4) 
در مورد مقدار حقوق و عطایایی که عمربن خطاب برای هر کدام از موارد بالا مقرر کرده بود، سند مورد اعتمادی یافت نمی‌شود(5)  به جز یک مورد که مقدار آن با سند موثق به دست ما رسیده و آن حقوق سالانه‌ی همسران رسول خدا است که مقدار آن ده هزار درهم بود. و بعداً تا سقف دوازده هزار درهم نیز ارتقاء یافته است. به جز حقوق صفیه و جویریه که سالانه هر کدام از آن‌ها شش‌هزار درهم اختصاص یافته است. روزی عائشه(رض) از عمر(رض) خواست تا حقوق همسران رسول خدا(ص) را مساوی کند عمر(رض) نیز با پیشنهاد ام المؤمنین موافقت کرد.
و حقوق هر فرد مهاجر و انصار نیز چهار هزار درهم بود. به جز عبدالله بن عمر(رض) که برای او 3500 درهم مقرر گردید به علت اینکه او هنگام هجرت کودکی بیش نبود که به تبعیت از پدرش هجرت کرده بود و مهاجر مستقلی به شمار نمی‌رفت. سپس در مقرری مهاجرین و انصار هزار درهم افزوده شد و حقوق سالانه آن‌ها از چهار هزار به پنج هزار ارتقاء یافت.(6)  البته این طور به نظر می‌رسد که این حقوق مختص مهاجرین و انصار بدری بود.(7)  چرا که حقوق شرکت کنندگان در حدیبیه سه هزار درهم مقرر گردید.(8)  و برای کودکان غیر شیرخوار یک‌صد درهم مقرر نمود که بعدا به خاطر ترس از این که مردم نوزادانشان را قبل از موعد مقرر از شیر باز گیرند، نوزادان را نیز مشمول همین حکم کرد. و برای مسلمانان غیر عرب بر حسب خدمات و موقعیت اجتماعی آن‌ها جیره‌ی نقدی و غیر نقدی در نظر گرفت. به عنوان مثال برای هرمزان دوهزار درهم در سال همراه با جیره‌ی ماهانه غیر نقدی (گندم و...) مقرر کرد. چرا که عمر(رض) علاوه بر مقرری ثابت، مقرری غیر ثابت و جیره غیر نقدی نیز می‌داد.(9)  چنان که همه‌ی افرادی که حقوقشان بیان گردید، ماهانه حسب نیاز، گندم نیز دریافت می‌نمودند. تا جایی که روزی گفت: اگر دارایی دولت بیش از این بود، برای هر فرد چهار هزار درهم مقرر می‌کردم: یک هزار برای هزینه‌های سفر ویک هزار برای سلاح و یک هزار برای مخارج خانواده و یک هزار برای هزینه‌های مرکبش.(10) 
و به نظر خلیفه، هر فرد مسلمان باید از روز تولد تا روز وفات سهمی در بیت المال می داشت. بنابراین روزی اعلان نمود که به خدا سوگند هیچ کسی نیست که در این دارایی سهمی نداشته باشد و من نیز مانند یک نفر از شما در آن سهیم می‌باشم ولی هر کس به اندازه‌ی فهم وی از قرآن و نزدیکی وی با رسول خدا و خدمات و شایستگی‌هایش و مقدار نیازمندی خود از آن برخوردار خواهد بود و به خدا سوگند که اگر زنده بمانم کاری خواهم کرد که سهم چوپانی که در کوه‌های صنعاء گوسفند می‌چراند در همان جا به وی برسد.(11) 
مهم این که معتقد به عدم برخورداری یکسان مسلمانان از بیت المال بود، بلکه خویشاوندان رسول خدا(ص) و بزرگان مهاجرین و انصار و کسانی را که سابقه‌ی خدمت و جهاد بیشتری داشتند بر دیگران ترجیح می‌داد. و بدین صورت بیشترین مال و ثروت در زمان عمر(رض) به کسانی اختصاص یافت که در واقع پایه‌گذاران دولت اسلامی به شمار می‌رفتند. و طبیعی بود که این گروه از نظر دانش و پایبندی به دستورات شریعت و تقوا نیز حرف اول را می‌زدند و در مالی که به دست آنان می‌افتاد، به بهترین وجه مصرف می‌کردند. بنابر این تقویت این گروه از نظر مالی باعث نفوذ بیشتر و سرانجام تأثیر بیشتر آنان در جامعه می‌شد و آن‌ها را در امر به معروف و نهی از منکر و کنترل اوضاع جامعه کمک می‌کرد.
ضمناً از لحن کلام عمر(رض) در اواخر زندگی چنین بر می‌آید که ایشان تصمیم به تعدیل سیاست قبلی خود داشتند و احتمال می‌رفت، به سمت و سوی یکسان کردن حقوقها قدمی ‌بردارند. تا جایی که روزی گفت: اگر تا سال آینده زنده بمانم کاری خواهم کرد که همه به صورت یکسان از این مال برخوردار باشند.(12) 
این سخن عمر بیانگر دیدگاه ایشان نسبت به اموال عمومی می‌باشد که فرمود: خداوند مرا نگهبان وتقسیم کننده‌ی این مال قرار داده است و افزود که در واقع تقسیم کننده هم، خودِ خداوند است.(13) 
و باری پس از فتح فارس وقتی اموال هنگفتی به بیت المال سرازیر گردید عمر(رض) با دیدن آن همه مال به گریه افتاد. عبدالرحمن بن عوف گفت: امروز که روز خوشحالی و سرور و سپاسگذاری است! عمر(رض) گفت: چنین نیست. به خدا سوگند! هر قوم و ملتی که چنین مالی به دست‌شان افتاده، در میان آن‌ها عداوت و دشمنی ایجاد شده است.(14) 
و چون چشمش به اموال بدست آمده از فتح جلولاء افتاد، این آیه را تلاوت نمود: 
(زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ) آل عمران: ١٤ 
«‏ براي انسان، محبّت شهوات ( و دلبستگي به امور مادي ) جلوه داده شده است، از قبيل: عشق به زنان و فرزندان و ثروت هنگفت و آلاف و الوف طلا و نقره‏».
و گفت: بار الها! ما نمی‌توانیم در مقابل آن‌چه‌ مایه‌ی زینت ما است، خوشحال نشویم. بار الها! به من توفیق انفاق این مال را در جای مناسب عطا کن و از شر آن مصونم بدار.(15) 
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سياسة المال في الإسلام ص198.
2) الاحکام السلطانیه و سیاسه المال. 
3) الطبقات (3/301)
4) تاريخ اليعقوبي (2/153، 154).
5) سياسة المال في الإسلام ص200.
6) همان ص214.
7) همان ص214.
8) همان ص215.
9) عصر الخلافه الراشده. 
10) سیاسه المال فی الاسلام. 
11) سیاسه المال... والطبقات الکبری.
12) عصر الخلافة الراشدة ص216، الأموال ابن زنجويه (2/576).
13) الأثر صحيح، عصر الخلافة الراشدة ص216.
14) عصر الخلافة الراشدة، ص217 الأثر صحيح.
15) عصر الخلافة الراشدة ص217 الأثر حسن.در مورد توزیع اموال غنیمت خداوند فرموده است: 
(وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن کُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) الأنفال: ٤١ 
«‏(اي مسلمانان!) بدانيد كه همه غنایمي را كه فراچنگ مي‌آوريد، يك پنجم آن متعلّق به خدا و پيغمبر و خويشاوندان (پيغمبر) و يتيمان و مستمندان و واماندگان در راه است. (سهم خدا و رسول به مصالح عامّه‌اي اختصاص دارد كه پيغمبر در زمان حيات خود مقرّر مي‌دارد يا پيشواي مؤمنان بعد از او معيّن مي‌نمايد. بقيّه يك پنجم هم صرف افراد مذكور مي‌شود. چهار پنجم باقيمانده نيز ميان رزمندگان حاضر در صحنه تقسيم مي‌گردد. بايد به اين دستور عمل شود) اگر به خدا و بدانچه بر بنده خود در روز جدائي (كفر از ايمان، يعني در جنگ بدر، روز هفدهم ماه رمضان سال دوم هجري) نازل كرديم ايمان داريد. روزي كه دو گروه (مؤمنان و كافران) روياروي شدند (و با هم جنگيدند، و گروه اندك مؤمنان، بر جمع كثير كافران، در پرتو مدد الهي پيروز شدند) و خدا بر هر چيزي توانا است». ‏
و اما چهار بخش دیگر این مال متعلق به فاتحان است و باید در می