ر انسانی است که به بالاترین مراتب تمدن و پیشرفت رسیده است. در حالیکه با اندکی تأمّل درمی‌یابد، آن کس که توانسته است این همه جنبه اعجازی در هستی را بیافریند، برایش میسر است که بر آن اعجازی دگیر نیز بیافزاید یا تبدیل و تغییری در برخی دستگاه‌های آفرینش اولیه ایجاد کند.
برخی از دانشمندان غربی می‌گویند : «آن قدرتی که بر خلقت جهان توانا بوده، بر حذف یا اضافه برخی اجزای آن نیز تواناست و جهان اصلاً وجود نداشت، بلکه خدا آن را آفرید»، و اگر به شخص منکر معجزات گفته شود : «جهانی دیگر در حال پیدایش است که چنین و چنان است، فوراً در پاسخ می‌گوید : این غیرممکن و غیرقابل تصور است. و شدیدتر از معجزات به انکار آن می‌پردازد»(1). 
آنچه که در این میان مهم است، اینست که بدانیم، پیامبران گذشته فقط برای اقوام خویش مبعوث شده‌اند و معجزات آنان، حسی و در محدوده زمان و مکان آنان بوده و مانند روشن شدن چوب کبریت، یکبار برای همیشه روی داده است، که برخی آن را تصدیق و برخی تکذیب کرده‌اند.
اما پیامبر ما محمد(ص)، که پایان بخش انبیاء و پیامبران است، به سوی همه مردم تا آخرالزمان، فرستاده شده و بشارت و انذار داده است. پس لازم است معجزه او هم تا پایان جهان به حال خود باقی باشد، و به همین دلیل است که نشانه‌های اعجاز علمی در قرآن و سنت، متکی بر علم و قطعی است.
و قرآن کریم در این جهت هزار و سیصد آیه نازل فرموده که از هستی و خلقت انسان، بحث نموده است، یعنی   قرآن را به خود اختصاص داده است. و اگر آیات حامل دستورات خدا، مقتضی اطاعت و آیات شامل نهی مقتضی پرهیز از برخی موارد است، پس آیات آفاق مقتضی چه کاری است؟
جواب اینست که مقتضی تفکراند، در حدیثی آمده است : «تَفَکُّرُ ساعَهٍ خَیْرٌ مِنْ قِیامِ لَیلَهٍ»(2) یعنی «یک ساعت تفکر در نعمت‌ها و نشانه‌های خدا، از نماز سنت تهجد در طول شب، ارزشمندتر است».
قابل‌توجه است که بنابر حکمت والای الهی، پیامبر(ص) هیچ‌گونه تفسیری از آیات آفاق بیان ننموده است؛ نه از روی اجتهاد خویش و نه از وحی الهی، زیرا در صورت تفسیر آنها به مقتضای فهم اطرافیانش، برای قرن‌های بعدی غیرقابل قبول می‌بود و اگر هم بر مبنای فهم بشر امروزی، تفسیر می‌کرد، فهم آن برای افراد پیرامونش، سنگین و غیرقابل درک می‌شد.
بدین‌ خاطر، تفسیر این آیات به سطح فهم و درک خاص هر عصر مؤکول شده است، تا پیشرفت‌های مختلف علمی در هر زمان، زوایای اعجازآمیز این دسته از آیات را روشن کنند و تداوم جنبه اعجازی قرآن نیز تا روز قیامت، اینگونه قابل فهم است.
--------------------------------------------------------------
1) منظور مؤلف اینست که، شخص منکر معجزات، طبیعتاً منکر اخباریست که از اکتشافات جدید بشری خبر می‌دهند. پس کسی که به یافته‌های بشر ایمان دارد باید به معجزات نیز ایمان داشته باشد. (مترجم)
2) مصنف ابن ابی شیبه، از اقوال امام حسن بصری، (ش 35223)، و شعب بیهقی از اقوال ابودرداء (ش : 118).سخن گفتن از روزه به عنوان عبادت و تقوا و اکرامی که در آن می‌باشد، بدین معنی نیست که روزه فوائد بهداشتی را ندارد، بلکه فوائد موجود در روزه خردها را مبهوت و شگفت‌زده می‌سازد، زیرا آفریدگار انسان خود روزه را بر وی فرض نموده است، و دستور خداوند برتر و بزرگتر است از اینکه آنرا به یک حکمت واحد توجیه نماییم، به همین سبب روزه دارای حکمت‌هایی است که قابل حصر و شمارش نیست.
برخی دانشمندان گفته‌اند : روزه دوره پیشگیری سالیانه است، انسان را از بیماری‌های فراوانی پیشگیری می‌نماید، پس روزه به تناسب برخی بیماری‌ها عامل پیشگیری، به نسبت برخی بیماری‌های دیگر دورة درمانی جهت تندرستی این موجود زنده می‌باشد، روزه مسلمانی را که از روش‌های معتدل در خوردن خوراک در هنگام روزه تبعیت ‌نماید از بسیاری بیماری‌های پیری [فراموشکاری و ...] مصون و پیشگیری می‌نماید.
بیماری‌های پیری در بزرگسالی آشکار می‌گردد، ولیکن عوامل آن در زمان جوانی آغاز می‌گردد، روزه می‌آید تا میان مصرف ارگانیسم و پیشگیری دستگاه‌ها توازن برقرار نماید، بیشتر بیماری‌های پیری از افراط در بیشتر از حد توان موجود زنده – از جمله : خوردن و آشامیدن، کار، خستگی، تلاش و ... – در طول زندگی نشأت می‌گیرد، روزه به این ارگانیسم راحتی و استراحت ‌بخشیده و اشتباهاتی را که در بقیه ماههای سال مرتکب شده است تصحیح می‌نماید، و جسم بعد از گذراندن دورة رمضان مصون مانده و تجدید نیرو می‌نماید.
از پیامبر روایت شده است : «روزه بگیرید تا تندرست شوید». همچنانکه پزشکان می‌گویند : روزه به پیشگیری نزدیک‌تر است تا به علاج درمانی، به دلیل اینکه مریض مجاز است تا اینکه افطار کند، و برخی حکمت‌‌های روزه اینکه فشار را از دستگاه گردش خون، قلب و رگ‌ها سبک می‌نماید، به طوری که مقدار چربی و اسید اوریک در این ماه به پایین‌ترین درجه می‌رسد، و با پایین آمدن این مقدار [چربی] انسان خود را از بیماری خطرناکی مانند سفت شدن رگ‌ها – که سبب لختی و زیاده‌روی قلب می‌گردد – و سینه درد مصون می‌سازد، و با پایین آمدن مقدار اسید اوریک در خون انسان خود را از مرض دیگری همچون التهاب مفاصل محفوظ می‌نماید. روزه با کاهش زواید دگرگونی خوراکی‌ها – چون خوراک به انرژی ... تبدیل می‌گردد – کلیه‌ها را راحت و در آسایش قرار می‌دهد، در ماه رمضان به شرطی که روزه‌دار براساس دستور پیامبر روزه بگیرد و با اعتدال بخورد عمل دگرگونی مواد توسط کلیه‌ها به کمترین حد می‌رسد، اما اگر روزه‌دار وعده‌های روز را به شب بیاورد این دیگر روزه مطلوب و مورد دستور نیست.
پزشکان می‌گویند : قند کبد – ذخیره قندی – در هنگام روزه به فعالیت درمی‌آید و با تحرک این ذخیره کبد تجدید نیرو می‌نماید، و انسان بدون کبد نمی‌تواند بیش از سه ساعت زنده بماند، و روزه قند کبد را به تحرّک فرا خوانده، و همراه آن چربی ذخیره شده در زیر پوست نیز به تحرک می‌افتد، و پروتئین‌ها و غدد و سلول‌های کبد نیز تحرک و فعالیت را آغاز می‌نمایند، روزه همچنانکه پزشکان می‌گویند بافت‌ها را تغییر داده و تنظیف می‌نماید، گویی که مصونیت و پاکسازی سالانه برای بافت‌ها و دستگاه‌های جسم می‌باشد، این [که ذکر شد] از جنبه پیشگیری [روزه] بود، اما جنبه درمانی آن.
روزه برای برخی بیماری‌ها، از جمله التهاب حاد معده، بالا رفتن فشار رگ‌ها، بیماری قند، نارسایی مزمن کبد، و برخی بیماری‌های پوستی درمان به حساب می‌آید.
دستور و قانون الهی مبارک بوده و درون پاک نموده و قلب را منور می‌گرداند، و بینش صحیح را به شما ارزانی می‌دارد، و با آن حق را از باطل و خیر را از شر می‌شناسید.متخصصان علم تغذیه می‌گویند : شناخت انسان به ساختار خوراک تنها چیزی نیست که او را به تناول خوراک سوق می‌دهد، بلکه احساس فشار گرسنگی و علاقه انگیزاننده خوراک هر دو انسان را به طرف خوراک تحریک می‌نمایند. اما احساس گرسنگی انسان را برای ح