انندگان‌ به‌ تصوير بكشم‌! چگونه‌ حق‌ مطلب‌ را ادا نمايم‌ تا فرداي‌ قيامت‌ وقتي‌ نگاهم‌ را به‌ سوي‌ رسول‌ الله (ص) متمركز كردم‌، شرمنده‌ي‌ نگاهش‌ نشوم‌!
به‌ راستي‌ زندگاني‌ اين‌ جگرگوشه‌ي‌ پيامبر (ص) و همچنين‌ مادران‌ مؤمنان‌، خديجه‌، عايشه‌، حفصه‌ و... بهترين‌ هديه‌ براي‌ زنان‌ مسلمان‌ جامعه‌ي‌ امروزي‌ است‌ كه‌ در گرداب‌ دنياطلبي‌ و علاقه‌ به‌ مظاهر فريبنده‌ي‌ آن‌، دست‌ و پا مي‌زنند. پس‌ با توكّل‌ بر پروردگار توانا و درخواست‌ از او براي‌ حفاظت‌ از لغزش‌ و اشتباه‌ در بازگو كردن‌ مطالب‌، اندكي‌ از زندگاني‌اش‌ را به‌ تصوير مي‌كشم‌!
اميد است‌ كه‌ اين‌ تحقيق‌ در بارگاه‌ پروردگار يگانه‌ مقبول‌ افتد، و سبب‌ عشق‌ و محبّت‌ بيشتر مسلمانان‌ نسبت‌ به‌ حضرت‌ فاطمه‌ي‌ زهراء ـ رضي‌الله عنهاـ، و تمامي‌ اهل‌ بيت‌ پيامبر (ص)، گردد. ان‌شاءالله
 
ايوب‌ گنجي‌ ـ سنندج‌، مسجد جامع‌ قُبا
تيرماه‌ 1385 ش‌ / جمادي‌ الثاني‌ 1427 ق‌
ارتباط‌ با ما aiob @ kurdit.netبالأخره‌ روز وداع‌ فرا رسيد، روزي‌ كه‌ خورشيد در آن‌ مي‌گريست‌، ستارگان‌ و ماه‌ بي‌نور شده‌ بودند. زمينيان‌ سرگردان‌ اما آسمانيان‌ شادي‌‌ مي‌كردند.
آري‌! همه‌ منتظر بالا آمدن‌ روح‌ سرور كائنات‌، قافله‌ سالار انبيا و مرسلين‌، محبوب‌ رب‌ العالمين‌، حضرت‌ محمد مصطفي‌ (ص) بودند. اما از آن‌ سو، فرشيان‌ از عرشيان‌ بي‌خبر! آنان‌ مي‌گريستند؛ عايشه‌ و فاطمه ك‌ بي‌قراري‌ مي‌كردند، و پيامبر (ص) در حالي‌ كه‌ سر مباركش‌ در دامان‌ عايشه‌(رض)بود، جان‌ به‌ جان‌ آفرين‌ تسليم‌ كرد و تمامي‌ عزيزانش‌ را به‌ جاي‌ گذاشت‌.
پيامبر (ص) رفت‌ و عايشه‌ و فاطمه‌ ك و هزاران‌ عاشق‌ و دلباخته‌اش‌ را در حزن‌ و اندوه‌ گذاشت‌.
چه‌ كسي‌ مي‌تواند حال‌ فاطمه‌ي‌ جوان‌ و عاشق‌ را درك‌ كند؟! فاطمه‌اي‌ كه‌ هميشه‌ دستش‌ در دست‌ رسول‌الله (ص) بود. فاطمه‌اي‌ كه‌ هميشه‌ بابا براي‌ استقبالش‌ بلند مي‌شد. ديگر خبري‌ نيست‌، ديگر از نوازش‌هاي‌ باباي‌ محبوبش‌ خبري‌ نيست‌، واقعاً دردناك‌ و جانكاه‌ است‌.
هر چند فاطمه‌ي‌ زهرا سختي‌ها و رنج‌هاي‌ فراواني‌ را در زندگي‌ كشيده‌ بود، همچون‌ وفات‌ مادر و خواهرانش‌، زخمي‌ شدن‌ بابا و... اما از همه‌ جانگدازتر و دردناك‌تر، رحلت‌ پدر عزيز و محبوبش‌ بود.
به‌ همين‌ علت‌ مي‌گفت‌:
صُبَّت عَلَيَّ مَصائِبٌ لَوأَنَّها ... صُبَّت عَلى الأَيّامِ عُدن لَيالِيا
ما عَلَىَّ مِن شَمَّ تُربَةَ أَحمدٍ ... أَلاَّ يَشُمُ مَدى الزَمانِ غَوالِيا
مصيبت‌ و دردهايي‌ بر قلب‌ من‌ سرازير شد كه‌ اگر بر روزها مي‌ريخت‌ براي‌ هميشه‌ تاريك‌ مي‌شد و نورش‌ را از دست‌ مي‌داد. 
چگونه‌ است‌ حال‌ كسي‌ كه‌ خاك‌ پاك‌ پيامبر (ص) را استشمام‌ كرده‌ باشد؟ قطعاً در طول‌ عمر هيچ‌گاه‌ از خوشبويي‌هاي‌ گرانبها نيز استفاده‌ نخواهد كرد!
فاطمه‌(رض)گريه‌ مي‌كرد و مي‌گفت‌:
اي‌ پدر عزيزم‌! دعوت‌ پروردگارت‌ را لبيك‌ گفتي‌ و به‌ سوي‌ فردوس‌ برين‌ شتافتي‌.
هنگامي‌ كه‌ رسول‌ الله (ص) را در حجره‌ي‌ عايشه‌ صديقه(رض)دفن‌ مي‌كردند، فاطمه‌(رض) به‌ أنس‌ خادم‌ رسول‌ الله (ص) گفت‌:
«اي‌ أنس‌! چگونه‌ دلتان‌ مي‌آيد و به‌ خود اجازه‌ مي‌دهيد كه‌ بر بدن‌ مبارك‌ رسول‌الله (ص) خاك‌ بريزيد؟!»(1). 
به‌ خاطر حزن‌ و اندوه‌ فراوان‌ دوري‌ رسول‌الله (ص) پس‌ از وفات‌ ايشان‌ كسي‌ فاطمه(رض) را در حال‌ خنديدن‌ مشاهده‌ نكرد.
هنگامي‌ كه‌ در روز عرفه‌ آيه‌ي‌ ﴿الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ ....﴾ [مائده‌ /‌ 3].
نازل‌ شد، حضرت‌ عمر (رض) به‌ گريه‌ افتاد و فرمود:
«ليس‌ بعد الاكمال‌ إلاِّ النّقصان‌»
پس‌ از كامل‌ شدن‌ چيزي‌ غير از نقصان‌ و اتمام‌ چيزي‌ به‌ دنبال‌ آن‌ نمي‌باشد.
فاطمه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ نيز در شب‌ به‌ سخنان‌ پدرش‌ مي‌انديشيد كه‌ فرموده‌ بود: «شايد سال‌ ديگر در ميان‌ شما نباشم‌» به‌ همين‌ علّت‌ نمي‌توانست‌ خواب‌ برود، او در طول‌ شب‌ از خود مي‌پرسيد: «آيا به‌ رسول‌الله وحي‌ شده‌ كه‌ وقت‌ انتقال‌ او از دنياست‌؟ يا اينكه‌ احساس‌ مي‌كند وقت‌ رحلت‌ نزديك‌ شده‌ است‌...».
وقتي‌ حضرت‌ علي‌ (رض) وضعيّت‌ فاطمه(رض)را درك‌ كرد، گفت‌: چرا ناراحتي‌؟
فاطمه‌ گفت‌: «احساس‌ دلتنگي‌ مي‌كنم‌، از سخنان‌ پدرم‌ اين‌گونه‌ برداشت‌ مي‌شود كه‌ امسال‌ آخرين‌ سال‌ حيات‌ اوست‌».
حضرت‌ علي‌ (رض) گفت‌: «الحمدلله، پيامبر (ص) حالش‌ خوب‌ است‌ و هيچ‌ چيزي‌ بدون‌ قضا و قدر الهي‌ صورت‌ نمي‌گيرد».
پس‌ از بازگشت‌ از سفر حج‌، حال‌ پيامبر (ص) خوب‌ بود تا ماه‌ ربيع‌الاول‌، كم‌كم‌ پيامبر (ص) مريض‌ شد تا حدي‌ كه‌ براي‌ نماز جماعت‌ ابوبكر (رض) را به‌ عنوان‌ امام‌ قرار مي‌داد.
--------------------------------------------------------------------------
1) بخاري‌، كتاب‌ المغازي‌ و ابن‌ ماجه‌، كتاب‌ الجنائز.پس‌ از رحلت‌ رسول‌الله (ص) مرحله‌ي‌ جديدي‌ از زندگاني‌ فاطمه‌ي‌ زهرا شروع‌ شد، مرحله‌اي‌ بدون‌ حضور و وجود پدر عزيز و مهربان‌. مرحله‌اي‌ كه‌ ديگر تعلّقات‌ مادي‌ و دنيوي‌ در آن‌ به‌ طور كامل‌ منقطع‌ شده‌ بود. مرحله‌اي‌ كه‌ فقط‌ آمادگي‌ براي‌ كوچ‌ و هجرت‌ به‌ سوي‌ پروردگار و پيامبرش‌ بود. پس‌ فاطمه‌(رض)دل‌ از دنيا و متعلّقاتش‌ به‌ طور كامل‌ كَند، تمام‌ فكر و ذكر او رسيدن‌ به‌ رضاي‌ پروردگار و لقاي‌ باباي‌ عزيزش‌ بود.
وقتي‌ متوجه‌ شد پس‌ از شورا و مشورت‌ و رأي‌گيري‌ يكي‌ از معاونين‌ و وزراي‌ پدرش‌، يعني‌ ابوبكر صديق‌ (رض) به‌ جانشيني‌ انتخاب‌ شده‌، خوشحال‌ شد؛ چراكه‌ او از هر كس‌ بهتر مي‌دانست‌ پيامبر (ص) در روزهاي‌ آخر عمر مبارك‌، بدون‌ دليل‌ و اتفاقي‌، ابوبكر صديق‌ (رض) را براي‌ امامت‌ نمازها نمي‌فرستاد، بلكه‌ اشاره‌اي‌ به‌ طرف‌ جانشيني‌ و خلافت‌ ايشان‌ داشت‌.
در بعضي‌ از تواريخ‌ مسائلي‌ همچون‌ بي‌حرمتي‌ به‌ فاطمهل‌ پس‌ از وفات‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) مشاهده‌ مي‌شود كه‌ كاملاً اشتباه‌ و خلاف‌ واقع‌ است‌.
تمامي‌ صحابه‌ به‌ خوبي‌ جايگاه‌ و منزلت‌ فاطمه‌(رض)را نزد پيامبر (ص) مي‌دانستند، همگي‌ آنان‌ اين‌ حديث‌ را شنيده‌ بودند كه‌ «اذيت‌ كردن‌ فاطمه‌ همچون‌ آزردن‌ پيامبر است‌» چگونه‌ ممكن‌ است‌ شاگردان‌ مخلص‌ و جان‌ بر كف‌ پيامبر (ص) آن‌ هم‌ يك‌ روز پس‌ از وفات‌ رسول‌الله (ص) اين‌گونه‌ بي‌ادبي‌ كنند و جلو خانه‌ي‌ فاطمه(رض)هيزم‌ جمع‌ كنند و خانه‌ را به‌ آتش‌ بكشند. آيا اين‌ بيشتر به‌ يك‌ افسانه‌ي‌ سياسي‌ شبيه‌ نيست‌؟! (در بخش‌ آخر مفصلاً در مورد آن‌ بحث‌ خواهيم‌ كرد. إن‌شاءالله).بر خلاف‌ آنچه‌ در بعضي‌ از تواريخ‌ مشاهده