گ بدر ) دو برابر آن، (پيروزي) كسب كرده‌ايد (و از طرف كشته و اسير گرفته‌ايد؟!) بگو: اين (شكست خوردن و كشته‌شدن) از ناحيه خودتان (و نتيجه مخالفت با رهنمودهاي رسول خدا و پيروي او حرص و آزتان) است . بيگمان خداوند بر هر چيزي توانا است (و پيروزي و شكست در حيطه اختيار او است)». ‏
در آیات فوق، علت شکست را نتیجه‌ی همان فدیه‌ای دانست که در قبال آزادی اسیران بدر، دریافت کرده بودند و فرمود: (هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِکُمْ) «(این شکست) از ناحیه ی خودتان هست»(1). 
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند أحمد (1/250) ش 221 أحمد شاكر آن‌را صحیح قلمداد کرده‌، مسلم ش: 1763 .اعتقاد سالم، علم شرعی، اعتماد راسخ بر خداوند، راستی در کردار و گفتار، شجاعت، مردانگی، زهد، دلسوزی، بردباری و صبر، همت والا، عدالت، کاردانی، فداکاری و... جزو ویژگیهای فرمانداران و مسئولین بلند پایه دولت عمربن خطاب بود و اما مهم‌ترین ویژگیهای آنان عبارت بود از:فرمانداران و مسئولیني كه در دولت عمربن خطاب به زهد شهرت یافته‌ بودند، عبارتند از: سعید بن عامر، عمیر بن سعد، سلمان فارسی، ابوعبیده بن جراح و ابوموسی اشعری(رض) تا جایی که زنان بعضی از این بزرگواران از دست شوهرانشان به عمر(رض) شکایت می‌کردند. چنان که باری عمر(رض) معاذ را با مقداری مال به سوی بعضی از قبایل فرستاد. معاذ اموال یاد شده را در میان آنان تقسیم نمود و دست خالی به منزل برگشت. همسرش گفت: آن‌چه‌ دیگر مأموران دولتی به عنوان سوغات برای همسرانشان می‌آورند، چرا نیاورده‌ای؟ معاذ گفت: با من مراقبی همراه بود. همسرش گفت: تو در زمان رسول خدا و ابوبکر، امین شناخته شده بودی و اکنون عمر(رض) با تو مراقب می‌فرستد؟ سپس این سخن را در میان بعضی از زنان تکرار کرد تا این که به گوش عمر(رض) رسید. عمر(رض) معاذ را طلبید و گفت: مگر من همراه تو مراقب فرستاده‌ام؟ معاذ گفت: من این را گفتم چون بهانه‌ی دیگری نداشتم. عمر(رض) خندید و چیزی به معاذ داد و گفت: با این‌ها همسرت را راضی کن(1).
---------------------------------------------------------------------------------
1) الولاية على البلدان (2/53).کارگزاران و مسئولین بلند پایه دولت عمربن خطاب معروف به تواضع و فروتنی بودند تا جایی که اگر بیگانه‌ای وارد شهر آنان می‌شد، نمی‌توانست به راحتی امیر و حاکم شهر را از میان دیگران شناسایی بکند. چرا که قیافه ظاهری، منزل و مرکب آنان شبیه قیافه، منزل و مرکب سایرین بود و امتیاز خاصی بر دیگران نداشتند. چنان که باری رومیان کسی را فرستادند تا با فرمانده‌ی کل نیروهای مسلمانان در شام یعنی ابوعبیده بن جراح مذاکره نماید. هنگامی که سفیر رومی‌ها نزد مسلمانان آمد، نتوانست ابوعبیده را از میان یارانش بشناسد. بنابراین گفت: ای گروه عرب! امیرتان کجا است؟ آن‌ها با اشاره به سوی ابوعبیده گفتند: او امیر ما است. او به ابوعبیده نگاه کرد، دید ایشان در حالی که کمان بر دست دارد، روی زمین نشسته است. فرستاده‌ی رومی‌ها نزدیک رفت و گفت: امیر مسلمانان تویی؟ ابوعبیده گفت: بلی. گفت: چرا بر روی خاک نشسته‌ای؟ آیا نشستن بر زیرانداز گناه است؟ ابوعبیده در پاسخ گفت: واقعیت این است که من جز اسلحه و مرکب خویش حتی یک درهم و یا یک دینار در بساط ندارم. تا جایی که دیروز برای مخارج فرزندانم از این برادرم ـ معاذ ـ چیزی قرض گرفته‌ام. و اگر زیراندازی می‌داشتم، باز هم ترجیح می‌دادم که کسی دیگر از برادران و یارانم بر آن بنشیند و ما بندگان خدا هستیم و بر روی زمین راه می‌رویم و بر آن می‌نشینیم و بر آن غذا می‌خوریم و همچنین بر آن می‌خوابیم و این کار نزد خدا عیبی شمرده نمی‌شود، بلکه نوعی تواضع و فروتنی است که امیدوارم باعث ارتقای درجات ما نزد خدا باشد.(1)
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فتوح الشام للأزدي ص122، 123.بسیاری از والیان به خاطر ترس از این که نتوانند مسئولیت خویش را به نحو شایسته انجام دهند و روز قیامت مورد بازخواست قرار گیرند، استعفای خود را تقدیم عمر(رض) می‌کردند و علاقه‌ای به زمامداری نداشتند. چنان که والی بصره، عتبه بن غزوان استعفای خود را تقدیم عمر(رض) کرد. ولی عمر(رض) نپذیرفت. همچنین والی کسکر، نعمان بن مقرن استعفای خود را تقدیم عمر(رض) کرد و به خاطر شوق و رغبت به شهادت از او اجازه‌ی شرکت در جهاد خواست.(1) 
و نیز بسیاری از اصحاب بزرگوار پیامبر، هنگامی که عمر(رض) به آن‌ها پیشنهاد ولایت می‌داد، عذر می‌آوردند و از پذیرفتن مسئولیتها و پستهای بزرگ ابا می‌ورزیدند. چنان که وقتی عمر(رض) به زبیر بن عوام پیشنهاد کرد تا استاندار مصر شود او نپذیرفت و گفت: دوست دارد در راه خدا جهاد کند و به مسلمانان کمک نماید.(2) 
همچنین ابن عباس(رض)، پیشنهاد عمر(رض) مبنی بر پذیرفتن ولایت حمص را رد کرد.(3) 
---------------------------------------------------------------------------------------
1) الولایة علی البلدان (2/54)
2) فتوح البلدان للبلاذري ص214.
3) الخراج لأبي يوسف ص22، 23.یکی از ویژگیهای والیان زمان خلفای راشدین این بود که فرماندار جدید، زحمات فرماندار و والی سابق را ارج می‌نهاد و از او به نیکی یاد می‌کرد. چنان که وقتی خالد بن ولید به عنوان فرمانده‌ی کل دیار شام تعیین گردید و افرادی همچون ابوعبیده بن جراح زیر دست او قرار گرفتند، خالد بی نهایت احترام آن‌ها را رعایت می‌کرد و در حضور ابوعبیده به‌ مسلمانان نماز نمی‌گذارد، بلکه ابوعبیده را جلو می‌انداخت و هنگامی که عمر(رض)، خالد را برکنار و ابوعبیده را به جای او تعیین کرد؛ ابوعبیده این خبر را از خالد پنهان نمود تا این که نامه‌ی دیگری از جانب امیرالمؤمنین رسید. آن‌گاه ایشان را در جریان گذاشت و خالد از این که ابوعبیده قبلاً این خبر را به اطلاع وی نرسانیده است، ناراحت شد(1). 
دکتر عبدالعزیز عمری می‌گوید: من در هیچ جا ندیدم که یکی از والیان علیه والی سابق چیزی بگوید بلکه معمولاً والی جدید در نخستین خطبه‌های خود لب به تجلیل و تحسین والی قبلی می‌پرداخت.(2) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ یعقوبی (2/139)
2) الولایه علی البلدان (2/55)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:286.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:287.txt">1ـ حرف شنوی از والیان در غیر معصیت خدا</a><a class="text" href="w:text:288.txt">2ـ خیرخواهی نسبت به والیان</a><a class="text" href="w:text:289.txt">3ـ والیان را در جریان رویدادها گذاشتن</a><a class="text" href="w:text:290.txt">4ـ پشتیبانی و تقویت والیان</a><a class="text" href="w:text:291.txt">5ـ رعایت احترام والی پس از برکناری از کار</a><a class="text" href="w:text:292.txt">6ـ امیر و حاکم شهر حق اجتهاد دارد</a><a class="text" href="w:text:293.txt">7ـ حقوق مادی کارگزاران دولت</a><a class="text" href="w:text:294.txt">8ـ مداوای کارگزاران دولت</a></body></html>بدون شک والیان و کارگزاران دولت، حقوق و مزایایی دارند که رعایت بعضی به عهده‌ی رعیت و بعضی به عهده‌ی خلیفه می‌باشد. و علاوه بر آن حقوق دیگری دارند که توسط بیت المال پردا