 متعه كند با نيكان وابرار حشر ميشود واگر سه متعه انجام دهد در جنت با من خواهد بود، [4] 

وحتى اسماء اهل بيت را كه وسيلهء شهوترانى خود نموده اند نيز ذكر نموده واز زبان پيامبر نقل نموده‌اند كه: هركس يك متعه انجام دهد به درجهء حسين عليه السلام واگر دومتعه انجام دهد به درجهء حسن عليه السلام واگر سه متعه انجام دهد به درجهء على عليه السلام واگر چهار متعه انجام دهد به درجهء خود من ميرسد،[5]

آيا وسيله اى بهتر براى ويرانى اسلام بنام اسلام واهل بيت از اين پيدا ميشود كه فردى با زنا كردن وشهوت پرستى به درجهء پيامبران برسد، آرى اينست مكر وفريب آتش پرستى وسبأى درلباس تشيع براى ويران نمودن دينى كه در مقابلش شكست خوردند

بنگريد كه اينها چه دروغهاى زشتى بر پيامبر بزرگواراسلام بسته اند تا دين اورا ويران كنند، و چگونه به اهل بيت اهانت نموده اند، وچگونه آنهارا مساوى فاسقان وفاجران قرار داده اند، آيا بعد از تمام اين زشتى ها وحقارت ها بازهم اينها مدعى هستند كه محب اهل بيت هستند؟

آرى هنوز هم بهتان هاى زشت ترى دارند كه به محمد باقر-امام پنجم معصوم برحسب زعم آنها- نسبت داده اند كه گفته است: وقتى كه پيامبر –ص-   در شب اسراء به آسمان رفت گفت : جبرئيل –ع- بمن رسيده و گفت : اى محمد خداوند تبارك وتعالى ميگويد : من زنهايى از امت تو را كه متعه كنند مغفرت نموده و  بخشيده ام !![6] 

طوسى برامام دهم شيعه يعنى ابوالحسن افترا بسته كه در جواب شخصى كه گفته است من در خانهء كعبه عهد كرده ام كه متعه نكنم  ومن ميتوانم ازدواج بكنم ، امام گفته است كه با خدا عهد كردى كه از او اطاعت نكنى؟ [7] وچنان به اين عمل قبيح تشويق نموده اند كه به امام جعفر نسبت داده اند كه گفته است: هركس به رجعت ما وبه متعه ايمان نداشته باشد از ما نيست [8] ودايرهء اين زناى مذهبى را چنان گسترش داده اند كه بنا بروايت طوسى حتى با زن همسر دار هم آنرا جائز دانسته اند،[9] وحتى با دختر بچه كوچك، وبدون سر پرست ووبه تعداد نامحدود [10]

وبه اين هم اكتفا ننموده واعارهء فرج-زن-را هم بنا بروايت طوسى كه از اين نمونه روايت ها زياد دارد جايز دانسته اند، كه از قول ابوعبدالله –يعنى امام جعفر- جعل نموده اند كه: ابوالحسن الطارئ از او پرسيد راجع به عاريهء فرج-زن- پاسخ داد كه اشكالى ندارد،   ودرروايت ديگرى آمده كه: شخصى جاريه خودرا به برادرش ميدهد گفت اشكال ندارد![11]  وحتى اينكه  زن خود را اجاره بدهد را نيزجائز دانسته اند،[12]  واما راجع به لواطت باهمسر را كه روايات متعددى آورده اند[13]

آيا اين مطالب واقعا اهانت به اهل بيت نيست؟ اهانت به اسلام وقرآن نيست؟ بعد از اين فضائح اخلاقى به سراغ تحريف وتبديل دين برويم كه در اين زمينه مدعيان تشيع چه شاهكارى كرده اند؟ 
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  تفسير منهج الصادقين ملافتح الله كاشانى 2/489
[2]  منهج الصادقين 2/492
[3]  الشيعهء واهل البيت ص 218
[4]  تفسير منهج الصادقين 2/493
[5]  تفسير منهج الصادقين 2/493
[6]  من لايحضره الفقيه ابن بابويه قمى ملقب به صدوق –واو كذوب ميباشد-3/463
[7]  تهذيب الاحكام طوسى 7/251 وفروع الكافى 5/450
[8]  كتاب الصافى از كاشانى 1/347 ومن لايحضره الفقيه 3/458
[9]  الاستبصار 3/144 و تهذيب الاحكام 7/253
[10]  الاستبصار 3/45  و147 تهذيب الاحكام 7/255-254 الفروع من الكافى 5/463 وشرائع الاسلام حلى 2/186 
[11]  الاتبصار از طوسى 3/141 و 3/139
[12]  الفروع من الكافى 5/468
[13]  الفروع من الكافى 5/40 الاستبصار 3/243 ويرانگرى ها ونيرنگهاى شيعه براى نابودى شرع 

از اكاذيب شيعه بر رسول خدا واهل بيت آن روايت هايى است كه براى نابودى شرع جعل نموده اند، ودين را عبادت ودوستى يك فرد قرار داده كه بوسيلهء آن بتوانند از راههاى متعدد از تكاليف شرع شانه خالى كنند، ولهذا برخدا دروغ بسته كه فرموده است:

 على بن ابيطالب حجت من برخلق است ونور من بر زمين است، وامين علم من ميباشد، اگر كسى اورا بشناسد حتى اگر نافرمانى من كند اورا به آتش نميبرم، وكسى كه اورا نشناسد حتى اگر مطيع من باشد اورا داخل بهشت نمى برم،[1]

آيا روشى بهتر از اين براى نابودى دين خدا از اين ميشود، مگر پولس يهودى مسيحيت را از همين راه يعنى غلو وافراط در مسيح، دين توحيدى حضرت مسيح را ويران ننموده وبه مسيح پرستى بدل ننمود؟ آياى معناى اين روايت جعلى اين نيست كه داخل شدن بهشت وجهنم به پيروى از دستوارت الهى در قرآن نيست بلكه دوستى على ميباشد؟ واگر محب على بود هر چه دلش خواست انجام بدهد، 

وبه اين بسنده ننموده وحتى روايت ميكنند كه اگر خدا بر او حكم نموده كه اهل جهنم است وبطرف جهنم كشانده شود به خاطر انجام كبائر وشركيات از حوض كوثر وجنت رانده شود بازهم به جنت آورده ميشود چون شيعه على بوده است!! وبعد از يك افسانهء طولانى در روايت خدا به محمد- ص- راجع به شيعيانى كه بعد از حساب وكتاب بسوى آتش رانده ميشوند بعد از گريه او ميگويد : اى محمد من شيعيان على را بتو بخشيده ام واز گناهانشان بخاطر محبتشان بتو وبه عترت تو در گذشتم، وآنهارا بتو ودستهء تو ملحق نمودم ... ابوجعفر اضافه ميكند كه در آنروز هركس كه متولى ما بوده ومارا دوست داشته واز دشمنان ما-يعنى غير شيعه- تبرى جسته وبغض داشته در حزب ما بوده وداخل حوض ميشود!! ودر روايت ابوسعيد مدائنى ميآورد كه خداوند دوهزار سال قبل از اينكه مخلوقات را بيافريند زير عرشش نوشته است كه اى شيعيان آل محمد شما قبل از اينكه گناهى انجام بدهيد من شمارا مغفرت نموده ام، وهركس كه با ولايت محمد وآل محمد بيايد با رحمت خودم اورا داخل بهشت مينمايم!![2] وصدها روايت امثال اينها كه هرعاقلى را به حيرت مياندازد. 

اما شعائر عملى دين مثل نماز وروزه وحج و... از جعفر صادق جعل نموده اند كه: خداوند نماز غير شيعه را به شيعه ميدهد روزه وحج غير شيعه را به شيعه ميدهد وآنهارا  بوسيلهء عبادات غير شيعه ويا بعضى ديگر از شيعيان نجات ميدهد!! چه مكرى بالاتر از اين ديگران ميكارند وشيعيان ميخورند يعنى مفت خورى وخمس خورى دنيا كافى نيست در آخرت هم ميخواهند مفت خور باشند، براى اينكه شيعيان برايشان بجاى همهء اين عبادات وتكاليف حب على وزيارت قبور آنها وگريه بر آنها كافى است!![3]

آيا اين دين مبتدع وتقلبى نيست كه جاى اسلام را گرفته ولباس تشيع پوشيده است؟آيا اين دين به اسلام كه دين عمل ومسئوليت شخصى است ارتباط دارد دينى كه حضرت پيامبر به عشيره وقبيله و اهل بيتش ميفرمايد: اى بنى عبدالمطلب واى بنى عبدمناف اى فاطمه بنت رسول الله اى عباس ابن عبدالمطلب  اى صفيهء عمهء رسول الله خودرا از آتش نجات بدهيد من شمارا از خدا بى نياز نميكنم،  كه اين روايت صحيح را خود نيز روايت كرده اند،[4] اينها اهل بت پيامبر هستند وبه آنها ميآموزد كه جز با عمل خود چيزى بدردشان نميخورد ورسول الله آنهارا بى نياز نميكند، آيا على از محمد پيش خدا مقرب تر است يا شيعيان از آل محمد بهتر هستند؟  واين همان چيزى كه قرآن در آيهء 164 سوره الانعام   ميفرمايد: لاتزر و