاسخ گفت این کتاب‌ها از بین رفته‌اند. 
3- ابن حجر عسقلانی(26)  ربیع‌بن صبیح و سعیدبن عروبه را که هر دو بصری بوده‌اند آغاز‌کنندگان نگارش کتاب حدیث شمرده و برخی ابن جریج که مکی و سعیدبن عروبه که بصری بوده آغاز‌کنندگان تدوین کتب حدیث به شمار آورده‌اند، و در کتاب «علل احمدبن حنبل»(27)  از قول فرزندش آمده است که: «به پدرم گفتم اولین کسی که به تصنیف اقدام نمود چه کسی بود؟ پدرم گفت: ابن جریج و سعیدبن عروبه و سپس از قول ابن جریج نقل کرد که: «احدی قبل از من به تصنیف دانش چنان که من انجام داده بودم نپرداخت».(28)  
----------------------------------------------------
1) تقیید العلم، خطیب بغدادی، ص 103 و جامع بیان العلم، ابن عبدالله اندلسی، ص 72 از ج 1. 
2) همان. 
3) جامع بیان العلم، ج 1، ص 73 و تقیید العلم، ص 99 و 100. 
4) همان. 
5) همان. 
6) همان. 
7) تاریخ بغداد، خطیب، ج 11، ص 232، به نقل علوم الحدیث، صبحی صالح، ص 35 و 36. 
8) فرقه‌های اسلامی، دکتر حسین عطوان، ص 333 به نقل از الفرق بین الفرق، ص 14. 
9) علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح به نقل از تاریخ طبری، ص 1820. 
10) تهذیب التهذیب، ج 12، ص 41. 
11) همان. 
12) همان. 
13) همان. 
14) تهذیب التهذیب، ج 12، ص 300، صبحی صالح، ص 37. 
15) همان. 
16) همان. 
17) همان. 
18) الرسالة المستطرفة،ص 4، به نقل از صبحی، ص 37. 
19) همان. 
20) جامع بیان العلم، ج 1، ص 76. 
21) الرسالة المستطرفة، کتانی، ص 4 به نقل از صبحی، ص 38. 
22) الاضواء، ابوریه، ص 262، به نقل از تقیید العلم و جامع بیان العلم و فضله، ج 1، ص 77 و طبقات ابن سعد، ج 2، ص 135 به نقل از صبحی، ص 38. 
23) همان. 
24) تذکرة الحفاظ، ذهبی، ج 1، ص 93. 
25) تهذیب التهذیب، ج 12، ص 40. 
26) قواعد التحدیث، جمال‌الدین قاسمی، ص 70، به نقل از فتح‌الباری. 
27) علل ابن حنبل، ج 1، ص 248. 
28) همان. همان‌گونه که بیان گردید، در اواخر قرن اول هجری به فرمان عمربن عبدالعزیز نگارش کتب احادیث آغاز گردید، و با پیمودن مراحل ششگانة ذیل ضبط و ثبت احادیث سیر تکاملی خود را طی نموده است و این مراحل از سال (99) تا عصر حاضر امتداد یافته است. مرحلة اول (از 99 تا 148)، که محدثان به ثبت محفوظات خویش بدون رعایت ترتیب (موضوعی یا راوی و غیره) اقدام کرده، و در کنار احادیث مطالب دیگری را نیز (از قبیل نکات فقهی و لغوی و ادبی) یادداشت می‌کردد. ولی از آثار این مرحله چیزی در دست نیست. مرحلة دوم (از 148 تا 204) محدثان نوشته‌های خود را به طور موضوعی مرتب کرده، و در کنار احادیث پیامبر(ص) اقوال اصحاب و فتاوای تابعین را هم یادداشت نموده‌اند، که بعد از وضع مصطلحات حدیث در دوران بعدی اقوال اصحاب و تابعین را به ترتیب «موقوف و مقطوع» نامیده‌اند، اما در این مرحله مانند مرحلة اول، نکات ادبی و فقهی و لغوی یادداشت نشده است، و از آثار این مرحله نیز کتاب تبویب شده‌ای غیر از موطای امام مالک (م ـ 179) چیزی باقی نمانده است. 
مرحلة سوم (از 204 تا 240) محدثان اقوال اصحاب و تابعین را از احادیث پیامبر(ص) جدا کرده، و همان‌گونه که احادیث خالص را در تألیفات جداگانه‌ای تنظیم می‌نمودند اقوال اصحاب و تابعین را نیز در تألیفات جداگانه‌ای می‌نوشتند، در این مرحله که دورة تألیف مسندها است مؤلفین روایات هر یک از اصحاب را جدا و برحسب موضوع در باب‌ها تنظیم می‌نمودند و روایات هر یک بر حسب تقدم و تأخر نخستین حرف نام آنها و گاهی نام قبیلة آنها، در الفبا، طبقه‌بندی می‌گردید و تألیفاتی که به همین صورت تألیف می‌شدند «مُسنَد»، نامیده می‌شدند، که در آنها غیر از عبارت حدیث پیامبر(ص) چیز دیگری نوشته نمی‌شد، اما در کنار احادیث صحیح احادیث ضعیفی نیز دیده می‌شدند که مؤلفین مساند نه صحت احادیث صحیح را و نه ضعف احادیث ضعیف را (هر چند که برای آنان و برای دیگران هم معلوم بود)، در آن کتاب‌ها بیان نمی‌کردند، مانند مسند امام احمد (م ـ 241) که در دسترس می‌باشد. 
مرحلة چهارم از (240 تا 300) محدثین علاوه بر اینکه فقط احادیث را در تألیفات خویش می‌نوشتند، از نوشتن احادیث ضعیف نیز در کنار احادیث صحیح خودداری می‌کردند و این مرحله به مرحلة تألیف «صحاح» معروف است و آثار بسیاری مانند صحیح بخاری و صحیح مسلم و غیره از آن مرحله باقی مانده است. 
مرحله پنجم که دنباله مرحله چهارم و از سال (260) آغاز گردید و تا اواخر سدة پنجم ادامه یافته است، مرحله تألیف کتب (سنن که سنن دارمی و سنن نسائی و ابن ماجه و ابوداود و ترمذی) و این چهار سنن مکمل «صحاح سته» هستند و سنن دارقطنی و بیهقی آثار آن مرحله هستند. 
مرحله ششم که از سال (300) آغاز و تا عصر حاضر ادامه یافته محدثین اولاً با استفاده از کتب اصلی (موطا و مسندها و صحاح و سنن‌ها) و جمع کردن احادی