 همه دردهای روحی و جسمی و جمیع بیماری‌های دنیوی و اخروی می‌باشد، ولی هر کسی شایسته این کار نیست، و همه از مداوای با قرآن شفا نمی‌یابند، اما چنانچه یک بیمار به درستی از شفای قرآن استفاده کند و قرآن را با صداقت و ایمان بپذیرد و در حالی که آن را به صورت مطلق قبول داشته و به آن اعتقاد جازم دارد، جمیع شروط مداوا را نیز رعایت کند، بیماری‌اش به هیچ وجه نمی‌تواند در برابر قرآن مقاومت کند. چگونه بیماریها در برابر کلام پروردگار آسمانها و زمین مقاومت می‌کنند؟ کلامی که اگر بر کوه نازل می‌شد، آن را از جا می‌کند، و یا اگر بر زمین نازل می‌شد، آن را قطعه قطعه می‌کرد، پس هیچ بیماری، چه جسمی و چه روحی، وجود ندارد مگر اینکه قرآن آن را مداوا می‌کند و شفا می‌بخشد. کسی که قرآن او را شفا ندهد، خدا نیز او را شفا نمی‌دهد، و کسی که قرآن برایش کفایت نکند، خدا نیز برایش کفایت نمی‌کند» .
باید یادآوری شود که یقین و حسن ظن به خدا ضروری است، چرا که یکی از شروط سودمند بودن دوا، پذیرفتن و اعتقاد به شفابخشی آن است . و نباید به نیت تجربه و آزمایش به سراغ قرآن برویم، زیرا این کار ناشی از نقص و خللی در اعتقاد است، چنانچه اگر آب زمزم ـ به عنوان مثال ـ به نیت آزمایش و تجربه نوشیده شود، سودمند نخواهد بود، بنابراین حتماً باید نسبت به شفابخشی آن ـ به اذن خدا ـ مطمئن باشیم.
در مورد شفای بیماریهای عضوی توسط قرآن، سخن بسیار است ولی به ذکر چند مثال بسنده می‌کنیم: بعضی از بیماریهای عضوی و یا جسمی توسط شیطان شدیدتر می‌شوند و علت این امر تسلط شیطان بر جریان خون است، چرا که پیغمبر ص فرمودند: «همانا شیطان از مجرای خون در بدن انسانها جریان می‌یابد» (( - البخاری و مسلم این حدیث را روایت کرده‌اند.الفاظ حدیث این گونه است: «إن الشیطان یجری من ابن آدم مجری الدم» و مراد مؤلف از استدلال به این حدیث معنی بالا از متن است، ولی معنی دیگری که حدیث دارد و ظاهرتر است اینکه: همانا شیطان بسان جریان خون در بدن انسان جریان می‌یابد. مترجم.
))، بعضی از این بیماریها عبارتند از: 
عصبانیت: عصبانیت عامل اصلی بسیاری از بیماریهاست، به همین دلیل پیغمبر ص به شخصی که گفته بود: مرا نصیحتی کن. فرمودند: «عصبانی مشو» . تأثیر عصبانیت بر جسم واضح است: زخم معده، و سرگیجی بعضی از مردم ناشی از اضطرابی است که خود نتیجه عصبانیت می‌باشد، علاوه بر اینها عصبانیت نقش مهمی در ایجاد و یا تشدید بیماریهای داخلی و غیر آن مثل بیماریهای عصبی دارد از جمله: سر درد، لختگی خون [و کند شدن جریان خون]، سکته مغزی، فلج ناگهانی اعضاء، بیماریهای قلبی و تنگی نفس. و اساس همه شر و آفات، عصبانیت است که شیطان باعث آن است. خداوند می‌فرماید: ﴿وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ﴾. (ص: 41).
«(ای محمد!) و به خاطر بياور (سرگذشت) بنده ما ايوب را، هنگامي كه پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است».
گفته می‌شود: ایوب ؛ دچار همه بیماریهای جسمی و روحی شده بود و (نٌصٌب) به درد و رنج بیماری اشاره می‌کند، همچنانکه (عذاب) جنبه روحی آن را بیان می‌نماید، و چون شیطان عامل این کار بود، ایوب ؛ دردها را به او نسبت می‌دهد، البته علاوه بر این، ادب در برابر خدا نیز چنین اقتضائی دارد .
به شکر خدا قرائت قرآن بر بسیاری از این بیماریها [توسط بنده] انجام شده و شفا حاصل شده، خصوصاً بیماریهای لاعلاج که چه بسا عامل اصلی آن شیطان می‌باشد، مثل: سرطان، لختگی خون در رگها، تنگی نفس طولانی مدت، فلج کامل، نازایی، بیهوشی، بیماریهای قلبی و همچنین بیماری بی‌نظمی قاعدگی در زنان که عامل آن جنّ می‌باشد، و پیغمبر ص دو مرتبه در این باره مورد سؤال واقع شد که یکبار فرمودند: «ذاک عرق»  و بار دوم که حمنه بنت جحش گفت: قبلاً دوران قاعدگی‌ام خیلی طول می‌کشید، پیغمبر فرمودند: «این شیطان است که باعث چنین آزار و اذیتی می‌شود» .
شیطان مقداری از خون قاعدگی را نگه می‌دارد تا پایان دوره قاعدگی، و بعد از اتمام آن دوره آن را رها می‌سازد تا با این کار مانع نماز خواندن و تلاوت قرآن توسط آن زن مسلمان گردد، یا جراحتی ایجاد می‌کند تا زن نتواند نوع خون را تشخیص دهد و مجبور به ترک نماز شود.
همچنین در بیماری فلج اعضاء، یک جنّ حرکت آن عضو فلج شده را متوقف می‌کند و این کار با حالاتی همراه می‌گردد از جمله اندوه، فشار روحی و سر درد مداوم، که با خواندن قرآن بر آن شخص، حرکت آن عضو را باز می‌یابد، در غیر این صورت، مشخص می‌شود که آن جنی بعد از فلج کردن آن عضو به صورت کامل آن را ترک کرده است، و این از حالات صعب العلاج بوده، مداوای آن به صبر، قرائت مداوم قرآن به نیت شفا و دوره‌ای طولانی نیاز دارد.
و در بیماریهای دستگاه گوارش، اعصاب و درد استخوان‌ها، مداواکننده باید دستش را بر جای درد بگذارد و هفت دفعه این حدیث را بخواند: «أعوذ بقدرة الله وعزته من شر ما أجد وأحاذر». هفت بار اين دعا را تكرار می‌كند.
«از شر و آفاتی که بر سر راهم می‌آید به قدرت خداوند پناه می‌برم و از آن آفات پرهیز می‌کنم» . تا به اذن خدا درد تسکین یابد.
امراض روحی : (( - تفاوت بین بیماری روحی و جنون در این است که: بیماریهای روحی، عقده‌ها و ناراحتی‌هایی هستند در روان آدمی که چنانچه تشدید شوند مقدماتی برای جنون به حساب می‌آیند، زیرا شیطان جز از طریق عصب‌های فعال نمی‌تواند نفوذ کند، به همین دلیل از خوابیدن و مسافرت به تنهایی نهی شده است، زیرا همچنانکه در حدیث آمده، یک یا دو نفر در سفر [در تسلط] شیطانند و سه نفر می‌توانند ایمن بمانند.))خودباختگی شخصیتی (یا خودکم‌بینی) که یک بیماری خطرناک بوده و روانپزشکان آن را به وسیله قرص و سرنگ معالجه می‌کنند که به ندرت مؤثر واقع می‌افتد، و مریضی به صورت کامل رفع می‌گردد، در حالیکه تعداد زیادی از این بیماران از طریق تعویذ شرعی، سلامتي خود را به صورت کامل بازیافته‌اند.
وسواس بودن: یکی از بیماریهایی که معمولاً جنیان عامل آن هستند، تا به این طریق ارتباط بین بنده را با پروردگارش از بین ببرند که از وسواس بودن در وضو شروع شده و به مسایل عقیده منتهی می‌گردد.
وسواس دو گونه است: فکری و حسی.
علاج وسواس فکری: این وسواس با ذکر خدا و عدم توجه به وسوسه‌ها و مخالفت با آنها و پناه بردن به خدا از شیطان، و تف کردن به سمت چپ معالجه می‌شود. شخص بیمار باید از طریق ذکر خدا، کردار سودمند و همنشینی با دوستانش و بجا آوردن صلة رحم، وقتی برای وسوسه شدن برای خود باقی نگذارد.
وسواس حسی: که در نزد روان‌شناسان به وسواس اجباري شدید معروف بوده و از وسواس فکری شدیدتر و به گونه‌ای است که دردهایی پراکنده در همه بدن احساس می‌شود.
علاج وسواس حسی: علاوه بر شیوه‌هایی که برای معالجه وسواس فکری گفتیم باید معالجه حسی نیز بشود؛ یعنی باید با دیدار اقوام 