<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">مناظرات ويژه اهل سنّت</a></body></html>سوفسطائيه گويند، در عالم واقع هيچ چيز وجود ندارد و هر چه وجود دارد سايه و تمثيلي از واقعيت است وتمام هستي و مرگ و زندگي و قيامت ودوزخ و بهشت و كفر وسلام و...، نمادي از واقعيت هستند و چيزي جزء خيال و رويا وجود ندارد.
    جهان هيچ با هيچان، خيال خواب ما پيچان      وگرخفته بدانستي كه در خواب است چه غم بودي
        يكي پاسخ ارم ديده، يكي داغ و الم ديده         و گر بيدار بودي او نه باغ و الم بودي  
       خيالي بيند آن خفته بانديشه فرو رفته            و گر زين خواب آشفته بجستي در نعم بودي
اهل سنت و جماعت گويند بحث و جدل با اين گروه هيچ فايده اي ندارد، ولي اگر آنها را در زندان بيندازي و به آنها آب و نان ندهيم و بگوييم كه هر چه مي كشيد واقعيت ندارد بلكه خواب و خيال است، زبان به اعتراف مي گشايند.وجوديه گويند هر چه هست خداست، و علم و جهل انسان و حيوانات و جهان و اسلام و قيامت و ...، همه كل و صورتي از خدوند است.
         بر هر انگشت نهي عين حق است آن               زان نيست معين كه كجا هست و كجا نيست
و باز مي گويند:
                  هر نقشي كه بر تخته هستي پيداست             آن نقش همان كس است كانرا آراست
                    درياي كهن كه برزند موجي نو                موجشش خوانند و حقيقت درياست 
                    آفتابي در هزاران آبگينه تافته                   پس برنگي هر يكي تاب عيان انداخته 

اهل سنت و جماعت ــ حاشا بر اينكه خدا هم خالق بشد هم مخلوق و هم رازق باشد هم مرزوق وهمعابد و هم معبود. خداوند بالا تر از اينست كه بخواهيم او را با حيوانات و اشياء مشابهت دهيم. «تمام كسانيكه در آسمان و زمينند، بنده و مخلوق خداوند مهربان هستند.»   مريم ــ93   معطليه گويند، عالم از زماني كه بوده، همينطور بوده، و همينطور هست و همينطور خواهد بود و خداوند نه در آن تغيير ايجاد كرده و نه تغيير شكل خواهد كرد و انسان نبايد نگران دنيا و سرنوشت در آن باشد.
              ما هيچ نه ايم و جمله ماييم                         گاهي چوسگيم و گه همائيم
        آنها كه آنها كه طلبكار خدائيد خدائيد           حاجت به طلب نيست شمائيد شمائيد
         چيزي كه كرده ايم گم از بهر چه جوئيد             با خويشتن آئيد، كجائيد كجائيد
         حرفيد و حروفيد و كلاميد و كتابيد                   جبرئيل و براقيد و رسوليد، شمائيد
اهل سنت و جماعت گويند امكان ندارد جهان و هستي بدون مدبّر و اداره كننده باشد و اگر چيزي وجود دارد خداوند آنرا آفريده و بنابي باني محال است. و ازلي بودن و ابدي بودن تنها مختص خداست.سابقيه گويند انسانها به دو دسته تقسيم مي شوند، دسته اولي از روز اول خوشبخت بوده و هيچ گناهي آنها را از سعادت دنيوي و اخروي دور نمي كند و گروهي ديگر ذاتاً بدبخت هستند و هر كار نيكي براي نجاتشان بي فايده است.
                   كاي ملائك باز آريدش به ما                كه به دستش چشم ودل روي رجا
                      لا ابالي وار آزادش كنيم                 وان خطاها را همه خط بزنيم
اهل سنت و جماعت گويند اعمال و فعل انسان است كه جايگاه او را در دنا وآخرت تعيين مي كند و اينگونه نيست كه انساني را بدون دليل محكوم كرده يا پاداش دهند. «گفتار پاكيزه به سوي خدا اوج مي گيرد  و خدا كردار پنديده را ارج مي نهد. و كساني كه نقشه هاي سوء مي كشند و ني رنگ بكار مي گيرند، عذاب سختي دارند.» فاطر ــ10علي عرشيه گويند، عرش اعلا قبله دعاست. انسان براي دعا دستهايش را بسوي بالا و آسمان مي برد و همان گونه با خداي خود صحبت       مي كند. پس خدا در عرش قرار دارد و از آنجا بر اعمال بندگان خود ناظر است. «خداوند مهرباني است كه بر عرش هستي قرار دارد».     طه ــ 5  اهل سنت و جماعت گويند خدا جسم نيست و خداوند نمي گويد، «اللّه» بر عرش قرار دارد، بلكه مي گويد «الرحمن» بر عرش قرار دارد. يعني خداوند مي خواهد توجه دعا كننده را به مهر خويش جلب كند. حلويه گويند تنها راه نزديك شدن به خدا راه دل است و اگر دل به عشق خدا راضي شود، ديگر انسان از هرگونه خطا و گناهي مبرا خواهد شدو انسان مي تواند معجزات پيامبران را انجام دهد، زيرا آنها اين معجزات را بدين خاطر انجام مي دادند، خدا در دل آنها نفوذ داشت و از راه دل مي توان خدا را كامل شناخت.
            گفت پيامبر كه حق فرموده است                       من نگنجم هيچ در بالا و پست
             در زمين و آسمان عرش نيز                          من نگنجم اين يقين دان اي عزيز
            در دل مؤمن بگنجم اي عجب                         گر مرا جويي در دل آنها طلب
اهل سنت و جماعت گويند در ست است در آيينة صاف عكس آدمي بخوبي مي افتد و اگر آيينه صاف نباشد، عكس مات خواهد بود، ولي خدا بزرگتر ازآن است كه بتوان در دل گنجانيد وشناخت و اگر عكس آفتاب در حوض بيافتد هيچ عاقلي نگويد آفتاب همين است و بس.فشاريه گويند پدر و مادر همه ما آدم و حواست پس سهم همه از مال دنيا بايد برابر باشد، و زنان و مردان برادر و خواهر يكديگرند و هيچ تفاوتي بين آنها وجود ندارد و همه شرايط يكسان است. اهل سنت و جماعت گويند قرنها از اين حادثه دور شد و نسلهاي مختلف پديد آمدند و برخي گمراه و برخي هدايت يافتند و خداوند پيامبراني را براي آنها فرستاد و هركس به دليل و تقوا و عملش منزلتي يافت، پس نمي توان گفت چون همه از يك پدر و مادرند در همه چيز يكسان و برابرند و ارزش خوب و بد يكي است.مهمليه گويند چون خدا از اعمال انسان و خوب و بد انسان بي نياز است پس هر چه مي خواهيد بكنيد و هر عملي را انجام دهيد كه خير و شّري را به خدا نمي رساند. پس عبادت خداوند بيهوده است، زيرا او از اين اين عبادتها منزّه است. اهل سنت و جماعت گويند درست است كه خدا از دنيا و اعمال مخلوقات بي نياز هستند. ولي اين مخلوقات هستند كه با طاعت و سپاس يا سركشي و گمراهي، خود را شايسته لطف و پاداش الهي يا عذاب خداوندي  مي كنند. پس خوب و بد هيچگاه برابر نيستند و خداوند در برابر آن بي تفاوت نخواهد بود. بهمين دليل خدا ميگويد: «ما جن و انسان را جز براي پرستش نيافريديم» ذاريات ــ56مرجئه گويند انسان يا مؤمن يا كافر. آنكه مؤمن است، هيچ گناهي به او صدمه نمي زند و كسي كه كافر است هيچ فضيلتي براي او سود و منفعتي ندارد و همواره گناهكار است. اهل سنت و جماعت گويند، منزلت ومقام انسان بستگي به اعمال و ايمانش دارد. و اينگونه نيست كه فردي كه مؤمن است هر گناهي كه بكند، هيچ زيان و عذابي بر او نباشد و از طاعت و عبادت بي نياز باشد. و خدوند بسته به اعمال انسانها آنها را مجازات داده و يا پاداش مي دهد. اگر مؤمن از اطاعت و كار نيك بي نياز بود خداوند نمي فرمود: «تا زماني كه مرگ به سراغ تو مي آيد، پروردگارت را پرستش كن». حجرات ــ99 حبيبيه گويند، هيچ راه و روشي و هيچ احكامي براي قبول احكام خدا لازم نيست بلكه همين كه انسان چشم و گوش وقلب خود را متوجه خدا كند. به خدا نزديك مي شود و خدا از او راضي خواهد بود. يعني در تمام دنيا فقط دوستي و عشق خدا براي همه چيز كافيست.  اهل سنت و جما عت گو