ن گروه گروه به تقدیس و تسبیح خدا مشغولند) و سوگند به سقف برافراشته و سوگند به دریای سراپا آتش که قطعاً عذاب پروردگارت، واقع می‌شود».
عمر(رض) با شنیدن این آیات از الاغش پایین آمد و به دیوار تکیه داد و گفت: به خدای کعبه سوگند که اینها، حق است. مقداری آن‌جا ایستاد و به قرائت آن مرد گوش داد، سپس به خانه‌ایش برگشت و در اثر آن، یک ماه بیمار بود؛ مردم به عیادتش می‌آمدند و نمی‌دانستند که بیماری‌اش چیست؟(3) 
ایمان عمر(رض) به قضا و قدر و شناخت مراتب آن، از خلال آیات کلام خدا و آموزه‌های رسول اکرم(ص) شکل گرفته بود. او باوري قطعی داشت که علم خدا، همه چیز را در بر گرفته است: 
(وَمَا تَکُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کُنَّا عَلَيْکُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّکَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِکَ وَلا أَکْبَرَ إِلاَّ فِي کِتَابٍ مُّبِينٍ) يونس: ٦١ 
«‏ (اي پيغمبر!) تو به هيچ كاري نمي‌پردازي و چيزي از قرآن نمي‌خواني، و (شما اي مؤمنان!) هيچ كاري نمي‌كنيد، مگر اين كه ما ناظر بر شما هستيم، در همان حال كه شما بدان دست مي‌يازيد و سرگرم انجام آن مي‌باشيد. و هيچ‌چيز در زمين و در آسمان از پروردگار تو پنهان نمي‌ماند، چه ذرّه‌اي باشد و چه كوچكتر و چه بزرگتر از آن، (همه اينها) در كتاب واضح و روشني (در نزد پروردگارتان، به نام لوح محفوظ) ثبت و ضبط مي‌گردد‏».
همچنین عمر(رض) بر اساس آیات کلام الهی معتقد بود که خداوند متعال، تمام اتفاقاتی را که رخ خواهد داد، نوشته است: 
(وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ کَذَلِکَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا کَانُواْ يَعْمَلُونَ) يس: ١٢
«ما، مردگان را زنده می‌گردانیم و چیزهایی را که پیشاپیش فرستاده اند و چیزهایی را که بر جای نهاده اند، می نویسیم و ما همه چیز را در کتاب آشکاری سرشماری می‌نماییم و می نگاریم».
عمر(رض) معتقد بود که خواست و اراده خداوند در هر چیز نافذ است؛ این نگرش نیز برگرفته از آیات کلام الهی بود. چنان که خداوند متعال می‌فرماید: 
(وَمَا کَانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِن شَيْءٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ کَانَ عَلِيمًا قَدِيرًا) فاطر: ٤٤ 
«هیچ چیزی، نه در آسمان‌ها و نه در زمین، خدا را درمانده و ناتوان نخواهد کرد. چرا که او بسیار فرزانه و قدرتمند است».
عمر(رض) بر این باور بود که خداوند، خالق همه‌ی موجودات است. چنان که خدای متعال می‌فرماید: 
(ذَلِکُمُ اللّهُ رَبُّکُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ وَکِيلٌ) الأنعام: ١٠٢ 
«آن (متصف به صفات کمال است که) پروردگار شما می‌باشد. معبود برحقی جز او نیست و او، خالق و آفریننده ی همه چیز است. پس باید او را بپرستید و او، حافظ و مدبر همه چیز است».
این نگرش صحیح و اعتقاد راسخ در مورد قضا و قدر، نقش به سزایی در زندگی عمربن خطاب(رض) ایفا کرد که ما در این کتاب با آن آشنا خواهیم شد.
همچنین عمر(رض) از خلال آیات قرآن کریم، به حقیقت خود و نوع انسان پی برد و دریافت که حقیقت وجود آدمی، به دو اصل بر می‌گردد: یکی اصل دور آن که عبارت است از آفرینش انسان از خاک و نفخ روح در آن. و دیگری اصل نزدیک که همان آفرینش انسان از نطفه می‌باشد(4) . خداوند متعال می‌فرماید: 
(الَّذِي أَحْسَنَ کُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ(7) ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاءٍ مَّهِينٍ(8)) السجدة: ٧ - ٨ 
«آن ذاتی که هر چه را آفرید، نیکو آفرید و آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد؛ پس نسل او را از عصاره‌ی آب ضعیف و ناچیزی خلق نمود».
عمر(رض) در پرتو آیات قرآن به این شناخت دست یافت که خداوند، انسان را با دستان خود آفریده و او را با قامتی متناسب و معتدل گرامی داشته و به او عقل، گویایی و قدرت تشخیص عنایت کرده است. همچنین مخلوقات آسمان‌ها و زمین را مسخر او گردانیده و او را بر بسیاری از مخلوقاتش برتری داده. و پیامبرانی به سوی انسان فرستاده و از همه مهم‌تر این که او را در صورت پیروی از پیامبران، شایسته‌ی محبت خویش قرار داده است. کسی که به چنین مقامی دست یابد، در دنیا از زندگی پاکیزه و در آخرت از نعمتهای جاویدان، بهره مند خواهد شد.
چنان که خداوند متعال می‌فرماید: 
(مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ يَعْمَلُونَ) النحل: ٩٧ 
«هر کس، چه زن و چه مرد، کار شایسته انجام دهد و مؤمن باشد، به او زندگی پاکیزه و خوشایندی می‌بخشیم و پاداش آنان را مطابق بهترین کارهایشان خواهیم داد».
همچنین عمر(رض) به حقیقت درگیری و کشمکش انسان و شیطان پی برد و دریافت این دشمن بزرگ از هر سو انسان را وسوسه می‌کند تا مرتکب معصیت گردد و نیروهای پنهان و خفته‌ی شهوانی را بر می‌انگیزد. بنابراین عمر(رض) از این دشمن، به خدا پناه می‌جست از او طلب یاری می‌نمود و همان طور که از زندگانیش بر می‌آید، بر او چیره گشت. او از داستان آدم -علیه السلام- و شیطان در قرآن به این نتیجه رسیده بود که آدم، نخستین فرد بشر است و جوهر اسلام یعنی اطاعت محض از دستورات خدا؛ همچنین دریافته بود که در انسان، زمینه‌ی لغزش وجود دارد. او از خطای آدم(ع) این مسأله را آموخته بود که انسان همیشه باید به خدا توکل نماید؛ وی، همچنین به اهمیت توبه و استغفار و ضرورت پرهیز از حسد و تکبر پی برده و از قرآن، فرهنگ گفتگو را یاد گرفته و آموخته بود. که باید با مخاطب خود با لحن و سخن نیک سخن بگوید: چنان که خدای متعال می‌فرماید: 
(وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ کَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا) الإسراء: ٥٣ 
«(ای پیغمبر!) به بندگانم بگو: سخنی بگویند که زیباترین و نیکوترین سخنها باشد؛ چرا که شیطان، (به وسیله ی سخنان زشت) در میان ایشان فساد و تباهی می‌آفکند و بی گمان شیطان، دشمن آشکار انسان است».
آری! عمربن خطاب(رض) بر اساس روش رسول خدا(ص) به تربیت و تزکیه‌ی یاران خود می‌پرداخت و درون آن‌ها را با انواع عبادات پاک می‌گرداند و آنان را به اخلاق قرآن آراسته می‌ساخت. 
خداوند متعال، عمر(رض) را گرامی داشت و او را از عقاید و باورهای نادرست جاهلی رهانید و به عقیده و آیینی صحیح رهنمون گرداند. عمر(رض) پیشتر به آیین بت پرستی اعتقاد داشت و قایل به دخترانی برای خدا بود. و فکر می‌کرد خداوند، با جنها وصلت کرده است؛ وی پیش از پذیرش اسلام، به سخن کاهنان 