 رو به خاموشي رفته و در كتم عدم فرو روند! اي برادر، تو را مژده باد به پاداش خداوندي، پس آماده گردان براي چنين پاداشي بهترين اعمال خود را از نماز، روزه، حج و جهاد و هر كجا اين عمل؛ يعني اقامه‎ی كتاب خدا و سنّت رسول‎اللهص وارد شوند مشمول اين حديث رسول خدا خواهند شد كه فرمود:«من احيا شيئا من سنّتي كنت انا و هو في الجنة کهاتین»  هرکس چیزی از سنت فروگذاشته‎ی من را زنده کند من و او در بهشت اینگونه خواهیم بود. سپس دو انگشت خود را به هم چسپاند و فرمود: « ايّما داعٍ دعا الي هدي فاتّبع عليه كان له مثل اجر من تبعه الي يوم القيامه(40) : «هر داعي كه به سوي هدايت، فرا خواند پس از او پيروي شود، براي آن داعي سنّت، پاداشي خواهد بود همسنگ پاداش كساني كه تا روز قيامت از او پيروي كرده‎اند،اما اي برادر، چه كسي برای عمل سنّت [و روش سلف صالح] اين مهم را دريافته است.همچنين در حديث آمده است:
 « انَّ لله عند كلّ بدعةٍ كيدَ بها الاسلام ولّيا لله يذبُّ عنها و ينطق بعلامتها»(41) 
بدرستي كه هنگام ظهور هر بدعتي كه اسلام با آن در افتاد ياوران و دوستاني از جانب خدا وجود دارند كه از اسلام دفاع كرده و علايم آن بدعت ها را باز خواهند گفت. 
پس اي برادر عزيزم، اين فضل و احسان را مغتنم شمار و از تعداد مدافعان و زنده كنندگان سنّت باش؛ زيرا رسول خدا هنگامي كه معاذ بن جبل را به يمن گسيل مي‎داشت در سفارش خود به او فرمود:
«لان يهدي الله بك رجلاً واحداً خيرٌ لك من كذا و كذا»(42) 
اگر خداوند به واسطه تو فردي را هدايت كند خير و پاداش آن براي تو چنين و چنان خواهد بود»
و اين سخني بس بزرگ است لذا آن را غنيمت بدان و مردم را به سنّت و حضرت رسول فراخون تا براي تو در اين كار الفت باشد و گروهي پدید آید كه وقتي تو را حادثه‎اي پيش آمد در جايگاهت اقامه‎ی سنّت كنند و از پيشواياني باشند كه بعد از تو مردم را به سنّت دعوت مي كنند و همانگونه كه در حديث آمد پاداش آن تا روز قيامت نصيب تو نيز گردد»
پس از آگاهي، انگیزه و حسابگري در راه احياي سنّت تلاش كن و[ان شاءالله] خداوند به وسيله‎ی تو، بدعت [گزاران] فريب خورده، منحرف و سرگردان را طرد خواهد كرد و تو از جانشينان[راستين] پيامبرت خواهي شد. در راه احياي كتاب خدا و سنّت رسولش تلاش و مجاهدت كن زيرا تو به چيزي نظیر و بالاتر از آن نمي تواني به خداي خود برسي.
من آنچه را مي خواستم كه از كلام اسد بن موسي بدست آوردم و آن سخني است كه جانب اقدام و عمل را در احيا كنندگان سنّت تقويت مي كند.
همچنين آنچه از عمر بن عبدالعزيز(رض) روايت شده است: آن وقت كه برای مردم خطبه مي‎خواند و در طي كلام خود گفت:« به خدا قسم اگر من سنّتي را كه مرده است، زنده نكنم يا از بين نبرم بدعتي را كه قد علَم ساخته است، نمی خواهم لحظه‎اي در بين شما زنده بمانم»
ابن و ضّاح در كتاب «القطعان» حديثی «حسن» را از اوزاعي روايت كرده است كه فرمود: «همیشه خداوند از ميان بندگانش در زمين، ناصحان و پند دهندگاني دارد كه اعمال مردم را بر كتاب خدا عرضه مي كنند، وقتي آن اعمال موافق قرآن[ و حديث] بود خداوند را سپاس مي‎گويند و چون خلاف آموزه‎هاي قرآن [و سنّت] بود به واسطه‎ی كتاب خدا گمراهي و گمراهان را باز خواهند شناخت و اصل هدايت را تمیيز خواهند بخشيد، پس در واقع آنان خلفا و جانشينان خدا در روي زمين‎اند».
از سفيان ثوري در همين باب روايت شده است: «در راه اهل حق گام بردار و از كمي افراد آن بيمي به دل راه نده.»
اين گونه مابين دو ديدگاه [احياي سنّت يا پيمايش بدعت] گرفتار شك و دو دلي بودم. قصد خود را با گروهي از دوستان که در عمق جانم جاي دارند هموناني كه در سال مريض حاليم [به علت عدم اقتفاي سنّت] همرازم بودند [در ميان نهادم كه مي خواهم] كاري به انجام و انجاز رسانم؟! دوستانم این هدف من را از اعمالي ديدند كه انتشار آن از لحاظ شرعي مشكلي ندارد بلكه به حسب وقت و زمان اوجب واجبات است. بعد از آن از خداوند در نگارش كتابي ياري خواستم که مشتمل بر بيان بدعتها و احكام متعلق بدان است و در بر دارنده‎ی اصول و فروع مسايل [دين و عقيده] و آن را «الاعتصام» یعنی خويشتن داري و باز داشتن از گناه و نامشروع نام نهادم.
اي خداوند بلند مرتبه، از تو خواستارم كه آن را تلاشي پالايش شده، حركتي سودمند نه بي بهره و ناقص قرار دهي و از تو خواهانم پاداش زحمات اين [تدوين] را به طور كامل نه ناقص به من ارزاني داري «آمين» و لا حول و لا قوة الا بالله العليّ العظيم.
اين كتاب به حسب هدفي كه در نگارش آن مدّ نظر بود در ده باب تدوين شد و هر باب نيز فصولي دارد كه بر طبق محتوا مسايلي را شرح و بسط مي دهد و آن چه در ذيل اين اصول و فروع متعلق به آن آمده، شرح و توضيح داده شده است.
«مولّف»
------------------------------------------------------------------------------
1) مؤلّف بزرگوار در اين¬جا به حديث مشهور پيامبرص اشاره مي¬كند كه در « مسند ابي يعلي » (4/144) آمده است:« إنّ الله قبَضَ قبضهً فقال: هذه إلي الجنّهة برحمَتي و قبَضَ قبضهً فقال هذه إلي النار و لا أبالي ». (مترجم)
2) اشاره به آية: هديْناه النّجدين (بلد/10). (مترجم)
3) اشاره به آية: فألهَمها فجورها و تقْواها (شمس/ 8). (مترجم)
4) نگا: صحيح ِمسلم از احاديث ابو هريره (145) و حديث شماره (146) از احاديث ابن عمر، بدون هيچ اضافه¬اي.
5) صحيح: « صحيح ابن ماجه» (1320)
6) تخريج از طبراني در « الأوسط» و بيهقي در « الزهد الكبير» (200)
7) ابن وضّاح در « البدع» (ص 72) اين حديث را ضعيف شمرده‎اند.
8) ابن وضّاح در « البدع» (ص73» اين حديث را با اسناد  ضعيف مرسل آورده است.
9) نوع حديث ضعيف: نگا: ضعيف الترمذي( 2630).
10) مبشّراً و نذيراٌو داعياً إلي الله بإذنه و سَراجاً مّنيراً (احزاب / 45و 46)
11) مؤلّف بزرگوار در اين¬جا به اين واقعه اشاره مي¬كند كه مشركان رسول خدا را به مداهنه و سازش دعوت مي‎كردند كه او يك سال خداي آنان را پرستش كند و مشركان نيز يك سال خداي پيامبر را عبادت كنند كه با نزول آيات سوره كافرون اين طرح واهي و آغشته به نيرنگ درهم شكست. « مترجم»
12) شايان ذكر است كه مسألة لغزش اصحاب در صدر اسلام بسيار نادر است لذا عبارت مؤلف بزرگوار بدان معني نيست كه مؤمنان به دو طيف پيمان شكنان و صابران تقسيم شده باشد.« مترجم»
13) در اينجا مؤلف بزرگوار به بخشي از آية 28 سورة آل عمران اشاره مي¬كند كه مي¬فرمايد: « إلّا أنْ تَتّقوا مِنهُم تقاهً : يعني مگر مجبور شويد خود را از آزار و اذيّت آنان مصون داريد و به خاطر حفظ جان تقيّه نماييد » به ديگر سخن وقتي مسلمانان در ميان كفّار در حال استضعاف به سر بردند،  مي¬توانند در ظاهر با آنان اظهار دوستي كنند و در دل از ايشان نارحت باشند. چنانكه ابودرداء ـ رضي الله عنه ـ مي¬فرمايد: « إنّا لَنُكشِرُ في وجوهِ اقوامٍ و قلوبُنا تَلْعَنُهُم : ما به روي مردمي مي خنديديم در حالي كه دل¬هايمان آنان را لعنت مي¬كند» « مترجم»
14) قدَريّه: قديمي‎ترين فرقة اعتقادي ـ نه سياسي ـ گروه قدريّه بود و نخستين كسي كه سخن از قدر راند 