 رد ميكند ،
1-چون در كتب خودشان آمده كه اين  پندارمورد نصرت وتأييد خداوند است ودنيارا پر از عدل وداد خواهد كرد، آيا از يك ترسو مخفى شده اين امكان دارد؟ از ابوجعفر نقل كرده اند كه: قائم منصور به رعب وترس است وبا نصر و پيروزى مؤيد ميباشد، وزمين بايش پيچيده شده وسلطانش به شرق وغرب ميرسد و....[18] واخبارزيادى در اين معنى نقل كرده اند، اگر اين  پنداربه اخبار وارده از آباء واجدادش اعتقاد دارد يا نه ؟ پس چرا از ذبح وقتل ميترسد؟ وانگهى هر عاقلى ميتواند بپرسد كه چرا ترس از مرگ ومخفى شدن در چاه سرداب مادامى كه ملائكه پشتيبان او هستند همچنانكه مجلسى مدعى آنست[19]
2 –اين گفتهء شما كه  از كشتن خودش ميترسد لازمه اش سقوط امامت اوست براى اينكه شما در چندين روايات گفته ايد كه از شروط امامت اينست كه او از شجاعترين مردم باشد[20] وكسى كه از قتل بترسد كه اشجع نيست بلكه اجبن-ترسوتر- است
3-بنابر اين توجيه شما اين موهوم هرگز نبايد ظهور كند تا اينكه دول ظلم وجوراز بين برود وخطر قتل در ميان نباشد وآنوقت ديگر نيازى به خروج او نخواهد بود! 
4-درتاريخ دولت هاى متعددى بنام اين خرافات بنا شده كه مثل همين رژيم كنونى ايران بنام امام زمان مقلدان شان را فريفته اند واين دولت خرافى خودش نمونهء بارز و زنده اى از اين  قماش ميباشد كه پابوس امام زمان هستند وحتى آقاى خامنئى براى مكر بيشتر پنجشنبه ها به مسجد چمكران قم رفته كه امام زمانش را زيارت كند خوب الان كه زمينه اين همه مهيا است ومخلصانش  چشم براه جمال او هستند چرا ظهور نميكند ديگر كه نه خطرى است ونه قتلى بلكه چاقوى نائب او بر گردن عاقلانى است كه به اين چرنديات گردن نمى نهند
5-كسى كه از خودش نتواند دفاع كند واز قتل ميترسد اين آقا چگونه از ديگران دفاع نموده و چگونه از دشمنان شما انتقام ميگيرد الان بگذريم از اينكه دنيارا چنين وچنان كند آيا بهتر نيست از اينكه خودرا مسخرهء عالم كنيد، كمى بخود آييد وقرآن را سرمنشأ معتقدات خود نمائيد تا از اين غل وزنجيرها راحت شويد

سوم: هيچ منفعتى از وراء اين موهوم صورت نگرفته است
 از ادلهء بطلان اين فرضيه همين است كه اين امام زمانى كه دست وپابوسانش اينهمه برايش سينه چاك ميكنند هيچ مصلحت دنيوى ويا دينى از اين آقا سرنزده است ونه معتقدانش ونه منكرانش هيچ نفعى ازاو نديده اند جزاينكه ضرر فراوان كه دين اسلام از اسم اين موهوم خورده است، 

شيخ الاسلام ابن تيميه ميگويد:اين معصوميكه كه مدعى او هستند  كوچكترين نفعى كه ازيك امير ويا از يك كارمند عادى ويا عالم ويا قاضى سرميزند از او سرنزده است ، پس چه فايده اى از او اگرتازه موجود هم باشد چطور كه او موهومى بيش نيست، وچه لطف ومنفعتى براى دين ويا دنياى مومنانش دارد ...واين شخصى كه رافضيان مدعى او هستند يا كسى است كه پيش آنها مفقود و در نزد عقلاء معدوم ميباشد، وبه هر دو تقدير هيچ منفعتتى براى كسى نه در دين ونه در دنيا داشته است"[21].

اما غائب شدن اين موهوم در اين مدت طولانى نه اينكه براى كسى مصلحت دينى ودنيوى درستى نداشته بلكه بهانه اى شده است براى شيادان دين فروشى كه بسيارى از مهمترين احكام دين را بنام او تعطيل نموده اند، براى امامت از اصول دين امام زمانى ها بوده وآنرا از اركان اسلام شمرده اند وايمان شخص بنا بزعم آنها جز بامعرفت امام وولايت او درست نيست وپنهان شدن اين دوازدهمين مجعول به تعطيل شدن بسيارى از مصالح دينى ودنيوى بقول خودشان گشته است وحتى خمينى امام زمانى نيز بدين اعتراف ميكند كه:"شايد غيبت ازمنهء طولاني بيانجامد..والان احكام اسلامى وقوانين شريعت آيا بايد تا زمان ظهور معطل بماند، تا مردم در اين مدت طولانى بدون تكليف مانده ودر شهوتهايشان آزاد باشند[22] ومعنى اين سخن اينست كه شريعت اسلامى براى مدت محدودى بوده است، يعنى فقط براى دوقرن كه اين از رسواترين نسخ درشريعت است كه نه ما ونه هيچ مسلمانى هرگز آنرا نميگويد"[23].

 اين سخن آقاى خمينى است اگرچه بعد از آن به تأويل هاى فاسد وكاسد مى پردازد، واين خود اعترافى روشن است از او به اينكه نتيجهء غيبت مهدى تعطيل شدن بسيارى از قوانين دين بلكه به رسواترين نسخ انجاميده است، اين سخن حقى است كهبقول شيخ عبدالله الجميلى[24] خداوند از دهان اين امام زمانى بيرون آورده است تا اينكه حجت را برايشان تمام كند،

چهارم: چرا ملايان اماميه اين دروغ خطرناك را ساخته وولادت اين معدوم را جعل كردند؟
 امام زمانى ها چرا ناچار شده اند كه اين معدوم را موجود جلوه داده واين موهوم را ببافند؟به خاطر فرار از سؤالهاى بى جوابى كه جوابى منطقى برايش ندارند،  وبه خاطر خروج از تنگنايى است كه علت آن قواعد واصول ولوازمى است كه براى اوصاف واحوال وشرائط امام  بافته اند،[25] براى اينكه مدعى هستند كه امام نمى ميرد مگر اينكه وصيت كند وبرايش جانشين وخلفى باشد[26] وشخص بعد از خودش را بداند، و بعد از حسنين جز در اعقاب هم نميتواند باشدوجز در فرزند بزرگتر هم نميتواند باشد، و جسد امام را جز امام هم غسل نميدهد، وبه اندازه زرهء رسول خدا ميگردد، وسلاح رسول پيش او ميگردد،وامام اعلم واشجع ميباشد وبافته هاى متعدد ديگر[27] مثل اينكه امام محتلم وجنب نمى شود!!،[28] واينكه امام عالم وآگاه به گذشته وآينده ميباشد وهيچ چيز بر او مخفى نيست وهمهء كتابهايى كه از طرف خداوند نازل شده پيش او بوده  به همهء آنها با زبانهاى متفاوت آگاهى وعلم دارد،[29] واينكه امام ختنه شده متولد ميشود وطاهر ومطهر است واز پشت مثل جلو ميبيند! وسايه ندارد! وهنگاميكه از شكم مادر برزمين ميافتد بر گونه هايش برزمين افتاده وباصداى بلند شهادتين ميگويد! واحتلام نشده وچشمش خوابيده وقلبش نمي خوابد وملهم ومحدث ميباشد وادرار ومدفوعش ديده نميشود چون زمين موكل است كه آنرا ببلعد!! وبويش خوشبوتر از مسك ميباشد- وبقيهء اوصافي كه لازم است انسان عقلش را بكنار گذاشته وديوانه ويا سفيه تا به آنها معتقد باشد ويا مكار ودجال باشد تا ديگران را اغفال نموده وسوارى بگيرد،- از جملهء اين صفات اينكه داراى صحيفه اى است كه نام شيعيانش تا قيامت در آن بوده وصحيفهء ديگرى كه اسماء دشمنانش در آن ميباشد و وكتب ديگرى بنام جفر بزرگ - سرخ – وجفر كوچك كه از پوست بز وبره ميباشد! كه همهء علوم در آن ميباشد! ومصحف فاطمه نيز همراه اوست، -خوب ديگر چه ميخواهيد  كتبى ديگر هم كه دارد وعبرى هم صحبت ميكند وباز به بهائيان ميگويند كه چرا دعوى نبوت جديد ميكنيد وبه ختم نبوت قائل نيستيد!!- ودر روايت ديگرى ميگويند كه امام-يعنى حتى همينى كه در ته چاه سرداب قائم شده- مؤيد به روح القدس-يعنى جبريل-ميباشد وبين او وخداوند ستون نورى وجود دارد كه اعمال بندگان را از خلال آن ميبيند وهر وقت كه نياز به دليل ويا دلالتى داشته باشد به آن نگاه ميكند[30] ودر روايت ديگرى مدعى هستند همانطور كه كافى مدعى است كه اگر زمين بدون امام بماند ذوب ميشود واگر دونفر در زمين نماند يكى از آ