 مَالَمْ یُنَرِّلْ بِهِ سُلْطناًج وَ مَأْوَئهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوی الظَّالِمِینَ 
	(آل عمران : 151)
«زودا که در دل آنهایی که کفر ورزیدند ترس و وحشت بیفکنیم، به خاطر آن که چیزی را شریک خدا قرار دادند که قدرتی به آن نداده، و جایگاه آنان آتش است و چه بد جایی است آرامگاه ستمکاران».
بنابراین انتظار مصیبت داشتن خود مصیبتی بزرگتر است. و انسان گاهی به خاطر ترس از تنگدستی خود به تنگدستی گرفتار آید، و چه بسا که به خاطر ترس از بیماری، بیمار شده است. خداوند فرمود :
إِنَّ الإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً (19) إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً (2) وَ إِذا مَسَّهُ الخَیرُ مَنُوعاً (21) إِلّا المُصَلِّینَ (22) الَّذِینَ هُمْ عَلَی صَلَاتِهِمْ دائِمُونَ (23) وَ الَّذین فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ (24) لِلسَّائِلِ وَ المَحرومِ (25) وَالَّذینَ یُصَدِّقونَ بِیَومِ الدِّین 	(معارج : 19 – 26)
«انسان به راستی کم‌تحمل و بی‌صبر آفریده شده، هرگاه شر وبدی دامنش را بگیرد بس ناشکیباست و چون خیر و نعمت و رفاهی به دستش آید، بسیار بازدارنده و کنس است، مگر نمازگزاران آنهایی که همیشه نماز به پا دارند و در داراییهای خود حقی مشخص و تعیین‌شده از برای تنگدستان و نیازمندان در نظر گرفته‌اند، و نیز آنهایی که روز جزا را باور دارند».
برخی از پزشکان معتقدند که فشار خون در حقیقت فشار اندوه و غم و مشغله‌ی فکری است، و انسان چون از حقیقت یکتاپرستی غفلت ورزد و به دَرک شرک بیفتد، آن وقت است که درهایی به غذاب روانی به رویش گشوده می‌شود، خداوند سبحان فرمود:
فَلَاتَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلاهاً ءَاخرَ فَتَکُونَ مِنَ المُعَذّبین 	(شعراء : 213)
«با خدای بزرگ کس دیگری را مپرست، تا از جمله‌ی اهل غذاب نباشی».
پس ایمان به خداوند به عنوان آفریدگار،مربی و گرداننده و این که همه‌ی کارها به او برمی‌گردد احساس امنیت و آرامش به انسان می‌دهد که گران‌سنگ‌ترین و بهترین چیز در زندگی روانی است، و آن نگرانی و اضطراب ویرانگر را که زندگی روحی را به جهنمی تحمل‌ناپذیر تبدیل می‌کند، از انسان دور می‌راند، خداوند سبحان فرمود :
وَ کیف أَخافُ مَاأَشْرَکْتُمْ وَ لاتَخافونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللهِ مَا لَم‌یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیکم سُلْطناًج فَأَیُّ الفَریقینِ أَحقُّ بِالأَمْنُ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُون (18) الّذین ءَامَنوا وَ لَمْ‌یَلْبَسوا إِیْمنَهُمْ بِظُلمٍ أُولئکَ لَهُمُ الأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ 	(انعام : 81 – 82) 
«چگونه امکان دارد از چیزی که شما شریک خدا قرار دادید، بترسم در حالی که شما خود باکی ندارید از این که چیزی را شریک خدا دانسته‌اید که او هیچ قدرتی از آسمان برایش فرو نفرستاده، با این وصف پس اگر می‌دانید کدام گروه برای رسیدن به امنیت و آسایش شایسته‌تر است؟ کسانی که ایمان آورده‌اند و ایمانشان را به ظلم نیالوده‌اند آنهایند که امنیت و آسایش دارند و هم آنها هدایت شده‌اند».
پس حالا که سلامتی و آسایش برابراست با عدم پیش‌ آمدن مصیبت، امنیت نیز معادل است با نداشتن انتظار مصیبت، خداوند در این باره می‌فرماید :
قُلْ لَنْ یُصیبَنا إِلّا مَا کَتَبَ اللهُ لَنا هُوَ مَوْلاناج و عَلَی اللهِ فَلْیَتَوکّلِ المُؤمنون 	(توبه : 51) 
«بفرمایید که هیچ مصیبتی دامن‌گیرمان نمی‌شود مگر آن چه خدا برایمان مقدر کرده باشد، و چون او مولا و سرور ماست، پس ایمان‌داران باید بر او توکل کنند».
چنین ایمانی جان را مالامال از اطمینان و آرامش می‌سازد. اطمینان به عدالت خداوند؛ زیرا سکان و کلید تمام کارها و مقدرات به دست اوست و او هرگز به مردم ستمی روا نمی‌دارد :
وَ إِنْ کَانَ مِثقَالَ حَبَّهَ مِنّْ خَرْدَلٍ أَتَینَابِهَا وَ کَفَی بِنا حاسِبِینَ 
	(انبیاء : 47)
«هر چند به اندازه‌ی دانه‌ی خردلی باشد آن را فراموش نکرده‌ایم، بلکه آورده‌ایم و ما خود برای حساب وکتاب کردن بسنده‌ای».
و او از ایمان‌داران جانب‌داری می‌‌کند، و از هر مصیبتی و دشواریی آنها را می‌رهاند و در برابر دشمنان به آنها یاری می‌رساند.
این ایمان روح و روان آدمی را سرشار از احساس به پیروزی، رستگاری و رسیدن به سعادت و به دست آوردن خشنودی خدا که بزرگترین و گرانقدرترین موفقیتی است که انسان می‌تواند بر روی زمین کسب کند، می‌گرداند. همان طور که این ایمان جان آدمی را با دست‌مایه‌های آسودگی، تسلیم، واگذاری و توکل و خشنودی به قضای الهی که نسبت به بنده‌ی ایمان‌دار خود پیوسته با خیر و خوشی همراه است، آگنده می‌سازد. در روایت‌ها آمده است که : «الإِیمان بِالقدر یُذهب الهَمَّ والحزن»(4)  یعنی ایمان به قضا و قدر حزن و اندوه را از بین می‌برد.
احساساتی این چنین خوشبختی روحی و روانی را به تحقق می‌رساند، خوشبختی که هیچ کس آن را نمی‌شناسد مگر ان که مزه‌ی آن را چشیده باشد، از این روی است که سلامت روانی پایه و بنیاد سلامت بدن است. برخی از پزشکان معتقدند که «مهربانی روانی برای کنترل تپش سریع قلب و بازگرداندن آن به حالت عادی و پایین آوردن فشار خون بالا به حد طبیعی، کفایت می‌‌کند».
اصل پیشگیری در اسلام از این نکته ناشی می‌شود که از بین بردن سبب بیماری مفیدتر و آسان‌تر است از از بین بردن پدیده‌ها و علایم آن، و بیماری هرچند علایم آن با دارو زایل شده باشد، ممکن است در آینده آثار جانبی داشته باشد و در قالب بیماریهای قلبی، رگ و کلیوی بدون هیچ سبب مستقیمی بروز کند.
بر این اساس پیشگیری اصل و سردسته‌ی تمام علوم پزشکی بشر است، ازیرا که توان ملت در توان تک‌تک افراد آن نمایان می‌شود، و بازده آن با بازده افراد مقایسه می‌شود، و بی‌گمان ملتی که بیماریها به درون آن پا باز کرده و یا بیماریهای واگیری در میان آن جاگیر شود، آن ملت با ضرر و زیان بزرگی مواجه می‌گردد، دیگر فرقی به حالش نمی‌کند که ضرر در از دست رفتن این انرژیهای انسانی بیمار و از کار افتاده باشد که می‌توانست با تلاش‌های خود در روند افزایش ثروت ملی همکاری کند، یا در این همه هزینه‌های هنگفت باشد که برای درمان چنین بیمارانی خرج می‌شود و می‌‌توانست در خدمت به میهن صرف گردد و در بالا بردن نیروی دفاعی و منزلت آن سهیم باشد. علاوه بر این نرخ بیشتر داروها به صورت ارز خارجی پرداخت می‌گردد، بنابراین ما بسیار به اجرای طرح‌های تولیدی که بتواند سود عمومی را به ملت برگرداند، نیازمندیم.
باید دانست که درمان بیماری سل به طور متوسط نُه ماه به درازا می‌کشد، و هزینه‌ها و امکانات بسیاری را بر دوش بیمار و دولت می‌گذارد؛ گذشته از این که خود بیمار چه رنج و غذابی می‌کشد، در حالی که پیشگیری از این بیماری جز به واکسنی چند ریالی به هیچ چیز دیگری نیاز ندارد، چقدر ساده می‌توان پیشگیری کرد.
یکی از راههای پیشگیری از بیماریها بی‌شک نظافت است، و اسلام بر آن تأکید کرده است، و با رعایت آن می‌توان از انتقال بس