ر آن و می‌دانست که هدف از این کار، تقویت اسلام توسط مسلمان شدن بزرگان عرب و تثبیت پایه‌های دین بوده است و اکنون که این اتفاق افتاده و اسلام قوی شده است، دادن چنین وجهی به مؤلفه‌القلوب نه این که باعث عزت اسلام نمی‌شود بلکه باعث ذلت و خواری نیز می‌باشد. بنابراین از دیدگاه ایشان علتی که خداوند به خاطر آن سهمی برای مؤلفه‌القلوب مقرر کرده بود در حال حاضر وجود ندارد. 
بنابراین روا نیست که بگوییم عمر(رض) نص قرآن مبنی بر دادن زکات به مؤلفه‌القلوب را لغو نموده است، چرا که چنین کاری به معنای نسخ آیه‌ای از کلام خدا است که این امر فقط توسط شارع و آن هم در حیات رسول خدا امکان پذیر است نه پس از وفات ایشان.(8)  بلکه تنها کاری که عمر(رض) انجام می‌داد، علت‌یابی نصوص و تطبیق آن‌ها با اوضاع و شرایط فعلی بود. (9) 
اما آزاد کردن بردگان، کمک به بدهکاران و مجاهدین راه خدا و مسافران در راه مانده همچنان جزو برنامه‌های صندوق زکات در زمان عمر(رض) بودند.
گفتنی است که قرآن توجه شایانی به مسافرین در راه مانده کرده و برای آن‌ها سهمی در مال زکات و غنیمت و خمس قرار داده است. توجه ویژه‌ای که اسلام نسبت به مسافرین بی بضاعت و در راه ماندگان کرده است در هیچ کدام از سیستمها و ادیان نظیر آن وجود ندارد، چنان که در سیره‌ی رسول اکرم و همچنین ابوبکرصدیق، این توجه ویژه ملموس بود. و در دوران عمربن خطاب اداره‌ای به نام «دار الدقیق» (انبار آرد) تشکیل داده شد که در آن آرد و آذوقه و نیازهای اولیه مسافران و مهمانان تدارک دیده شده بود. و علاوه برآن در میان مکه و مدینه کاروان سرا ساخته بودند تا مسافران در آن‌جا به اســتراحت بپردازند و تا کـــاروان سرای بعــــدی آب و آذوقه بردارند.(10)  
بی تردید شناسایی این اصناف هشتگانه در هر منطقه و بررسی آمار دقیق و مقدار نیاز آنان، نیاز به دبیرخانه‌ایی در هر منطقه و مرکز بزرگی در دار الخلافه دارد. چنان که برای این منظور در زمان عمربن خطاب در مدینه اداره‌ی کل مؤسسه زکات وجود داشت که در مناطق و شهرهای دیگر نمایندگی‌هایی دایر کرده بود. (11) 
لازم به یادآوری است که با مطالعه‌ی دقیق اصناف هشتگانه‌ی فوق به این نتیجه می‌رسیم که در دادن زکات به این‌ها هم مصالح دینی و سیاسی و هم مصالح اجتماعی مدنظر بوده است که با اجرای دقیق آن، سایر نیازمندیهای جامعه برطرف و در آن امنیت و الفت و همبستگی برقرار می‌شود.(12) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) النظام الإسلامي المقارن ص112، سياسة المال ص171 .
2) الأموال لأبي عبيد (4/676)، سياسة المال ص171 .
3) سياسة المال في الإسلام ص172
4) منبع سابق. 
5) سياسة المال في الإسلام ص175 .
6) سياسة المال في الإسلام ص177، 178 .
7) الأبعاد السياسية لمفهوم الأمن في الإسلام ص306 .
8) الاجتهاد في الفقه الإسلامي ص132، 133.
9) همان منبع ص134.
10) الطبقات (3/283).
11) سياسة المال في الإسلام ص184.
12) سیاسه المال فی الاسلام 184<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">تقدیم</a><a class="text" href="w:text:5.txt">پیشگفتار</a><a class="folder" href="w:html:6.xml">فصل اول: عمر(رض) در مکه</a><a class="folder" href="w:html:22.xml">فصل دوم: شکل گیری شخصیت عمر(رض) در پرتو رهنمودهای قرآن و آموزه های نبوی</a><a class="folder" href="w:html:84.xml">فصل سوم: تعیین خلافت عمر(رض) توسط ابوبکر، برنامه‌های حکومتی ایشان و زندگی شخصی وی</a><a class="folder" href="w:html:187.xml">فصل چهارم: نظام مالی و سازمان قضایی و فرایند تکمیل آن در دوران خلافت عمر(رض)</a><a class="folder" href="w:html:245.xml">فصل پنجم: روش عمر(رض) در برخورد با فرماندهان و کارگزاران دولت</a><a class="folder" href="w:html:342.xml">فصل ششم: فتوحات در ناحیه‌ی عراق و جبهه‌ی شرقی</a><a class="folder" href="w:html:447.xml">فصل هفتم: فتح شام، مصر و لیبی</a><a class="folder" href="w:html:568.xml">فهرست منابع</a></body></html>عمر(رض) در ذی حجه سال ششم بعثت، در سن بیست و هفت سالگی(1)  و سه روز(2)  پس از مسلمان شدن حمزه (رض) به اسلام مشرف گردید. در آن زمان تعداد مسلمان، سی و نه نفر بود. اینک عمر(رض) می‌گوید: روزی که‌ اسلام آوردم، تعداد مسلمانان سی و نه‌ نفر بود، پس من با اسلام خود عدد چهل را تکمیل نمودم و خداوند توسط من اسلام را آشکار ساخت و به‌ اسلام عزت بخشید. و بنا به‌ روایتی تعداد چهل نفر و یا اینکه‌ چهل و اندی مرد و حدود سیزده زن نیز مسلمان شده بودند؛ و از این‌رو که‌ مسلمانان از ترس مشرکین خود را پنهان می‌نمودند، عمر بیشتر آن‌ها را نمی‌شناخت، زیرا عمر بیشتر از همه‌ نسبت به‌ مسلمانان سختی نشان می‌داد.(3)
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الخلفاء ص137
2) أخبار عمر، الطنطاويان ص22 .
3) اخبار عمرً، ص22در آمد حاصل از این منابع صرف حقوق و عطایای خلفاء، استانداران، لشکریان و مخارج اهل بیت پیامبر(ص) و خانواده‌های مجاهدین و دیگر موارد خیریه می‌شد.
ـ حقوق و عطایای خلیفه
حقوق و عطایایی که به عمرفاروق (رض) اختصاص داشت طبق روایتی سالانه پنج هزار و طبق روایت دیگری شش هزار درهم بود.
ـ حقوق استانداران
عمر(رض) در هر استان و ولایتی استاندار لایق و کار کشته‌ای برای اداره‌ی آن استان تعیین می‌کرد و در اختیار او هیأتی از معاونان، قاضیان، کارمندان جمع آوری زکات و خراج می‌گذاشت. به عنوان مثال خود استاندار مسئول برگزاری نماز و فرمانده‌ی جنگها و فردی مسئول جمع‎آوری اموال زکات و مالیاتها و دیگری برای آمارگیری و ارزیابی محصولات و غیره مقرر شده بود. و هر کدام به مناسبت مسئولیت خویش و نیز دوری و نزدیکی محل کار و تورم موجود در آن منطقه از بیت المال حقوق دریافت می‌نمود(1)  که در بحث مسئولین دولتی و استانداران در این باره به تفصیل سخن خواهیم گفت.
ـ حقوق و عطایای لشکر
عمر(رض) به امور لشکر اهمیت ویژه‌ای قايل بود و برای رسیدگی به امور آنان دیوان جیش را تدوین و تأسیس نمود و حقوق رزمندگان را بر اساس خویشاوندی با رسول خدا و سوابق اسلامی‌آن‌ها مقرر کرد.(2)  بنابراین بیشترین حقوق به اهل بیت رسول الله یعنی فرزندان هاشم اختصاص یافت که عباس به نمایندگی از آنان مبلغ مورد نظر را دریافت و در میان آن‌ها توزیع می‌نمود. و بعد از آن نوبت به همسران رسول خدا می‌رسید و هر کدام حقوق مستقلی دریافت می‌کرد. و بعد از آن‌ها نوبت به سایر مسلمانان می‌رسید که بر اساس سوابق و زحمتهایی که برای اسلام کشیده بودند، حقوق دریافت می‌نمودند. چنان که پیشاپیش همه، اسامی‌ اهل بدر می‌درخشید و سپس کسانی که از جنگ بدر تا حدیبیه در جبهه‌ها حضور داشته و بعد از آن‌ها کسانی که از حدیبیه تا جنگهای رده حضور داشته‌اند و در پایان کسانی که در جنگهای قادسیه و یرموک شرکت کرده بودند. همچنین حقوقی برای همسران و فرزندان رزمندگان در نظر گرفته شد. حتی برای نوزادان نیز سالانه یکصد درهم اختصاص یافت که هر سال آن‌را افزایش می‌داد.(3)  برای بردگان آزاد شده نیز هزار الی دو هزار درهم اختصاص داد. (