 حتی إن کان منهم من أتی أمه علانیة؛ لکان فی أمتی من یصنع ذلک، و إن بنی إسرائیل تقرَّقت علی اثنتین و سبعین ملة، و تفترق أمتی...»(1) 
«قطعاً آنچه بر سر بنی اسرائیل آمد، گام به گام بر سر امت من خواهد آمد، تا جایی که اگر کسی از بنی اسرائیل آشکارا با مادرش نزدیکی می کرده، در میان امت من کسانی پیدا خواهند شد که این کار را بکنند، و بنی اسرائیل به هفتاد و دو ملت جدا شدند و امت من به... جدا می شود».
در سنن ابو داود، هفتاد و دو فرقه برای یهود و نصارا با هم به طور جزم و بدون شک آمده است، همان طور که روایت صحیح در سنن ترمذی هفتاد و یک فرقه برای یهود و نصارا به هم به طور جزم و بدون شک آمده است. طبری و دیگران این حدیث را چنین روایت کرده اند که بنی اسرائیل به هفتاد و یک ملت فرقه فرقه شدند و این امت به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که جز یک فرقه همه شان در آتش دوزخ اند.(2) 
اگر یکی از دو روایت را ملاک قرار دهیم، هیچ اشکال و ایرادی ندارد، ولی در روایتی که هفتاد و یک فرقه آمده، این امت دو فرقه‏ی بیشتر از یهودیان و مسیحیان دارد و در روایتی که هفتاد و دو فرقه آمده، این امت یک فرقه‏ی بیشتر از یهودیان و مسیحیان دارد.
در برخی از کتاب های کلامی راجع به نقل این حدیث آمده که یهود به هفتاد و یک فرقه و نصارا به هفتاد و دو فرقه جدا شدند  و سایر روایت ها همگی اتفاق دارند که این امت به هفتاد و سه فرقه جدا می شود. و این روایت این چنین در کتاب های حدیثی ندیده ام، مگر روایتی که در کتاب«جامع ابن وهب» از طریق روایت علی (رض) آمده است.
و اگر بنا بر اِعمال تمام روایات بگذاریم، ممکن است که روایت هفتاد و یک فرقه در وقتی باشد که چنین اعلام شده و سپس اضافه کردن فرقه ای دیگر اعلام شده است. حالا یا از این رو بوده که این فرقه در میان دیگر فرقه ها بوده و پیامبر(ص) در یک وقت، از آن آگاه نبوده و سپس در وقتی دیگر به اطلاع او رسانیده شده است، و یا همه‏ی فرقه ها در میان یهودو نصارا، همان مقدار بوده، سپس هفتاد و دومین فرقه در میان یهود و نصارا به وجود آمده  و به اطلاع پیامبر(ص) رسانیده شده است.
خلاصه، اختلاف روایات مذکور، ممکن است بر حسب معرفی و شناساندن آنها باشد و ممکن است بر حسب پیدایش یک فرقه‏ی دیگر و پیوستن آن به جمع هفتاد و یک فرقه باشد.
------------------------------------------------------------------------------------
1) تخریج آن از پیش گذشت.
2) تخریج آن از پیش گذشت.روشن شده که این امت، یک فرقه‏ی بیشتر از دیگر فرقه‏های یهود و نصارا دارد. پس هفتاد و دو فرقه از هلاک شوندگان و تهدید شوندگان به آتش دوزخ اند و یک فرقه در بهشت است.
بنابراین، این امت مطابق این فرقه فرقه شدن، به دو دسته تقسیم می شوند: دسته ای در دوزخ و دسته ای در بهشت. این امر در فرقه های یهود و نصارا روشن نشده است، چون حدیث فقط تقسیم این امت به هفتاد و سه فرقه را بیان کرده است. حالا این مطلب باید مورد دقت و تأمل قرار گیرد که آیا در میان یهودیان و مسیحیان، فرقه‏ی اهل نجات وجود دارد یا خیر؟ و بر اساس آن، نیز باید تأمل شود که آیا این امت، فرقه‏ی هلاک شونده‏ی بیشتری از یهود و نصارا دارد یا خیر؟
این نظر و تأمل هر چند فقه و دانشی بر آن بنا نمی شود ولی تتمه‏ی کلام در حدیث مذکور است. ظاهر نقل در جاهایی از شریعت چنین می رساند که هر گروهی از یهود و نصارا حتماً کسانی در آنها یافت می شوند که به کتاب آسمانی خود ایمان آورده و به آن عمل کرده باشند؛ مانند این آیه: 
(وَلَا يَکُونُوا کَالَّذِينَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ) الحديد: ١٦
« و آنان همچون كساني نشوند كه براي آنان قبلاً كتاب فرستاده شده است و سپس زمان طولاني بر آنان سپري گشته است،  و دلهايشان سخت شده است،  و بيشترشان فاسق و خارج (از حدود دين خدا) گشته‌اند .». در این آیه، اشاره ای هست به اینکه برخی از آنان فاسق نیستند.
خداوند متعال درباره‏ ی نصارا می فرماید: 
(فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَکَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ) الحديد: ٢٧.
ما به كساني كه از ايشان (به محمد) ايمان آوردند پاداش درخورشان را داديم،  ولي بيشترشان (از راه راست منحرف و) خارج شدند (و سزاي اعمال بد خود را ديدند) .
در جای دیگری می فرماید:(وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ) الأعراف: ١٥٩.
‏ در ميان قوم موسي (يعني بني‌اسرائيل) گروه زيادي (بر دين صحيح ماندگار) بودند كه (مردم را) به سوي حق رهنمود مي‌كردند و (به سبب تمسّك) به حق (به هنگام داوري) دادگري مي‌نمودند.
همچنین می فرماید:(ِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ) المائدة: ٦٦ این آیات همچون نص هستند.
در حدیث صحیح از ابوموسی روایت شده که رسول خدا(ص) فرمودند: «أیما رجل من أهل الکتاب آمن بنبیه و آمن بی، فله أجران»(1) : «هر فردی از اهل کتاب به پیامبرش و به من ایمان آورد، دو اجر دارد». این حدیث اشاره می کند که او به رسالت و دینی که پیامبرش آورده، عمل کند.
عبد بن حمید از ابن مسعود روایت کرده که گوید: رسول خدا(ص) به من گفت: «ای عبدالله ابن مسعود!» گفتم: گوش به فرمانم ای رسول خدا! فرمود: «ای عبدالله بن مسعود!». گفتم: گوش به فرمانم ای رسول خدا! فرمود: «أتدری أی عری الإیمان أوثق؟»: «آیا می دانی کدام جامه‏ی ایمان، مطمئن تر است؟» گفتم: خدا و پیامبرش بهتر می دانند. فرمود: «الولایة فی الله و الحب فی الله، و البغض فی الله»: «دوستی و محبت به خاطر خدا و کینه و دشمنی به خاطر خدا». سپس فرمود: «ای عبدالله بن مسعود!» گفتم: گوش به فرمانم ای رسول خدا! سه بار این جمله را تکرار کرد و من هر بار گفتم، گوش به فرمانم ای رسول خدا! آنگاه فرمود: «أتدری أی الناس أفضل؟»: «آیا می دانی کدام انسان، برتر[از دیگر انسان هاست] »؟ گفتم: خدا و پیامبرش بهتر می دانند. فرمود: «فإن أفضل الناس أفضلهم عملاً إذا فقهوا فی دینهم»: «برترین کس، فردی است که از همه عمل بیشتری داشته باشد در صورتی که در دین شان، علم و دانش کسب کرده باشند».
سپس فرمود: «ای عبدالله بن مسعود!» گفتم: گوش به فرمانم ای رسول خدا! سه بار این عبارت تکرار شد. آنگاه فرمود: «هل تدری أی الناس أعلم؟»: «آیا می دانی چه کسی عالم تر است؟».
گفتم: خدا و پیامبرش بهتر می دانند. فرمود: 
«أعلم الناس أبصرهم بالحق إذا اختلفت الناس، و إن کان مقصّراً فی العمل، و إن کان یزحف علی إسته، و اختلف من کان قبلنا علی اثنتین و سبعین فرقة، نجا منهم ثلاثُ، و هلک سائرها، فرقة أزَّتِ الملوک و قاتلتهم علی دین الله و دین عیسی ابن مریم حتی قتلوا، و فرقة لم تکن لهم طاقة بمؤاذاة الملوک، فأقاموا بین ظهرانی قومهم فدعوهم إلی دین الله و دین عیسی ابن مریم، فأخذتهم الملوک فقتلتهم و قطعتهم بالمناشیر، و فرقة لم تکن لهم طاقة بمؤاذاة الملوک و لا بأن یقیموا بین ظهرانی قومهم فیدعوهم إلی دین الله و دین عیسی ابن مریم، فساحوا فی الجبال، و ترهبوا فیه